دانشنامه تهران بزرگ - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧٥ - آشتیانی غروی
آشتیانی غروی
نویسنده (ها) : مینا احمدیان
آخرین بروز رسانی : جمعه ٥ خرداد ١٤٠٢
تاریخچه مقالهآشتیانی غروی \āštiyānī-ye qaravī\، شیخ مرتضى، عالم دینی، فقیه، مجتهد و مدرس.
پدرش میرزا محمدحسن مجتهد آشتیانی از علما و مدرسان بنام تهران در عصر ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجار بود که رهبری جنبش تنباکو را در ایران بر عهده داشت.
شیخ مرتضى در ١٢٨١ ق/ ١٨٦٤ م، در همان سالی که شیخ مرتضى انصاری از دنیا رفت، در نجف به دنیا آمد و پدرش بهسبب ارادتی که به استاد خود داشت، نام او را مرتضى نهاد (شریف رازی، گنجینه ... ، ٧/ ٩٥؛ شیخ انصاری، ٢٢٨؛ قس: مرسلوند، ١/ ٣٥، که تولد او را ١٢٨٠ ق، در تهران نوشته است). او در سنین کودکی به همراه پدرش به تهران آمد و دروس دینی را تا مرحلۀ سطح، نزد پدر (شریف رازی، همانجا)، و قسمتی از حکمت را نزد میرزا ابوالحسن جلوه آموخت (فرهنگ ... ، ١/ ١٨٢). آنگاه برای ادامۀ تحصیل راهی نجف شد و در محضر آخوند ملا محمدکاظم خراسانی، میرزا حبیبالله رشتی، میرزا حسین محدث نوری و میرزا حسین خلیلی تهرانی شاگردی کرد تا به مرتبۀ اجتهاد رسید (همانجا؛ امین، ٣/ ٢٥٧؛ زنگنه، ١/ ٣٥). وی در حکمت و فلسفه از درس شیخ عبدالحسین صالحی نیز بهرهمند گردید (امین، همانجا)، و در درس اخلاق از شاگردان عارف بزرگ شیخ محمد بهاری بود (زنگنه، همانجا).
شیخ مرتضى پس از پایان تحصیلات به تهران بازگشت و در مدرسۀ خان مروی که پدرش متولی آن مدرسه بود، به تدریس پرداخت. پس از درگذشت پدر، تولیت آن مدرسه و امامت مسجد خازنالملک را بر عهده گرفت (معلم، ٧/ ٢٣٤١؛ ملکزاده، ٢/ ٢٧٤؛ کسروی، ٦٤؛ فرهنگ، ١/ ١٨٢-١٨٣). حضور او در تهران مصادف با خیزش جنبش مشروطهخواهی بود؛ وی نیز به صف هواداران مشروطه پیوست و حتى مدتی پیش از صدور فرمان مشروطه، طی نامهای به مظفرالدین شاه اوضاع آشفتۀ سیاسی را به او یادآوری کرد و از شاه درخواست چارهجویی نمود (ناظمالاسلام، ١/ ٢٨؛ محبوبی، ٢٣٩-٢٤١).
پس از حادثۀ مسجد شاه در شوال ١٣٢٣/ دسامبر ١٩٠٥، او به همراه روحانیانی چون سید محمد طباطبایی، سید عبدالله بهبهانی، برادرش میرزا مصطفى آشتیانی، سید جمال افجهای و صدرالعلما با بسیاری از مردم برای مبارزه با استبداد و گرفتن مجوز برقراری عدالتخانه به شهرری مهاجرت کردند و در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) متحصن شدند. این مهاجرت در تاریخ به «مهاجرت صـغـرى» مـعـروف شـد (مـلـکزاده، ٢/ ٢٧١؛ نـیـز نک : ناظمالاسلام، ١/ ٣٣١-٣٤٣؛ مرسلوند، همانجا). این مسئله باعث شد که عینالدوله تولیت مدرسۀ خان مروی و امامت مسجد خازنالملک را از او بگیرد و مدرسۀ مروی را به سید ابوالقاسمِ امامجمعه، و پیشنمازیِ مسجد خازنالملک را به ملا محمد آملی واگذار کند (کسروی، ٦٤؛ دولتآبادی، ٢/ ١٥-١٦؛ ملکزاده، ٢/ ٢٧٤؛ مرسلوند، ١/ ٣٦). آشتیانی همچنین در جریان تخریب ساختمان بانک استقراضی روس، در رمضان ١٣٢٣/ نوامبر ١٩٠٥، از برانگیزانندگان مردم بود (کسروی، ٥٦-٥٧؛ ناظمالاسلام، ١/ ٣٢٧).
در روز جمعه ١٦ ذیقعدۀ ١٣٢٣، امیر بهادر، وزیر دربار، از طرف مظفرالدین شاه مأمور شد که متحصنین را با احترام به تهران بازگرداند. آشتیانی به همراه دیگر علما پس از بازگشت، با مظفرالدین شاه دیدار کردند و شـاه قول تأسیس عدالتخانه را داد. این درواقع نخستین گام مشروطهخواهان در رسیدن به خواستههایشان بود (ملکزاده، ٢/ ٣٠٩).
آشتیانی پس از بازگشت از شهرری به همراهی علمای طرفدار مشروطه، مجمعی را تشکیل دادند که در آن به تحلیل اوضاع سیاسی و اخبار روز میپرداختند. این مجمع درحقیقت مجلس شورای ملّیون بود (همو، ٢/ ٣٢٩؛ مرسلوند، همانجا). با طفرهرفتن عینالدوله از برآوردن خواستههای مهاجران، بهویژه تأسیس عدالتخانه، در جمادیالاول ١٣٢٤، آشتیانی بههمراه شماری از علما به نشانۀ اعتراض، به قم مهاجرت کردند. با استقرار حکومت مشروطه، آشتیانی از فعالیت سیاسی کناره گرفت ( فرهنگ، همانجا). او در دوران استبداد صغیر از نظام مشروطه پشتیبانی کرد و در پاسخ مقلدان خود که از او استفتا کرده بودند که آیا مشروطه شرعی است یا نه؟، و آیا انعقاد مجلس شورای ملی لازم است یا خلاف قانون شرع است؟، چنین پاسخ داد: «مشروطه و انعقاد مجلس شورا موافق اخبار و روایات و احادیث، و از وظایف شرعیه و لوازم دین حنیف است و مخـالف آن، دشمن دین اسلام و خائن به دولت و ملت و مملکت است» (کلانتری، ٣٥٣). او از جملۀ روحانیانی بود که در جریان انحلال مجلس در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) متحصن شد و برادرش میرزا مصطفى نیز که جزو متحصنان بود، در این ایام به قتل رسید.
از زمان فتح تهران تا ١٣٤٠ ق/ ١٩٢٢ م که آشتیانی به مشهد رفت، خبری از فعالیتهای او نیست. او در مشهد به اقامۀ جماعت و تدریس مشغول شد و ادارۀ حوزۀ علمیۀ مشهد را نیز عهدهدار بود (همانجا؛ شریف رازی، گنجینه، ٧/ ٩٥، اختران ... ، ١٧٤).
دورۀ جدید فعالیتهای سیاسی آشتیانی مقارن با رویکارآمدن رضا شاه بود. در شهریور ١٣٠٦، وقتی که مخبرالسلطنه هدایت طی بیانیهای روحانیان را از امر به معروف و نهی از منکر منع کرد، آشتیانی بههمراه گروهی از علمای خراسان تلگرافهای شدیداللحنی به دربار مخابره، و در آن، اقدام رضا شاه را رد کردند (فرهنگ، ١/ ١٨٣). این نخستین قدم آشتیانی در مخالفت با طرحهای رضا شاه بود که سرانجام رضا شاه مجبور به عقبنشینی شد. با تصویب قانون لباس متحدالشکل، حکومت وقت آشتیانی را تحت فشار قرار داد که از صدور جواز اجتهاد به طلبهها خودداری کند (همان، ١/ ١٨٤). در جریان اقدامات رضا شاه در جهت قانون کشف حجاب و قیام گوهرشاد، شیخ مرتضى بههمراه ٧ تن از روحانیان در تلگرافی به رضا شاه، از او خواستند طرح تغییر لباس و کشف حجاب و کشتار مردم را متوقف کند. رضا شاه پس از این اقدام، دستور دستگیری رؤسای مذهبی را صادر نمود، اما از دستگیری شیخ مرتضى، بهسبب نفوذ او در میان مردم، خودداری کرد (مرسلوند، ١/ ٣٦-٣٧). شیخ مرتضى به تهران احضار شد و چند سال در زاویۀ حضرت عبدالعظیم (ع)، در حال تبعید، مجاور بود تا اینکه در ١٣٢٠ ش پس از سقوط رضا شاه، تبعید او به سر آمد و به عتبات رفت و در کربلا به تدریس مشغول شد؛ اما پس از دو سال، بهسبب بیماری، مجبور به بازگشت به مشهد شد و در همان شهر تا پایان عمر ساکن بود (شریف رازی، گنجینه، همانجا).
آشتیانی در ٢٨ آبان ١٣٢٥ در مشهد درگذشت (شیخ انصاری، ٢٢٨) و در حرم امام رضا (ع) در محل دارالسعاده دفن شد (شریف رازی، اختران، همانجا؛ زنگنه، ١/ ٣٦).
از او کتابی در فقه با عنوان باب الاجاره در ١٣٤٣ ش به چاپ رسیده است (امین، ٣/ ٢٥٧).
مآخذ
امین، حسن، اعیان الشیعة، بیروت، ١٤١٠ ق؛ دولتآبادی، یحیى، حیات یحیى، تهران، ١٣٦٢ ش؛ زنگنه، ابراهیم، مشاهیر مدفون در حرم رضوی، مشهد، ١٣٨٢ ش؛ شریف رازی، محمد، اختران فروزان ری و تهران، قم، مکتبةالزهراء؛ همو، گنجینۀ دانشمندان، قم، ١٣٥٤ ش؛ شیخ انصاری، مرتضى، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، قم، ١٣٧٣ ش؛ فرهنگ نـاموران معـاصر ایران، تهران، ١٣٨١ ش؛ کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران، تهران، ١٣١٦ ش؛ کلانتری باغمیشهای، ابراهیم، روزنامۀ خاطرات، به کوشش یحیى ذکاء، تهران، ١٣٧٧ ش؛ محبوبی اردکانی، حسین، «تقـاضـای مشروطیت»، یغمـا، تهـران، ١٣٥٥ ش، س ٢٩، شم ٤؛ مرسلوند، حسن، زندگینامۀ رجال و مشاهیر ایران، تهران، ١٣٦٩ ش؛ معلم حبیبآبادی، محمدعلی، مکارم الآثار، اصفهان، ١٣٧٤ ش؛ ملکزاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، ١٣٧١ ش؛ ناظمالاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ١٣٥٧ ش.
مینا احمدیان