دانشنامه تهران بزرگ - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٢٠ - نیاوران
نیاوران
نویسنده (ها) : علیرضا بنی جانی
آخرین بروز رسانی : دوشنبه ٩ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقالهنیاوران \ niyāvarān \ ، در گذشته روستایی از توابع شمیران و امروزه محلهای در شمال کلانشهر تهران.
هرچند در منابع مکتوب پیش از دورۀ قاجاریه نامی از این روستا برده نشده، اما از شواهد موجود پیدا ست که دیرینگی این روستا به سدههای پیش از دورۀ قاجاریه بازمیگردد. بر پایۀ منابع دورۀ قاجاریه، پیش از آنکه این روستا (به گمان قوی، در زمان سلطنت فتحعلی شاه) نیـاوران نـامیده شـود، کـردویـه خـوانـده میشد (نک : افضلالملک، ٢٨). میرزا محمد مهندس در اثر جغرافیایی خود به نام «جغرافیای درۀ رودبار قصران»، از نیاوران با نام کردوی یاد کرده است. به نوشتۀ او، این روستا از شکرآب دو فرسنگ فاصله داشته، و نخستین روستای شمیران بر سر راه رودبار قصران بوده است (ص ٧٦).
به گمان برخی، نام کردوی برگرفته از نام گردوی، از سپهسالاران زمان خسروپرویز و برادر بهرام چوبینه، از خاندان مهران و از دودمانهای هفتگانۀ زمان ساسانیان بوده است که نسب خود را به اشکانیان میرساندهاند (کریمان، ٥٣-٥٤). به گواهی منابع تاریخی، خاندان مهران بر سرزمین ری فرمانروایی میکردند؛ چنانکه اطلاق نام مهران بر شماری از جاهای سرزمین ری یادگاری از روزگار فرمانروایی این خاندان بر سرزمین ری بوده است؛ از آن جمله میتوان به روستای مهران که امروزه به محلهای در شمیران بدل شده است، و نیز قنات مهران که در شمار منابع اصلی تأمین آب مصرفی تهران قرار داشت و مادرچاه آن در شمیران در حوالی منطقۀ ضرابخانۀ امروزی بود و در شمال تهران، در حصار شاهطهماسبی، در کاخ گلستان امروزی آفتابی میشد، اشاره کرد. اگر نام قدیمی روستای نیاوران (کردویه) به درستی برگرفته از نام گردوی، برادر بهرام چوبین باشد، میتوان دیرینگی نیاوران را دستکم به دورۀ ساسانیان و پیوسته با تاریخ سرزمین کهن قصران جستوجو کرد.
نخستین واقعۀ تاریخی ثبتشده دربارۀ نیاوران روایتی است که امروزه نیز مردم نیاوران بدان باور دارند. به موجب این روایت، امام حسن عسکری (ع) (٢٣٠-٢٦٠ ق / ٨٤٥-٨٧٤ م) بنا به وعدهای که به جعفر بن شریف جرجانی برای رسیدگی به امور شیعیان گرگان داده بود، به آن سرزمین سفر کرد (مجلسی، ٥ / ٢٦٢-٢٦٣). به باور اهالی نیاوران، او بر سر راه خود در روستای گردویه با آب قنات این روستا وضو گرفته، و در آنجا نماز گزارده است. پس از آن، مردم در این محل مسجد کوچکی از خشت و گل و چوب بنا نهادند. این مسجد نزد مردم نیاوران، مکان مقدسی بود که در کنار آن شمع روشن میکردند و هر چندی که دستخوش آسیب و ویرانی میشد، به بازسازی آن میپرداختند. این مسجد کوچک که به نام آن حضرت نامبردار است، امروزه به فاصلۀ اندکی در شمال تکیۀ نیاوران جای دارد.
مسجد امام حسن عسکری (ع) در ١٣٨٣ ش با مصالح امروزی بازسازی شد. این مسجد همچنان مورد احترام و تقدیس مردم است و برخی در سقاخانۀ کوچک و تعبیهشده بر دیوار بیرونی آن شمع روشن میکنند و در آن مسجد افزون بر نمازهای یومیه، نماز حاجت میخوانند (سعادت مصطفوی).
با توجه به بافت فعلی محلۀ نیاوران، این مسجد ظاهراً قدیمیترین مسجد روستا بوده است و هستۀ نخستین روستای نیاوران را باید در پیرامون آن جستوجو کرد (برای اطلاع بیشتر، نک : ه د، امام حسن عسکری (ع)، مسجد).
صرفنظر از درستی یا نادرستی روایت نقلشده که حکایت از وجود قریۀ نیاوران در سدۀ ٣ ق / ٩ م در روزگار امام حسن عسکری (ع) دارد، نام نیاوران ظاهراً نخستینبار در منابع تاریخی دورۀ قاجاریه آمده است. پس از انتخاب تهران به عنوان پایتخت در زمان آقا محمدخان قاجار (١٢١٠ ق / ١٧٩٥ م)، روستاهای خوش آبوهوای شمیران مورد توجه شاهان ایلاتیتبار قاجار و درباریان قرار گرفت، به تابستانگاه آنان بدل شد و تنی چند از شاهان قاجار در آنجا عمارتهایی ییلاقی برپا کردند. فتحعلی شاه قاجار که علاقۀ بسیاری به شکار در کوهپایههای شمالی تهران داشت، در نیاوران و محلی که بعدها در آن کاخ صاحبقرانیه بنا شد، عمارتی ییلاقی بنا نهاد و در فصل گرما گاهی در آنجا اقامت میگزید (اعتمادالسلطنه، مرآة ... ، ٤ / ٢٣٠٧- ٢٣٠٨).
بر پایۀ گواهیهای موجود، عمارت ییلاقی فتحعلی شاه در قسمت غربی باغ نیاوران، جایی که کهنسالترین درختان چنار همچنان در آن پابرجا ست، جای داشته است (ستوده، ٢ / ٨٠٢). برخی تغییر نام کردوی را به نیاوران، از زمان ساخت عمارتهای ییلاقی سلطنتی در این روستا میدانند. به باور آنان، پس از برپایی عمارت ییلاقی در محل نیزار متصل به دهکده، آن بنا به نیاوران شهرت پیدا کرد و سپس این نام به دهکده نیز اطلاق، و نام کردوی رفتهرفته به فراموشی سپرده شد (همو، ٢ / ٧٨٩).
برخی نیز نام نیاوران را مرکب از واژههای «نیا» به معنی جد و عظمت، و پسوند «ور» به معنی صاحب و دارنده، به همراه «ان» علامت نسبت دانسته، و روی هم رفته این نام را به معنی دارای عظمت دانستهاند (نک : بلاغی، ١ / ٨١). اما این وجوه تسمیه با اصول زبانشناسی سازگاری ندارد و به درستی روشن نیست که نام نیاوران از چه زمان، و از چه روی بر این روستا نهاده شده است.
نیاوران در دورۀ محمد شاه نیز مورد توجه او بود. او عمارت ییلاقی ساختۀ فتحعلی شاه را تا حدی گسترش داد و در تابستانها به آنجا رفتوآمد میکرد. این عمارت در آن زمان مشتمل بر بالاخانهای مختصر و دو سازه در دو طرف آن بود (اعتمادالسلطنه، همانجا، المآثر ... ، ٨٤-٨٥)؛ اما هنوز این عمارتْ شاهانه قلمداد نمیشد. اوج رونق نیاوران در دورۀ قاجار به روزگار ناصرالدین شاه (سل ١٢٦٤-١٣١٣ ق / ١٨٤٨- ١٨٩٥ م) بازمیگردد. گرچه محمد شاه قاجار در سالهای پایانی پادشاهی خود دستور ساخت کاخی سلطنتی را در زمینهای اسدآباد شمیران داده بود و احداث بنای آن تا زمان درگذشت او روی به اتمام داشت، اما جانشین او، ناصرالدین شاه قاجار، به سبب آنکه محمد شاه در آنجا بدرود حیات گفته بود، کاخ موسوم به محمدیه در اسدآباد را منحوس و بدشگون میپنداشت؛ بنابراین، از تکمیل کاخ پدری امتناع ورزید و به جای آن در ١٢٦٨ ق / ١٨٥٢ م دستور تخریب عمارت ییلاقی یادشده در نیاوران، و بنانهادن بنایی مجلل را بر جای آن صادر نمود (معیرالممالک، ١٤٣؛ اعتمادالسلطنه، تاریخ ... ، ٣ / ١٧٣٤).
ازاینرو، او نخست حاجی علی خان حاجبالدوله ــ پدر محمدحسین خـان اعتمـادالسلطنـه ــ را مـأمور ساختن عمارتی شاهانه کرد (همو، مرآة، همانجا). اما ظاهراً عمارتِ احداثشده توسط حاجبالدوله رضایت ناصرالدین شاه را فراهم نکرد و به نوشتۀ اعتمادالسلطنه، ناصرالدین شاه چندین سال بعد، یحیى خان مشیرالدوله را مأمور ساختن عمارتی در همانجا کرد ( المآثر، ٨٥)؛ اما از نوشتۀ اعتمادالسلطنه به درستی روشن نیست که آیا عمارت جهاننمای ساختۀ حاجبالدوله، توسط یحیى خان مشیرالدوله تخریب، و بر جای آن عمارتی جدید ساخته شد، یا آنکه عمارت موجود گسترش یافت. این عمارت به سبب قرار داشتن بر بلندی، مشرفبودن به صحرا و امکان دیدن سواد تهران از آن، به کاخ جهاننما موسوم شد (همو، مرآة، همانجا).
کاخ جهاننما در وسط باغی مصفا قرار داشت و افزون بر عمارت اصلی شاهانه، خوابگاه اندرون و ٤٠ بنای کوچک دیگر برای اهالی حرم و نظارتخانه، کشیکخانه، قراولخانه و آشپزخانه نیز در این باغ ساخته شده بود (معیرالممالک، همانجا). کاخ جهاننما در ١٣٠٠ ق / ١٨٨٣ م، به عمارت صاحبقرانیه تغییر نام داد. این تغییر نام از آن جهت بود که پادشاهی ناصرالدین شاه از ١٢٦٤ ق / ١٨٤٨ م آغاز شده، و پس از پایان سدۀ ١٣ ق / ١٩ م و آغاز سدۀ جدید قمری ادامه یافته، و از اینرو، به سلطان صاحبقران ملقب گشته بود (اعتمادالسلطنه، المآثر، ٨٤-٨٥).
دربارۀ تملک زمینهای نیاوران در دورۀ قاجاریه پیش از احداث عمارت ییلاقی سلطنتی در آن، دو روایت نقل شده است: به نوشتۀ افضلالملک، این زمینها نخست در تملک یکی از زنان ناصرالدین شاه به نام فخرالدوله بوده است و او هنگامیکه ناصرالدین شاه تصمیم گرفت در اراضی نیاوران عمارتی سلطنتی برپا کند، این زمینها را به وی پیشکش کرد. ناصرالدین شاه نیز در ازای آن، قریۀ چیذر را به فخرالدوله بخشید (ص ٢٨)؛ اما بلاغی این حکایت را به فتحعلی شاه قاجار نسبت میدهد. به نوشتۀ او، هنگامیکه زمینهای نیاوران مورد توجه فتحعلی شاه قرار گرفت، فخرالدوله ــ همسر او ــ این زمینها را به وی پیشکش کرد و شاه قاجار نیز در مقابل، روستای چیذر را به او بخشید (همانجا).
با توجه به آنکه افضلالملک همزمان با ناصرالدین شاه میزیسته، و از سوی دیگر در منابع، از زنی به نام فخرالدوله در شمار همسران فتحعلی شاه یاد نشده است، روایت اول درستتر مینماید. به هر روی، نیاوران از ابتدای پادشاهی خاندان قاجار همواره مورد توجه ویژۀ شاهان این سلسله بوده است. با برپایی کاخ جهاننما در ١٢٦٨ ق / ١٨٥٢ م، نیاوران رونق بیشتری یافت و درباریان و اشراف تهران نیز به ساختن عمارتهای ییلاقی در آنجا همت گماشتند، که از آن جمله میتوان به عمارتهای مهد علیا و میرزا آقاخان نوریِ صدراعظم (سپهر، ٣ / ١٥١٣) در نیاوران اشاره کرد.
انیسالدوله، سوگلی ناصرالدین شاه، نیز به فاصلۀ اندکی در غرب صاحبقرانیه باغ و عمارتی داشت که دارای چندین اتاق در امتداد یکدیگر بود. این باغ و عمارت را ناصرالدین شاه به انیسالدوله بخشیده بود و او نیز بعدها آن را به آقاعلی خواجه که برای مدتی طولانی خدمتگزار او بود، واگذار کرد (ستوده، ٢ / ٧٩٨- ٧٩٩). ناصرالدین شاه قاجار هرساله مدتی از تابستان را در نیاوران میگذراند و شمار بسیاری از درباریان را نیز با خود به آنجا میبرد (سرنا، ٢١٨).
بدون شک، برطرف نمودن نیازهای این شمار از همراهان شاه مستلزم به وجود آوردن برخی امکانات رفاهی در نیاوران بود؛ از اینرو، در ١٢٦٨ ق به فرمان ناصرالدین شاه راستهبازاری مشتمل بر ١٠٠ باب دکان، در نیاوران ساخته شد (اعتمادالسلطنه، المآثر، ١ / ٩٣، مرآة، ٢ / ١١٢٧). همچنین در ١٢٧٣ ق / ١٨٥٧ م، به فرمان ناصرالدین شاه، جنب قصر سلطنتی تکیهای دولتی برای برگزاری مراسم تعزیه بنیاد نهاده شد (همو، المآثر، ١ / ٩٧).
در سالهایی که ماه محرم مصادف با تابستان بود، معمولاً تعزیۀ دولتی با حضور ناصرالدین شاه و درباریان در تکیۀ نیاوران برگزار میشد؛ به نوشتۀ اعتمادالسلطنه، در سالهای ١٢٧٤، ١٢٧٥ و ١٢٧٧ ق، مراسم تعزیۀ دولتی در تکیۀ نیاوران برگزار شد (نک : مرآة، ٢ / ١٢٩١، ١٣١١، ١٣٦٧، تاریخ، ٣ / ١٨٣٢).
افزون بر برگزاری تعزیههای دولتی در روزهای سوگواری امام حسین (ع) در نیاوران، مراسم دولتی دیگری که همزمان با فصل تابستان بود، نیز در آنجا اجرا میشد. به نوشتۀ اعتمادالسلطنه، مراسم سلام عام عید فطر ١٢٦٨ ق / ١٨٥٢ م، در کاخ نوبنیاد نیاوران با حضور بزرگان لشکری و کشوری برگزار شد (همان، ٣ / ١٧٣٥).
منابع تاریخی دورۀ قاجار از آمدوشدهای ناصرالدین شاه به نیاوران به مناسبتهای مختلف، و رویدادهای تاریخی مربوط به آن یاد کردهاند. یکی از این رویدادها قصد کشتن ناصرالدین شاه در ١٢٦٨ ق / ١٨٥٢ م توسط پیروان سید علیمحمد باب بوده است. در ٢٨ شوال آن سال، هنگامیکه ناصرالدین شاه از نیاوران آهنگ شکار میکرد، ٣ تن از بابیان به طریق دادخواهی به او نزدیک شده و به بهانۀ بیرون آوردن عریضه، دست زیر جامۀ خود برده و تپانچه بیرون کشیده، به سوی او شلیک کردند، اما تیرها به خطا رفت و جز چند خراش که ناشی از ساچمههای یکی از حملهکنندگان بود، آسیبی به ناصرالدین شاه نرسید (اعتمادالسلطنه، مرآة، ٢ / ١١٣٥-١١٣٦؛ سپهر، ٣ / ١١٨٤-١١٨٥؛ ملکآرا، ٤٩).
از دیگر وقایع تاریخی در نیاوران، راهاندازی خط تلگرافی میان کاخ گلستان در تهران و کاخ جهاننما در ١٢٧٤ ش / ١٣١٣ ق بود. در این سال برای نخستینبار در ایران از کاخ گلستان تا باغ لالهزار که تا آن تاریخ بیرون از حصار تهران بود، خط تلگرافی کشیده شد (نک : بلاغی، ١ / ٨٢). این خط تلگراف از آن جهت که ناصرالدین شاه بیشتر روزهای گرم سال را در باغها و عمارتهای ییلاقی شمیران میگذراند، به دستور او کشیده، و با تشریفات و جشن مفصلی راهاندازی شد. نخستین مخابرۀ تلگرافی از کاخ گلستان به کاخ سلطنتی نیاوران، عرض تبریک اتابک اعظم به ناصرالدین شاه بود. شاه آن شب در نیاوران ماند و به تماشای آتشبازی، چراغانی و دیگر مراسم شادمانی که به این مناسبت ترتیب داده شده بود، پرداخت (همو، ١ / ٨٢-٨٣).
اما مهمترین رویداد تاریخی در نیاوران امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه در تاریخ ١٤ جمادیالآخر ١٣٢٤ ق / ٥ اوت ١٩٠٦ م در کاخ صاحبقرانیۀ نیاوران بود. آمدوشدهای ناصرالدین شاه و شاهان پس از او به نیاوران، موجب شد تا راه آسانگذری از تهران به نیاوران ساخته شود. در آن زمان، تنها راه دسترسی به شمیران جادهای خاکی به درازای دو فرسنگ، موسوم به جادۀ شمیران بود که از دروازۀ شمیران در تهرانِ عهد ناصری آغاز میشد و تا نخستین روستاهای شمیران امتداد مییافت (چاپارباشی، ٥٥٢). به نوشتۀ هردوان، قلهک نخستین روستا بر سر راه جادۀ تهران به شمیران بود، و راههای متعددی از آنجا به دیگر روستاهای شمیران منشعب میشد (ص ١٠٥).
ژان باتیست فووریه، پزشک مخصوص ناصرالدین شاه، که در سفرهای شاه قاجار او را همراهی میکرد، در سفرنامۀ خود، راه تهران به نیاوران را راهی خاکی و معمولاً پر گرد و خاک، و با فاصلۀ زمانی حدود ٣ ساعت، توصیف کرده است. به نوشتۀ او، پیش از عبور شاه از این جاده و برای جلوگیری از ایجاد گرد و خاک، آن را آبپاشی میکردند. در دو طرف جاده درختانی کاشته شده بود که با سایه افکندن بر آن، تحمل گرمای طاقتفرسای تابستان را بر رهگذران آسانتر میکرد. در میان این درختها، بوتههایی از گل سرخ رونده دیده میشد که به پیکر درختان میپیچیدند و منظرۀ بسیار زیبایی را پدید میآوردند (ص ١٦١).
پس از انقراض سلطنت قاجاریه، نیاوران و کاخ سلطنتی آن برخلاف این دوره، چندان مورد توجه رضاشاه نبود؛ اما به عنوان روستایی ییلاقی و خوش آبوهوا همچنان نزد متمولان تهران از اعتبار زیادی برخوردار بود. روستای نیاوران در دهۀ ١٣٢٠ ش دارای ٦٧٠ تن جمعیت بود که این شمار در تابستانها به حدود ٠٠٠‘١ تن میرسید. این افزایش جمعیت در تابستانها ناشی از اقامت گروهی از تهرانیان بود که در روستای نیاوران باغ و عمارتی داشتند.
راه اصلی دسترسی به نیاوران راه ماشینرو شوسهای به درازای ٣ کمـ بود که در زمان پهلوی اول از تجریش بدانجا کشیده شده بود. در آن زمان، اقتصاد نیاوران بر پایۀ کشاورزی و باغداری استوار بود و عمدۀ محصول آن را گندم، جو، بنشن و میوههای سردرختی تشکیل میداد. افزون بر این، شماری از مردم نیاوران نیز به دکانداری اشتغال داشتند. شمار این دکانها به حدود ١٧ باب میرسید. بخشی از آب مورد نیاز کشاورزی و باغهای نیاوران از چند رشته قنات، و بخشی نیز از آب رودخانۀ دارآباد تأمین میشد ( فرهنگ ... ، ١ / ٢٢٦-٢٢٧).
مهمترین قناتهای نیاوران عبارت بودند از: قنات کهریزی در مرکز روستا و نزدیک میدان نیاوران، قنات حاجی که مظهر آن در جانب غربی روستا بود، قنات سرخهحصار که در نزدیک منظریه آفتابی میشد، قنات انیسالدوله، قنات اندرون، قنات دیوانخانه، و قنات موسوم به قنات محمدرضا که ظاهراً از قناتهای قدیمی نیاوران بوده است. ٤ قنات اخیر در محدودۀ باغ صاحبقرانیه جریان داشته است (ستوده، ٢ / ٧٨٩- ٧٩٠).
در همین سالها، بیمارستانی ویژۀ مسلولان توسط دکتر یزدی میان زمینهای نیاوران و حصاربوعلی ساخته شد که کم شدن رفتوآمد تهرانیان در فصل گرما به نیاوران و حصاربوعلی را در پی داشت. این بیمارستان یا آسایشگاه مسلولان در باغ عزیزخان خواجه احداث شده بود ( فرهنگ، همانجا؛ ستوده، ١ / ٣٥٠).
روستای نیاوران بر پایۀ سرشماری رسمیِ ١٣٣٥ ش، دارای ٤١٦‘١ تن جمعیت، شامل ٧٤٤ تن مرد و ٦٧٢ تن زن بوده است ( گزارش ... ، ٧). این شمار جمعیت نشاندهندۀ افزایش جمعیت نیاوران در سالهای بین دهههای ١٣٢٠ و ١٣٣٠ ش است. در دورۀ پهلوی دوم بار دیگر نیاوران مورد توجه قرار گرفت. در ١٣٣٧ ش، بنای کاخ نیاوران به منظور استقرار خاندان سلطنتی پی ـ افکنده شد. کار ساخت این کاخ در ١٣٤٦ ش به پایان رسید، در ١٣٤٧ ش، خانوادۀ سلطنتی از اقامتگاه خود در سعدآباد به کاخ نیاوران منتقل شدند و محمدرضا شاه به همراه خانوادۀ خود تا دی ماه ١٣٥٧ ش، مصادف با اوجگیری انقلاب اسلامی، در آنجا به سر میبرد.
در این دوره، کاخ صاحبقرانیه دفتر کار محمدرضا شاه، و کوشک احمدشاهی اقامتگاه ولیعهد (رضا پهلوی) بود (نک : ه د، نیاوران، مجموعۀ فرهنگی ـ تاریخی).
در ١٣٤٢ ش، بخش جنوبی باغ صاحبقرانیه از مجموعۀ کاخ نیاوران جدا، و برای ساخت بوستان نیاوران در نظر گرفته شد؛ کار ساخت این بوستان در ١٣٤٨ ش به پایان رسید (نک : ه د، نیاوران، بوستان). با گسترش بیرویۀ تهران و ساکن شدن بخشی از جمعیت آن کلانشهر در اوایل دهۀ ١٣٤٠ ش در روستاهای شمیران، این روستاها از وضعیت پیشین خود فاصله گرفتند. این دگرگونی در گزارشی از تقی فکری متعلق به دهۀ ١٣٤٠ ش، به خوبی دیده میشود. بنابر نوشتۀ او، با خرید زمینهای کشاورزی توسط تهرانیان، کشاورزی و دامداری محدود آن از میـان رفت، امـا در آن سـالها در خـانه ـ باغهای نیاوران هنوز کاشت درختان میوهای همچون گیلاس، آلبالو، سیب، گلابی و زردآلو رواج داشت که محصولات آنها همراه با مقدار محدودی توتفرنگی که در نیاوران به عمل میآمد، به تهران صادر میشد. به موجب همین گزارش، پرورش گل نیز از دیگر فعالیتهای اقتصادی در نیاوران بود که کاری پرسود به شمار میرفت. از اواخر دورۀ قاجاریه در نیاوران مدرسهای توسط حکیمالملک بنا شده بود. این مدرسه در دهۀ ١٣٤٠ ش مشتمل بر یک دبستان ششکلاسۀ پسرانه، ٧٦٢ تن دانشآموز، و یک دبستان دخترانه با ٤٨٦ تن دانشآموز بوده است (٢ / ٧٩٠).
امروزه (١٣٩١ ش) مدرسۀ حکیمالملک پس از نوسازی، به مجتمعی با یک دبستان پسرانه و یک مدرسۀ راهنمایی پسرانه بدل شده است (تحقیقات ... ).
در اواخر دهۀ ١٣٤٠ ش، با گسترش تهران به سوی شمال، روستای نیاوران در تهران مستحیل، و از آن پس به محلهای اعیاننشین از محلههای شمال شهر تهران تبدیل شد؛ اما همچنان شماری از مردم بومی نیاوران در اطراف تکیۀ نیاوران و مسجد جامع نیاوران، در کنار تازهواردان زندگی میکنند.
امروزه، بر پایۀ تقسیمات شهرداری تهران، محلۀ نیاوران به محدودهای اطلاق میشود که از شمال به بلندیهای جمالآباد و شمالِ اردوگاه شهید باهنر (منظریه)، از جنوب به خیابانهای شهید باهنر (نیاوران) و شهید پورابتهاج (جادۀ دارآباد)، از شرق به خیابان شهید زینعلی و میدان خبیر، و از غرب به مسیل جمشیدیه (خیابان فیضیه) منتهی میشود. این محدوده زمینهای پیشین جمالآباد را که در گذشته روستایی جدای از آبادی نیاوران به شمار میرفت، نیز دربر میگیرد. محلۀ نیاوران با مساحتی معادل ٣٧٩‘٦٩٩‘١ مـ٢ در ١٣٨٥ ش، دارای ٩٧٩‘٨ تن جمعیت بوده است («محله ... »، بش ).
مآخذ
اعتمادالسلطنه، محمد حسن، تاریخ منتظم ناصری، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٦٧ ش؛ همو، المآثر و الآثار، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٧٤ ش؛ همو، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ ش؛ افضلالملک، میرزا غلامحسین، افضل التواریخ، بهکوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، ١٣٦١ ش؛ بلاغی، عبدالحجت، تاریخ تهران، قسمت شمالی و مضافات، شمران قدیم، قم، ١٣٥٠ ش؛ چاپارباشی، علیاکبر، «در بیان تعریف جغرافیای فیزیکی شمران»، یغما، تهران، ١٣٤٥ ش، س ١٩، شم ١٠؛ سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ١٣٧٧ ش؛ ستوده، منوچهر، جغرافیای تاریخی شمیران، تهران، ١٣٧٤ ش؛ سعادت مصطفوی، محمد (امام جماعت مسجد جامع نیاوران و استاد دانشگاه امام جعفر صادق (ع))، مصاحبه با مؤلف؛ فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان مرکزی، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٢٨ ش؛ عباس میرزا قاجار (ملکآرا)، شرح حال، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٥ ش؛ فووریه، ژان باتیست، سه سال در دربار ایران، ترجمۀ عباس اقبال، تهران، ١٣٢٦ ش؛ کریمان، حسین، تهران در گذشته و حال، تهران، ١٣٥٥ ش؛ گزارش مشروح حوزۀ سرشماری تهران، وزارت کشور، تهران، ١٣٣٧ ش؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، به کوشش محمدباقر بهبودی، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛ «محلۀ نیاوران منطقۀ ١ شهرداری تهران»، ادارۀ کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران (مل )؛ معیرالممالک، دوستعلی، یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، ١٣٥١ ش؛ مهندس، محمد، «جغرافیای درۀ رودبار قصران»، بهکوشش حسین کریمان، میراث اسلامی ایران، به کوشش رسول جعفریان، قم، ١٣٧٥ ش، ج ٣؛ هدایت، رضاقلی، روضة الصفای ناصری، تهران، ١٣٣٩ ش؛ هردوان، ژاک، در زیر آفتاب ایران، ترجمۀ مصطفى مهذب، تهران، ١٣٢٤ ش؛ نیز:
Serena, C., Hommes et choses en Perse, Paris, ١٨٨٣; Farhangi. Tehran, www.farhangi.tehran.ir / portal / ٠ / documents / motaleat / ٠٦%٢٠.
علیرضا بنیجانی