دانشنامه تهران بزرگ - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٤ - آل احمد، جلال
آل احمد، جلال
نویسنده (ها) : محمدعلی مولوی (تل : دبا)
آخرین بروز رسانی : جمعه ١ دی ١٤٠٢
تاریخچه مقالهآل احمد \āl-e ahmad\، جلال (١٣٠٢- ١٣٤٨ ش/ ١٩٢٣- ١٩٦٩ م)، نویسنده، منتقد و نظریهپرداز سیـاسی ـ اجتماعی.

نام و نام خانوادگی او در شناسنامه «جلالالدین سادات آل احمد» است. جلال در محلۀ پاچنار تهران زاده شد. تحصیلاتش در دورۀ شبانۀ دبیرستان دارالفنون بود. در همین سالها، با آثار احمد کسروی و محمد مسعود آشنا شد (آل احمد، یک چاه ... ، ٤٨). در ١٣٢٢ ش، دورۀ دبیرستان را به پایان برد و سپس، در گروه ادبیات دانشسرای عالی مشغول تحصیل شد. در همین دوران، با چند تن از یاران خویش، «انجمن اصلاح» را بنیاد نهاد. در ١٣٢٣ ش، به حزب توده پیوست و یکی از فعالان مطبوعاتی آن شد و در نشریات این حزب مقاله نوشت و مدتی مدیر داخلی ماهنامۀ مردم بود. در ١٣٢٥ ش، دورۀ دانشسرای عالی را به پایان برد و سپس در مدارس تهران معلم شد. در تیرماه ١٣٢٦، به عضویت کمیتۀ ایالتی تهرانِ حزب توده درآمد و در ١٣ دیماه همان سال، بهعنوان اعتراض به عدم استقلال رهبری این حزب و فقدان دموکراسی در آن، همراه با گروهی به رهبری خلیل ملکی، از آن انشعاب کرد ( ایران ... ، ١، ٤). پس از آن دوران، به نگارش داستانهای کوتاه و مقالات انتقادی پرداخت و در ١٣٢٨ ش، با سیمین دانشور ازدواج کرد.
آل احمد در دوران جنبش ملیشدن صنعت نفت (١٣٢٩- ١٣٣٢ ش)، بار دیگر به فعالیت سیاسی پرداخت. در ١٣٢٩ ش، در تأسیس «حزب زحمتکشان مردم ایران»، به رهبری مظفر بقایی و خلیل ملکی، شرکت جست و مدیریت روزنامۀ شاهد، ارگان این حزب، را بر عهده گرفت. در ١٣٣١ ش، در تأسیس «نیروی سوم»، به رهبری خلیل ملکی، و انتشار مجلۀ علم و زندگی، ارگان این سازمان، همکاری کرد. در اردیبهشت ١٣٣٢، از نیروی سوم نیز کناره گرفت. پس از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢، توسط دادستان حکومت نظامی احضار، و پس از یک روز بازداشت آزاد شد (آل احمد، در خدمت ... ، ٣٩٥). وی پس از آزادی، فعالیت سیاسی چندانی نداشت؛ گهگاه، مقالاتی سیـاسی ـ اجتماعی، چه در مجلات و چه بهصورت مستقل مینگاشت و در راهاندازی و ادارۀ مجلۀ علم و زندگی و نیز نبرد زندگی در سالهای ١٣٣٦- ١٣٣٩ ش همکاری داشت (همان، ٣٤٨).
جلال مدتی به گردش در گوشهوکنار کشور پرداخت و مشاهدات خود را در دفاتری زیر عنوان اورازان، تاتنشینهای بلوک زهرا و جزیرۀ خارک، درّ یتیم خلیجفارس به نگارش درآورد. سپس چندی در مراکز دانشگاهی به تدریس ادبیات پرداخت. او در این دوره، سفرهایی به اروپا، مکه، شوروی سابق و ایالات متحده داشت. آل احمد شرح این سفرها را نگاشته، که از آن جمله شرح سفر حج او زیر عنوان خسی در میقات چندین بار چاپ شده است. او در ١٣٤٧ ش، در تأسیس کانون نویسندگان ایران شرکت کرد. آل احمد در ١٨ شهریور ١٣٤٨، در اَسالِمِ گیلان درگذشت.
آثـار
از آثار او که تاکنون منتشر شده اینها ست:
الف ـ داستـانهـا، سفرنـامههـا و مقـالات
دیـد و بـازدید، ١٣٢٤ ش؛ از رنجی که میبریم، ١٣٢٦ ش؛ سهتار، ١٣٢٧ ش؛ زن زیادی، ١٣٣١ ش؛ اورازان، ١٣٣٣ ش؛ هفتمقاله، ١٣٣٣ ش؛ تاتنشینهای بلوک زهرا، ١٣٣٧ ش؛ سرگذشت کندوها، ١٣٣٧ ش؛ مدیر مدرسه، ١٣٣٧ ش؛ جزیرۀ خارک، درّ یتیم خلیجفارس، ١٣٣٩ ش؛ نون و القلم، ١٣٤٠ ش؛ سه مقالۀ دیگر، ١٣٤١ ش؛ ارزیابی شتابزده، ١٣٤٤ ش؛ خسی در میقات، ١٣٤٥ ش؛ پنج داستان، ١٣٥٠ ش؛ یک چاه و دو چاله، ١٣٥٦ ش؛ در خدمت و خیانت روشنفکران، ١٣٥٧ ش؛ سنگی بر گوری، ١٣٦٠ ش؛ ولایت عزرائیل، ١٣٦٣ ش.
ب ـ ترجمهها
عزاداریهای نـامشروع (از محسن امین)، ١٣٢٢ ش؛ قمارباز (از فئودور داستایوسکی)، ١٣٢٧ ش؛ بیگانه (از آلبرکامو) با همکاری علیاصغر خبرهزاده، ١٣٢٨ ش؛ سوءتفاهم (از همو)، ١٣٢٩ ش؛ دستهای آلوده (از ژان پل سارتر)، ١٣٣١ ش؛ بازگشت از شوروی (از آندره ژید)، ١٣٣١ ش؛ مائدههای زمینی (از همو) با همکاری پرویز داریوش، ١٣٣٤ ش؛ کرگدن (از اوژن یونسکو) با همکاری محمود هومن، ١٣٤٦ ش؛ تشنگی و گشنگی (از همو) با همکاری منوچهر هزارخانی، ١٣٥١ ش.
آل احمد همچنین تلخیص و بازنویسی داستان کهن چهل طوطی را با همکاری سیمین دانشور (١٣٥١ ش)، به انجام رسانده است.
از میان آثار وی، دو کتاب بیش از همه شهرت یافت: غربزدگی و در خدمت و خیانت روشنفکران. در کتاب نخست، جلال دربارۀ علل پسماندگی شرقیان و دلیلهای توجه مردم ایران به غرب، نظریات گوناگونی مطرح کرده، و نسبت به خطر نفوذ فرهنگ غرب در جامعۀ ایرانی هشدار داده است. نیز در کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران، نظریاتی دربارۀ روشنفکران و دیدگاههای آنان و خصایص و برخی از روشهای اندیشه و عمل ایشان را عرضه کرده است.
در دو کتاب دیگر او، مدیر مدرسه و نفرین زمین، داستاننویسی و نقد اجتماعی در هم آمیخته است. در کتاب نفرین زمین، قصد اصلی آل احمد نقد و بررسی مسائلی نظیر اصلاحات ارضی، فروش املاک، تعاون روستایی، مکانیزهشدن زمینهای کشاورزی و آبیاری سنتی، و وابستگی اقتصادی روستاییان به کمپانیهای خارجی است. سرگذشت کندوها و نون و القلم نیز دو داستان تمثیلیاند که اولی مسئلۀ ملیشدن نفت و سرنوشت آن را بازمیگوید و دومی در زیر پوشش داستانی تاریخی، اوضاع و احوال جاری ایران را تصویر میکند.
آل احمد افزون بر داستاننویسی، در زمینههای مردمشناسی نیز آثاری دارد که حاصل سفرها و مشاهدات عینی او در نقاط مختلف ایران است. او در دریافت مسائل و مشکلات روستاها و زندگانی روستاییان، و نیز طرح مسائل مردمشناسی و بیان سنتها و فرهنگ عامۀ مناطقی که بدانها سفر کرده، تیزبینی قابل توجهی از خود نشان داده است. این دقت نظر در نوشتههای سیاسی و اجتماعی او نیز دیده میشود، ولی در اینگونه آثار، غالباً حالات روحی و واکنشهای عاطفی بر داوریهای او سایه میافکند و انسجام و نظم منطقی نوشتههایش را متزلزل میکند.
هنر برجستۀ آلاحمد داستاننویسی او ست که در این زمینه، سبک و شیوهای خاص دارد. زبان محاوره را بسیار خوب و بهجا به کار میگیرد؛ تصویرها و شخصیتپردازیهایش روشن و دقیق است و در گنجاندن نکات اجتماعی و سیاسی در ضمن داستان توانایی تمام دارد.
مآخذ
آلاحمد، جلال، در خدمت و خیانت روشنفکران، تهران، ١٣٥٧ ش؛ همو، یک چاه و دو چاله، تهران، ١٣٥٦ ش؛ ایران ما، تهران، ١٥/ ١٠/ ١٣٢٦ ش، س ٥، شم ٩١٤.
محمدعلی مولوی (تل : دبا)