دانشنامه تهران بزرگ - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٤ - اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، سازمان
اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، سازمان
نویسنده (ها) : شیوا جعفری
آخرین بروز رسانی : جمعه ١٥ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقالهاسناد و کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران، سازمان\ sāzmān-e asnād va ketāb-xāne-ye mellī-ye jomhūrī-ye eslāmī-ye īrān\ ، مؤسسهای آموزشی، پژوهشی، علمی و خدماتی. این سازمان در سال ١٣٨١ ش از ادغام شدن کتابخانۀ ملی و سازمان اسناد ملی به وجود آمد.
١. کتابخانۀ ملی ایران
تاریخچۀ تشکیل مجموعۀ کتابخانۀ ملی ایران به کتابخانۀ کوچکی که ١٢ سال پس از تأسیس دارالفنون در آنجا شکل گرفت، بازمیگردد. البته ارتباط کتابخانۀ ملی ایران با کتابخانۀ دارالفنون از نظر تاریخی تنها مربوط به وجود کتابهایی است که از آن کتابخانه، به کتابخانۀ ملی انتقال یافته است.
در زمان مظفرالدین شاه، یک سال پس از تشکیل انجمن معارف تهران در ١٣١٦ ق، در کنار مدرسۀ دارالفنون و در محل انجمن با کوشش فراوان کتابخانهای موسوم به کتابخانۀ ملی معارف تأسیس شد. در ١٣٢٤ ق در زمان وزارت علاءالملک، کتابخانۀ مدرسۀ دارالفنون و کتابخانۀ ملی معارف، در محل مدرسۀ دارالفنون در یکدیگر ادغام شدند و یک کتابخانه را تشکیل دادند (جکتاجی، ٣-٧؛ راوندی، ١٠٦؛ قاسمی، ٢٦٧). این کتابخانه از ١٣٣٨ ق نام کتابخانۀ معارف به خود گرفت و از ١٣١٣ ش به کتابخانۀ عمومی معارف تغییر نام یافت.
کتابخانۀ عمومی معارف در ١٣١٥ ش، ٠٠٠‘١٤ جلد کتاب چاپی و ٣٠٠ نسخۀ خطی داشت (پوراحمد، ٤). با برگزاری جشن هزارۀ فردوسی در ١٣١٣ ش در تهران، بسیاری از آثار خاورشناسان و ایرانشناسان به کتابخانۀ عمومی معارف اهدا شد. در این زمان به سبب افزایش مجموعۀ کتابها، این کتابخانه با مشکل کمبود جا و فضا روبهرو گشت. ازاینرو، تأسیس کتابخانۀ ملی پیشنهاد، و با اقبال روبهرو شد.

در همین دوره موزۀ ایران باستان در خیابان سپه (خیابان امام خمینی کنونی)، به طراحی آندره گدار، مدیر وقت ادارۀ کل باستانشناسی در دست ساخت بود. در قسمت شمالی این ساختمان در خیابان قوامالسلطنه (خیابان سیتیر کنونی) قطعهزمینی وجود داشت، علیاصغر حکمت، وزیر معارف وقت از رضا شاه اجازه خواست که در این زمین کتابخانهای ساخته شود. آندره گدار، طراح موزۀ ایران باستان، طراحی این کتابخانه را نیز به عهده گرفت. او کوشید تا اسلوب و سبک ساختمان کتابخانه، بسیار شبیه به موزۀ ایران باستان باشد.
سرانجام کار ساختمان در ١٣١٦ ش پایان یافت. در آن روزگار در مکاتبات از این کتابخانه با نام کتابخانۀ فردوسی نیز یاد شده است (همو، ٥- ٦، ٥٧ - ٦٥). در همان سال، رضا شاه دستور داد تا این ساختمان به مهدی بیانی، مدیر وقت کتابخانۀ عمومی معارف تحویل داده شود و کتابهای چاپی و خطی کتابخانۀ سلطنتی و کتابخانۀ خصوصی عزیزخان ندمایی (عزیزخان خواجه) برای آمادهسازی و انتقال به ساختمان جدید به کتابخانۀ عمومی معارف منتقل شود، همچنین ٠٠٠‘٥ جلد کتاب به زبانهای روسی، فرانسوی و آلمانی ــ که در ١٢٩٩ ش، بانک استقراضی روسیه به دولت ایران اهدا کرده بود ــ به ساختمان جدید منتقل شد (همو، ٢٧-٣١)، و سرانجام در سوم شهریور ١٣١٦ این کتابخانه با نام «کتابخانۀ ملی ایران» افتتاح گردید و ریاست آن نیز به مهدی بیانی واگذار شد (همو، ٦).
مساحت ساختمان کتابخانه ٠٠٠‘ ٤ مـ٢ بود و ٥٠٠ مـ٢ زیربنا در دو طبقه داشت (همو، ٦٠ -٦٢). طبقۀ اول آن شامل دفتر اداره، تالار نمایش نسخههای نفیس، تالار فردوسی، بخش نشریات و خدمات فنی بود و طبقۀ دوم آن به تالار مطالعه (با گنجایش ٦٠ تن) و مخازن کتابها اختصاص داشت. از اسناد و مدارک چنین برمیآید که در ١٣١٦ ش بنای ساختمان به طور کامل به اتمام نرسیده بود و بعضی از بخشهای آن در سالهای بعد، دستکم تا ١٣٢٠ ش کامل شد (همو، ٦٣ -٦٤).
در ١٣١٩ ش و به روایتی در ١٣٢٠ ش، هنگام بازگشت اتباع آلمانی از ایران، دولت آلمان نازی ٥٠٠‘ ٧ جلد کتاب که شامل بیشتر رشتههای علوم بود، به همراه فهرست کامل و دقیقی از این کتابها به کتابخانۀ ملی ایران اهدا کرد (همو، ٣٤-٣٥). هنوز مدتی از افتتاح کتابخانه نگذشته بود که مشکل کمبود جا و فضا برای این کتابخانه به وجود آمد و تلاش برای گسترش دادن فضای کتابخانه آغاز شد. در نتیجه در ١٣٣٠ ش، ساختمان دیگری حد فاصل ساختمان قبلی و دیوار وزارت امور خارجه که در شرق کتابخانۀ ملی بود، به کتابخانه اضافه گردید (همو، ٦٤ - ٦٥؛ صوتی، ٣).
در آن دوران، کتابخانۀ ملی ــ چه از نظر تشکیلات و اساسنـامه و چـه از نظر وظایف و نیـروی انسانی ــ با معیارها و استانداردهای کتابداری جهانی برابری نداشت، همچنین قانون واسپـاری کتاب را نیـز پیگیری نمیکرد (پوراحمد، ٧٣-٨٠؛ افشار، ٦٠٧ - ٦٠٨؛ دایرةالمعارف ... ، ٢/ ١٣٩٤).
در نیمۀ دهۀ ١٣٤٠ ش با تأسیس گروه کتابداری در دانشگاه تهران و برگزاری دورۀ کارشناسی ارشد کتابداری و تأسیس انجمن کتابداران ایران و مرکز خدمات کتابداری، نیاز به تأسیس یک کتابخانۀ ملی برپایۀ اصول و ضوابط علمی و جهانی، برای بهرهگیری این مؤسسهها از آن، بیشتر احساس میشد (همان، ٢/ ١٣٩٤- ١٣٩٥).
در ١٣٥٢ ش از ایفـلا (فدراسیـون بینالمللی انجمنها و مؤسسههای کتابداری) درخواست شد تا ایران را در توسعۀ کتابخانۀ ملی و انطباق آن با شیوههای نوین کتابداری، یاری دهد. در همان سال در همایش جهانی ایفلا، نمایندگان ایران از لیبارز، رئیس ایفلا که در آن زمان سرپرستی کتابخانۀ پهلوی را نیز برعهده داشت، خواستند که برای توسعۀ کتابخانۀ ملی نقش اساسی به کتابداران ایرانی سپرده شود. در ١٣٥٤ ش ناصر شریفی، رئیس وقت دانشکدۀ کتابداری پرات در آمریکا، ٦٠ تن از کارشناسان درجه یک کتابداری جهان را دعوت کرد تا برنامههای پیشنهادی خود را با توجه به شرایط ایران تدوین کنند. در این مدت، ١٥ تن از کتابداران ایران نیز با این گروه همکاری کردند، در نهایت ژانپیر کلاول، رئیس کتابخانۀ دانشگاه لوزان، ساخت کتابخانهای در ٩٤ هزار مـ٢ را پیشنهاد داد که در مهر ١٣٥٥ به تصویب رسید و احداث ساختمان جدید کتابخانۀ ملی به مناقصه گذاشته شد. هنوز بررسی و تجدیدنظرهای نهایی به انجام نرسیده بود که با پیروزی انقلاب اسلامی کار متوقف شد (سلطانی، ١-١٢، ٤٣٧- ٤٣٩).
پس از انقلاب اسلامی در پی انحلال کتابخانۀ پهلوی، دارایی و کتابها، نیز کارکنان آن کتابخانه به کتابخانۀ ملی ایران منتقل گردیدند و طرح ساختمان کتابخانۀ ملی برای مدتی به دست فراموشی سپرده شد (همو، ٤٣٩).
در ١٣٦٢ ش مرکز خدمات کتابداری در کتابخانۀ ملی ادغام گردید، با این اقدام، مشکل کمبود جا و فضای کتابخانۀ ملی حادتر شد، ازاینرو، کتابخانۀ ملی به طور پراکنده در نقاط مختلفی از شهر تهران مستقر شد، این پراکندگی نه تنها برای مدیریت کتابخانه ایجاد دشواری میکرد، بلکه مراجعان به کتابخانۀ ملی را نیز سخت دچار سردرگمی میساخت (همانجا).
در ١٣٦٩ ش بار دیگر اجرای طرح ساختمان کتابخانۀ ملی مطرح شد و کلیۀ سوابق آن در اختیار مهندسان مشاور قرار گرفت. کار ساختمان کتابخانۀ ملی در ١٩/ ٠٢/ ١٣٧٥ در منطقۀ عباسآباد در دوران ریاست محمد خاتمی (١٣٧١-١٣٧٦ ش) آغاز شد و سرانجام در ١١ اسفند ١٣٨٣ با تلاشها و پیگیریهای رئیس وقت کتابخانۀ ملی، محمدکاظم موسوی بجنوردی (١٣٧٦-١٣٨٤ ش) بنای ساختمان به اتمام رسید و بهرهبرداری از آن آغاز شد (دایرةالمعارف، ٢/ ١٣٩٥).
ساختمان جدیـد کتـابخانۀ ملـی حـدود ٠٠٠‘ ٩٧ مـ٢ زیربنا دارد و شامل ٨ واحد مهم و تخصصی کتابداری و مجموعۀ کتابهای مرجع و غیرمرجع چاپی، نسخههای خطی و کتابهای نادر و منابع غیرمکتوب است. این ساختمان در شرایط عادی ٤ میلیون جلد کتاب، و در صورت استفاده از قفسهبندی فشرده تا ٧ میلیون جلد کتاب و نشریۀ ادواری را در خود جای میدهد («ساختمان ... »، بش ).
مجموعۀ اصلی کتابخانۀ ملی در مخزن بسته و در زیرزمین نگاهداری میشود، ولی مجموعهها و منابع مرجع در تالارهای قرائت، به صورت نظام قفسۀ باز در دسترس مراجعهکنندگان است. بخش نسخههای خطی و کتابهای کمیاب، از امکانات و تجهیزات ویژهای برخوردار است. در ١٣٧٨ ش، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بهسبب آنکه برخی از وظایف و اقدامات آن با کتابخانۀ ملی موازی بود، در کتابخانۀ ملی ادغام، و کلیۀ منابع و نیروی انسانی آن به کتابخانۀ ملی منتقل شد ( دایرةالمعارف، ٢/ ١٠١٧، ١٣٩٦). ادغام سازمان اسناد ملی کشور با کتابخانۀ ملی ایران و تأسیس سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران در ١٣٨١ ش، به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور صورت گرفت. این سازمان در قالب دو معاونت مستقل با عنوان «کتابخانۀ ملی» و «اسناد ملی» با برنامۀ مستقل در قـوانین بودجۀ سنواتـی فعـالیت میکنند («درباره ... »، بش ؛ دایرةالمعارف، همانجا).
٢. سازمان اسناد ملی
از سازمانهای آرشیوی است که با هدف جمعآوری اسناد ارزشمند و حفظ، نگهداری و ارائۀ آنها به پژوهشگران ایجاد شده است.
هر چند سابقۀ امور مربوط به اسناد و نگهداری آنها در مخازن دولتی و سلطنتی در ایران پیشینهای چندهزارساله دارد، اما تاریخچۀ ایجاد بایگانیها به مفهوم جدید آن، به دورۀ قاجار، در اقدام وزارت امور خارجه برای مرتب کردن بایگانی خود به پیروی از روش بایگانی کشورهای اروپایی، باز میگردد. در ١٣٠٩ ش هیئت وزیران مصوبهای را دربارۀ جمعآوری اسناد و ایجاد «مراکز اسناد دولتی» به تصویب رسانید که به موجب آن مقرر شد کلیۀ قراردادها، امتیازها و اسناد هرگونه مؤسسۀ دولتی یا سهام مربوط به دولت، قبالجات، خالصجات و جز آنها به استثنای عهدنامههای سیاسی، در اتاقی که وزارت مالیه در قصر گلستان بهعنوان مرکز اسناد دولتی قرار داده بود، به ترتیب مقرر، ضبط و حفظ شود. اما تراکم روزافزون اوراق زائد و حجم انبوه اسناد راکد دستگاههای دولتی، مشکلاتی را به وجود آورده بود و نیاز به مرکز بایگانی و آرشیو ملی احساس میشد («تاریخچه ... »، بش ).
ازاینرو، مطالعۀ منسجم برای تأسیس آرشیو ملی ایران شروع شد و ضرورت پرداختن به امور مربوط به جمعآوری، حفظ و نگهداری اسناد ملی، و ارائۀ اسناد به محققان را در یک سازمان واحد مسلم ساخت و به دنبال آن نام «اسناد ملی» به جای «آرشیو ملی» در مکاتبات بهکار برده شد. پس از تشکیل سازمان اداری و استخدامی کشور، این سازمان تلاشهایی برای کسب مجوز قانونی جهت تأسیس سازمانی که کلیۀ اسناد و آرشیوهای کشور در آن بایگانی شود، مبذول میداشت. سرانجام در ١٧ اردیبهشت ١٣٤٩ در مجلس شورای ملی، قانون تأسیس سازمان اسناد ملی ایران به تصویب رسید و برای اجرا به دولت ابلاغ شد. سازمان اسناد ملی با هدفهای «جمعآوری و حفظ اسناد ملی ایران در سازمانی واحد، فراهم آوردن شرایط و امکانات مناسب برای دسترسی عموم به این اسناد، صرفهجویی در هزینههای اداری و استخدامی از طریق تمرکز پروندههای راکد وزارتخانهها و مؤسسههای دولتی وابسته به دولت و امحای اوراق زائد»، به تصویب مجلس رسید («تاریخچه»، بش ؛ اهداف ... ، ٣٣٠-٣٣١؛ دایرةالمعارف، ٢/ ٩٩٢-٩٩٣). بر اساس مفاد قانون تأسیس سازمان اسناد ملی ایران، کلیۀ اوراق، مراسلات، دفترها، پروندهها، عکسها، نقشهها و کلیشهها، نمودارها، فیلمها، نوارهای ضبط صوت و دیگر اسنادی که در دستگاه دولت تهیه شده، و یا به دستگاه دولت رسیده است و به طور مداوم یا غیرمداوم در تصرف دولت بوده، میباید بر اساس مقررات خاصی ارزشیابی شوند و اسنادی که از لحاظ اداری، مالی، اقتصادی، قضایی، سیاسی، فرهنگی، علمی، فنی و تاریخی ارزش نگهداری دائمی دارند، به آرشیو ملی منتقل شوند (همانجاها).
این سازمان در آغاز تابع سازمان امور اداری و استخدامی کشور به شمار میرفت ( اهداف، ٣٣١)، اما پس از ادغام سازمان امور اداری و استخدامی کشور با سازمان برنامه و بودجه و تشکیل سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور در ١٣٧٨ ش، به عنوان یکی از سازمانهای تابعۀ سازمان مدیریت و برنامهریزی به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامهریزی و براساس مصوبۀ شورای عالی اداری در ١٣٨١ ش، از سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور جدا، و در کتابخانۀ ملی ایران ادغام شد و عنوان آن به سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایـران تغییر یافت («تاریخچه»، بش ). منظور از این اقدام، ساماندهی مدیریت اسناد و ایجاد هماهنگی برای نگهداری آثار و اسناد مکتوب (چاپی و خطی) و غیرمکتوب، اوراق، مراسلات، دفترها و دیگر اسناد ملی در دستگاههای اجرایی و نظایر آن اعلام شده بود ( دایرةالمعارف، ٢/ ٩٩٣).
این سازمان با نام «معاونت اسناد ملی» در ساختمانی به نام «گنجینۀ اسناد ملی»، وظایف تخصصی و مأموریتهای محوله را به مثابۀ «آرشیو ملی ایران» عهدهدار است («تاریخچه»، بش ).
ساختمان هفده طبقـۀ گنجینۀ اسناد ملی با ٥٠٠‘ ٧ مـ٢ مساحت و ٠٠٠‘٢٦ مـ٢ زیربنا در بزرگراه حقانی واقع است و به وسیلۀ پلی به ساختمان کتابخانۀ ملی وصل میشود. اسلکت این ساختمان انعطافپذیر بوده، و در مقابل لرزشهای ناگهانی و زلزله مقاوم است. معماری این ساختمان تلفیقی از معماری ایرانی در دورۀ پیش از اسلام و اسلامی است. ساختمان بر روی یک کرسی بتنی گستردۀ مستطیلشکل بنا شده و بهتدریج در طبقات فوقانی از سطوح طبقات کاسته میشود و سازۀ زیگوراتمانندی را تشکیل میدهد («معرفی ... »، بش ).
مآخذ
افشار، ایرج، «کتاب انبار!»، راهنمای کتاب، تهران، ١٣٣٩ ش، س ٣، شم ٥؛ اهداف و وظایف سازمان امور اداری و استخدامی کشور و سازمانهای وابسته، تهران، ١٣٧٥ ش؛ پوراحمد جکتاجی، محمدتقی، تاریخچۀ کتابخانۀ ملی ایران، تهران، ١٣٥٧ ش؛ «تاریخچۀ آرشیو ملی ایران»، «دربارۀ سازمان»، «ساختمان کتابخانه»، «معرفی گنجینۀ اسناد ملـی»، سازمان اسنـاد و کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایـران (مل )؛ دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی، به کوشش ابراهیم افشار، تهران، ١٣٨٥ ش؛ راوندی، مرتضى، سیر فرهنگ و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران و اروپا، تهران، ١٣٦٤ ش؛ سلطانی، پوری، فرصت حضور، مجموعۀ مقالههای کتابداری، تهران، ١٣٨٣ ش؛ صوتی، محمدعلی، کتابخانۀ ملی ایران، تهران، بیتا؛ قاسمیپویا، اقبال، مدارس جدید در دورۀ قاجاریه، بانیان و پیشروان، تهران، ١٣٧٧ ش؛ نیز:
Nlai, www.nlai.ir
شیوا جعفری