دانشنامه تهران بزرگ - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٤٧ - زرگنده
زرگنده
نویسنده (ها) : پویا هیبت اللهی
آخرین بروز رسانی : دوشنبه ١٨ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقالهزرگنده \ zargande\ ، درگذشته روستایی از توابع شمیران، و امروزه محلهای واقع در منطقۀ ٣ شهرداری تهران.
دربارۀ سبب نامگذاری زرگنده اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما بلاغی زرگنده را مرکب از دو واژۀ «زر» و «گنده» مخفف «آگنده»، و به معنی انباشته از زر میداند ( تاریخ تهران، قسمت ... ، ٥٠). با توجه به شجرهنامۀ امامزاده اسماعیل مدفون در زرگنده که تاریخ وفات وی را ٨٥٠ ق/ ١٤٤٦ م ذکر میکند (سروقدی، ٢١)، میتوان گفت که زرگنده در سدۀ ٩ ق/ ١٥ م، روستایی آباد بوده است؛ چنانکه در ٩٦١ ق/ ١٥٥٤ م نیز شاه طهماسب صفوی در فرمانی، زمینهای بالغآباد واقع در زرگنده را وقف آستانۀ حضرت عبدالعظیم کرد (هدایتی، ٢٩، ٣٢، ١٠٩).
این موقوفات بعدها به تملک اشخاص درآمد و عایدات آن دیگر صرف آستانۀ حضرت عبدالعظیم نمیشد، تا آنکه فتحعلی شاه قاجار در محرم ١٢٢٩ / ژانویۀ ١٨١٤ بهموجب فرمانی بر موقوفه بودن زرگنده، اسلکه، بالغآباد و چهارهرز تأکید کرد و آن را به آستانۀ حضرت عبدالعظیم مسترد نمود (همو، ١٠٩-١١٠). این زمینها تا ربیعالآخر ١٢٦٠ / مۀ ١٨٤٤ همچنان وقف آستانه بود. در این تاریخ، محمد شاه قاجار زرگنده را به وزیر مختار روس واگذار، و به جای آن قریۀ رامین از توابع شهریار را وقف آستانۀ حضرت عبدالعظیم کرد (همو، ١١٣-١١٤).
محمدشاه همچنین قطعهزمینی را در قلهک به نمایندۀ انگلستان بخشیده بود. در حال حاضر (١٣٩١ ش) نیز باغهای سفارتخانههای روسیه و انگلستان در این دو محل قرار دارند. این دولتها درگذشته سفارتخانههای خود را در فصل گرما به این دو روستا منتقل میکردند و بدینترتیب، سفارتخانههای ییلاقی آنها در قلهک و زرگنده دایر میشد (معتمدی، ٢٦٩).
قلهک و زرگنده بهطورکلی در اختیار سفیران انگلیس و روسیه بود؛ چنانکه ایرانیانی که برای گذراندن تابستان خود در این دو روستا، قصد خرید یا اجارۀ ملکی را داشتند، نمیتوانستند بدون کسب اجازه از سفارتخانههای یادشده، به این کار مبادرت کنند. ساکنان این دو روستا عملاً شهروندان انگلیس و روسیه بهشمار میآمدند و اختلافات میان آنها نیز توسط سفیران این دولتها حل و فصل میشد (بنجامین، ١٢). در ١٢٨٤ ق/ ١٨٦٧ م عمارت تابستانی سفارت روسیه در زرگنده و بخشی از باغهای آن بر اثر سیل ویران شد (عدل، ٥٥).
در ١٣٠٤ ق/ ١٨٨٧ م دکتر مورل مدیر روزنامۀ اکو دُپرسدر گزارشی در یکی از شمارههای این روزنامه نوشت که زرگنده تحت حمایت دولت روسیه است؛ اما اعتمادالسلطنه سرپرست روزنامه، دستور حذف این جمله را داد. سفیر روسیه پس از اطلاع یافتن از ماجرا به ناصرالدین شاه شکایت کرد که شاه نیز از اعتمادالسلطنه بازخواست نمود (اعتمادالسلطنه، ٥٧٩).
در ٢٧ جمادیالآخر ١٣٢٧ ق/ ١٥ ژوئیۀ ١٩٠٩ م و در پایان دورۀ استبداد صغیر، محمدعلی شاه قاجار، همراه با گروهی در سفارت روسیه در زرگنده تحصن کرد (هدایت، گزارش ... ، ٢٣٨؛ مستوفی، ٢/ ٢٨٥). روز بعد، برکناری محمدعلی شاه از سلطنت توسط عدهای از پیشوایان تودۀ مردم، مجتهدان و چند تن از نمایندگان مجلس منحلشدۀ پیشین، به طور رسمی اعلام شد (بامداد، ٢/ ٤٤٢)؛ نمایندگان مجلس مؤسسان به زرگنده رفتند و محمدعلی شاه را از عزلش، و نصب احمد شاه مطلع ساختند. بدین ترتیب، احمد شاه همراه با گروهی از قزاقان روس و ایرانی و عدهای از سواران هندی از زرگنده به سلطنتآباد آمد و بر تخت سلطنت نشست. محمدعلی میرزا نیز در ٢٣ شعبان/ ٩ سپتامبر به قصد روسیه از زرگنده خارج شد (هدایت، همان، ٢٣٩-٢٤٠، ٢٤٢). در ١٣ رجب/ ٣١ ژوئیۀ همان سال و پس از اعدام شیخ فضلالله نوری، حاجی سید ابوالقاسم امامجمعۀ تهران و از همفکران شیخ فضلالله، به سفارت روسیه در زرگنده پناهنده شد (بامداد، ١/ ٥٧).
در آن زمان، برخی از رجال دورۀ قاجار در زرگنده باغ و خانههای ییلاقی داشتند که از آن میان، میتوان به حشمتالدوله، حاجی رئیسالتجار، سعدالملک، سردار اسعد، سپهدار اعظم، طومانیانس و نصرالسلطنه اشاره کرد (معیرالممالک، ٣٣، ٥١؛ هدایت، خاطرات ... ، ٤٠١؛ محمودیان، ١٨٤؛ اعتمادالسلطنه، ٩٩٨). همچنین مدفن حاج میرزا یحیى دولتآبادی، از نمایندگان مجلس شورای ملی، میان قلهک و زرگنده قرار دارد (بلاغی، تاریخ تهران، ٢٣٨).
در تابستان ١٢٩٩ ش سید ضیاءالدین طباطبایی به همراه تنی چند، در خانۀ خود در زرگنده گروهی سری موسوم به «کمیتۀ آهن» یا «کمیتۀ زرگنده» تشکیل داد (غنی، ١٧٥؛ دولتآبادی، ٤/ ١٥٠؛ ملکی، ١٤٥؛ همچنین برای آگاهی بیشتر، نک : ه د، کمیتۀ آهن).
روستای زرگنده در اواخر دهۀ ١٣٢٠ ش دارای ٠٠٠‘ ٣ تن جمعیت بوده که این شمار در تابستانها به حدود ٠٠٠‘ ٤ تن افزایش مییافته است ( فرهنگ ... ، ١/ ١٠٤). برخی از ساکنان این روستا مهاجرانی بودند که از شکرآب آهار و اوشان به این منطقه آمده بودند. تپههای شمالی روستای زرگنده در گذشته محل ییلاق عشایر اطراف تهران بود (تحقیقات ... ).
شغل بیشتر ساکنان این روستا کشاورزی و کارگری در کارخانۀ مهماتسازی و ضرابخانه، و محصولات کشاورزی زرگنده غلات و انواع میوههای سردسیری بود. در آن دوره مزرعۀ الٰهیه نیز بخشی از روستای زرگنده به شمار میآمد. آب مورد نیاز زرگنده از ٣ رشته قنات تأمین میشد و در بهار از رودخانۀ دربند (جعفرآباد) حقابه داشت. در دهۀ ١٣٣٠ ش، کثرت خانههای ییلاقی و باغها در زرگنده نیز همچون برخی دیگر از نقاط شمیران، موجب کمآبی شده بود، به گونهای که ساکنان این منطقه ناگزیر شده بودند تا با حفر چاه و نصب تلمبۀ برقی آب مصرفی مورد نیاز خود را تأمین کنند ( فرهنگ، همانجا؛ یکرنگیان، ٤٦؛ ستوده، ١/ ٤٥٥). زرگنده دارای یک کارخانۀ رنگسازی و یک کارخانۀ روغنکشی بوده است.
در این روستا همچنین افزون بر عمارت ییلاقی سفارتخانۀ روسیه، در نزدیکی پل رومی، عمارتی ییلاقی متعلق به سفارت عثمانی قرار داشت ( فرهنگ، ستوده، همانجاها؛ سرنا، ٢١٩). در دهۀ ١٣٤٠ ش تکیهای به مسـاحت ٢٠٠ مـ٢، مسجدی به مساحت ٢٠ مـ٢، دو بـاب مغـازه، قطعـهزمینی بـه مساحت ٠٠٠‘ ٣ مـ٢ و همچنین گـورستانی بـه مساحت ٠٠٠‘ ٣ مـ٢ ازجمله موقوفات زرگنده بهشمار میآمدند (بلاغی، تاریخ تهران، قسمت، ٥٠)؛ گورستان یادشده در ابتدای دهۀ ١٣٥٠ ش، به بوستان زرگنده تبدیل شد. در اواخر دهۀ ١٣٣٠ ش و با گسترش کالبدی شهر تهران، این روستا به شهر تهران ضمیمه، و از آن پس به یکی از محلههای آن بدل شد.
این محله امروزه (١٣٩٠ ش) از شمال به الٰهیه و باغ سفارت روسیه، از جنوب به خیابان ظفر (دستگردی) و محلۀ داوودیه، از شرق به خیابان شریعتی و محلۀ قلهک، و از غرب به بزرگراه مدرس محدود میشود. قسمت اصلی باغ سفارت روسیه در زرگنده واقع شده است و بخش کوچکی از آن در الٰهیه قرار دارد. بخش جنوبی این محله، حسنآباد زرگنده خوانده میشود (تحقیقات).
مسیل زرگنده که از رشتهکوههای البرز سرچشمه میگیرد، با گذشتن از محلۀ پل رومی و الٰهیه، وارد زرگنده (خیابان رودکی شمالی) میشود و پس از آن به محلههای میرداماد (داوودیه) و سیدخندان میریزد. درگذشته در مسیر این رودخانه چندین آسیاب آبی کار میکرد (معتمدی، ٣٥٨، ٥٥٦).
بقعۀ امامزاده اسماعیل، سینما فرهنگ و دانشکدۀ علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی از اماکن مهم محلۀ زرگنده به شمار میآیند.
مآخذ
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، روزنامۀ خاطرات، بهکوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٥ ش؛ بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٥٧ ش؛ بلاغی، عبدالحجت، تاریخ تهران، قم، ١٣٥٠ ش؛ همو، تاریخ تهران، قسمت شمالی و مضافات، شمران قدیم، قم، ١٣٥٠ ش؛ تحقیقات میدانی مؤلف؛ دولتآبادی، یحیى، حیات یحیى، تهران، ١٣٦٢ ش؛ ستوده، منوچهر، جغرافیای تاریخی شمیران، تهران، ١٣٧١ ش؛ سروقدی، محمدجعفر، بقاع متبرکۀ بوستان تهران، تهران، ١٣٨٤ ش؛ عدل، شهریار، تهران، پایتخت دویست ساله، تهران، ١٣٧٥ ش؛ غنی، سیروس، ایران، برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها، تهران، ١٣٨٥ ش؛ فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان مرکزی، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٢٨ ش؛ محمودیان، علیاکبر و دیگران، اطلس شهرستان شمیران، تهران، ١٣٨١ ش؛ مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ١٣٨٦ ش؛ معتمدی، محسن، جغرافیای تاریخی تهران، تهران، ١٣٨١ ش؛ معیرالممالک، دوستعلی، وقایع الزمان (خاطرات شکاریه)، بهکوشش خدیجه نظاممافی، تهران، ١٣٦١ ش؛ ملکی، حسین، تهران در گذرگاه تاریخ ایران، تهران، ١٣٧٠ ش؛ هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، تهران، ١٣٤٤ ش؛ همو، گزارش ایران، بهکوشش محمدعلی صوتی، تهران، ١٣٦٢ ش؛ هدایتی، محمدعلی، آستانۀ ری، مجموعۀ اسناد و فرامین، تهران، ١٣٤٤ ش؛ یکرنگیان، حسین، جغرافیای تاریخی ری و تهران، تهران، ١٣٣٢ ش؛ نیز:
Benjamin, S. G. W., Persia and the Persians, London, ١٨٨٧; Serena, C., Hommen et Choses en Perse, Paris, ١٨٨٣.
پویا هیبتاللٰهی