دانشنامه تهران بزرگ - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٧٣ - همت، مسجد
همت، مسجد
نویسنده (ها) : محسن مصحفی
آخرین بروز رسانی : شنبه ٧ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقالههمت، مسجد \ masjed-e hemmat \ ، مسجدی واقع در غرب حرم امامزاده صالح.
دیرینگی ساخت مسجد در این محل به سالهای پایانی دورۀ قاجار بازمیگردد. در آن سالها، چاقوتیزکن متدینی به نام ابراهیمچرخی، در قسمتی از یک تکه زمین در نزدیکی حرم امامزاده صالح سایبانی از حصیر ساخته بود و از آن بهعنوان نمازخانه استفاده میکرد. بهتدریج برای اینکه در زمستان و هنگام بارندگی نیز بتواند از این نمازخانه استفاده کند، دیواری اطراف آن بنا کرد و سقفی بر آن نهاد. این کار را باید نخستین سنگ بنایِ مسجد همت به شمار آورد و ابراهیمچرخی را بانی این مسجد نامید (طاهراحمدی، ٢٠-٢١). با اینهمه، تا سالهای آغازین دهۀ ١٣٢٠ ش، هنوز مسجدی به نام همت ساخته نشده بود. در آن سالها، در محل کنونی مسجد همت، که اطراف آن بسیار زیبا و با صفا بود، مسجد کوچکی موسوم به امینالدوله به چشم میخـورد کـه فقـط ١٥٠ مـ٢ مساحت داشـت (ستـوده، ١ / ٢٣١).

امینالدوله که مسجد به نامش معروف شده بود، گویا میرزا محسن امینالدوله (١٢٦٧- ١٣٢٩ق / ١٨٥١-١٩١١ م) شوهر فخرالدوله (دختر مظفرالدین شاه) و پدر دکتر علی امینی است. ارتباط وی با مسجد نیز باید از اراضی پایین مسجد همت نشئت گرفته باشد. در آن زمینها، خانم فخرالدوله، قلمستانی داشت که قناتی به نام قنات عماد وارد آن میشد و مادرچاه آن نیز پایین مسجد همت قرار داشت. دور از ذهن نیست که امینالدوله در کنار این مادرچاه و چنار تنومند سر به آسمان ساییدهاش که نمازخانۀ ابراهیمچرخی در آن بنا شده بود، مسجد کوچک و سادهای موسوم به مسجد امینالدوله ساخته باشد.
این مسجد که بعدها به مسجد همت معروف شد، به صورت ایوان سقفداری بود که در قسمت جلو آن یک ردیف نردۀ چوبی سبزرنگ نصب کرده، و کف آن را با قطعه حصیری پوشانده بودند. در حیاط مسجد نیز حوض کوچکی وجود داشت که آن را از چاهی که در همان کنار بود، پر از آب میکردند. پس از شهریور ١٣٢٠، هنگام بازسازی مسجد تلمبهای روی چاه گذاشتند که تا زمان لولهکشی آب تصفیهشده در شمیران در اوایل دهۀ ١٣٤٠ ش همچنان مورد استفاده قرار میگرفت. البته در این سالها، مسجد امینالدوله تقریباً متروک بود و کمتر کسی برای نماز خواندن به آن مراجعه میکرد.
مهجوری این مسجد در زمان حکومت پهلوی اول، تبدیل به امتیاز بزرگی برای آن شده بود؛ زیرا در روزگار ممنوعیت فعالیتهای مذهبی و ستیز حکومت با مظاهر دینی و اسلامی، به لطف دورافتادگی جغرافیایی، میرزا آقا فرهمند توانست پنهان از چشم مأموران شهربانی و در سکوت، برای کودکان و نوجوانان، کلاسهای آموزش و قرائت قرآن برپا کند (طاهراحمدی، ٢٠-٢٣).
در حدود سال ١٣٢٢ ش مسئولان مسجد امینالدوله، واعظی خوشبیان به نام آقا شیخ علیاکبر ترک را به مسجد دعوت کردند تا به وعظ و خطابه بپردازد. مهندس مهدی بازرگان در یادداشتهای خود در ١٣٢٠ ش از این واعظ نام برده، و او را فردی دارای صدای رسا، و صراحت لهجه توصیف کرده که در مساجد تهران سخنرانی میکرده است (بازرگان، ٢٩؛ طاهراحمدی، ٢٤).
شیخ علیاکبر در مسجد امینالدوله همواره دربارۀ ضرورت تعمیر مسجد سخن میگفت و از مردم میخواست همت کنند و برای بازسازی آن دست به کار شوند. سرانجام، بر اثر سخنان او، عدهای از اهالی خیّر محل به شوق آمدند و با کمک مردم، کار تعمیر و بازسازی مسجد را آغاز کردند و سقفی شیروانی نیز برای آن ساختند. به این ترتیب، مسجد تازهای ساخته شد که چون مرمت و نوسازی آن به همت مردم انجام گرفت، از آن پس به مسجد همت شهرت یافت (همانجا).
در این سالها، مسجد همت امام جماعت دائمی نداشت و گهگاه نماز جماعت در آن به امامت شخصی به نام شیخ ابوالقاسم ارشدی که غیرمعمم بود، برگزار میشد. در نهایت، مسئولان مسجد پس از تلاشهای فراوان موفق شدند یک روحانی به نام حجتالاسلام محمد محققی را راضی کنند تا امامت مسجد را به عهده بگیرد؛ اما چندی بعد، وی به خواست آیتالله بروجردی، برای سروسامان دادن به امور مذهبی مسلمانان اروپا در ١٣٢٩ ش عازم آلمان شد (خاطرات ... ، ٢٠٣-٢٠٤؛ طاهراحمدی، ٢٥).
پس از آن، مسئولان مسجد همت از حجتالاسلام شیخ محمود اردکانی، داماد آیتالله فاضل لنکرانی (پدر آیتالله محمدفاضل لنکرانی)، که ساکن قم بود، دعوت کردند که امامت مسجد را به عهده بگیرد. او نیز که به توصیۀ پزشکان باید در محلی خوش آبوهوا زندگی میکرد، این دعوت را پذیرفت و به تجریش کوچ کرد؛ اما خیلی زود امامت مسجد فاطمیه در جنوب پل تجریش را پذیرفت و به این ترتیب، مسجد همت دوباره بدون پیشنماز دائمی به وضعیت سابق خود بازگشت (همو، ٢٦).
اما آنچه در این سالها چراغ مسجد را روشن نگه میداشت و همیشه عدهای را به آنجا میکشاند، سخنرانیهای شبهای چهارشنبۀ مرحوم آیتالله طالقانی در این مسجد (که گاه به آن مسجد کوچیکه نیز میگفتند) بود (همانجا؛ یاران ... ، ٢ / ٦٨).
اما سخنرانیهای هفتگی آیتالله طالقانی در این مسجد، که صرفاً جنبۀ مذهبی داشت، از دید مأموران حکومت، مرتبط با فعالیتهای سیاسی، و مشکوک بود. در یکی از گزارشهای ساواک در اینباره آمده است: «در فاصلۀ سالهای ١٣٣٧ و ١٣٣٨ ش که نهضت مقاومت ملی ــ طرفداران دکتر مصدق ــ از فعالیت بازایستاد، حاج مصطفى ملکی (از اهالی تجریش که بعدها امام جماعت مسجد همت شد) و همفکران او تصمیم گرفتند با نامی جدید در شمیران مشغول فعالیت شوند، لذا در ١٣٣٩ ش، مجمع اسلامی دین و دانش را تشکیل دادند و برنامۀ سخنرانی شبهای سهشنبه ]چهارشنبه[ مسجد همت دوباره آغاز شد و آقای سید محمود طالقانی هم گویندۀ آن بود» (همان، ٢ / ٢٨٨).
جلسات سخنرانی آقای طالقانی در مسجد همت تا زمـان دستگیـری وی، در سـوم بهمـن ١٣٤١ ــ بهسبب انتشار اعلامیۀ شورای مرکزی نهضت آزادی با عنوان «ایـران در آستـانۀ یک انقلاب بـزرگ» ــ ادامه یافت. پس از آن نیز جلسات هفتگی به کوشش یاران آقای طالقانی برگزار میشد و شیخ مصطفى ملکی که از فعالان قدیمی مسجد همت بود، در این میان نقش بیشتری برعهده داشت. در سالهای بعد نیز ارتباط آیتالله طالقـانی بـا متصدیـان مسجد همت که از فعالان ملی ـ مذهبـی آن سالها بودند، مانند محمدباقر پویانفر، محمد محققی، ابوالقاسم عرفانی، رضا ملکی و حسن زمانی، ادامه یافت و وی از این طریق از وضعیت مسجد باخبر میشد (همان، ٢ / ٧٠، ٨٠، ٤٨٢؛ طاهراحمدی، ٢٨- ٢٩).
فعالیت محدود آیتالله طالقانی در مسجد همت، حساسیت همیشگی ساواک را نسبت به آنچه در مسجد میگذشت، برانگیخته بود؛ از اینرو، مسجد همت و فعالیتهای آن همواره زیر نظر مأموران ساواک و کلانتری تجریش بود. اسناد منتشرشدۀ ساواک نشان میدهد که مراقبت از مسجد همت بهخصوص پس از آزادی طالقانی از زندان در مهر ١٣٤٦، افزایش یافته بود (یاران، ٢ / ١١١).
در اوایل سال ١٣٤٧ ش، عدهای از اهالی تجریش از آقای ملکی خواستند تا در تجریش اقامت کند و امامت مسجد را بپذیرد. حتى به اهتمام محمدباقر پویانفر خانهای در چهارراه حسابی ساخته شد تا آقای ملکی و خانوادهاش در آن سکونت کنند. وی ابتدا این پیشنهاد را قبول نکرد، اما سرانجام، آن را پذیرفت (طاهراحمدی، ٤٧).
در یکی دیگر از گزارشهای ساواک به تاریخ ٢٣ خرداد ١٣٤٧، دربارۀ فعالیتهای اصحاب مسجد همت در مجمع اسلامی آمده است: «مؤسس اولیۀ مجمع» شخصی به نام فرهمند بوده که در مسجد همت تجریش مکتب داشته، و تدریس میکرده، و بعد از فوت وی در فروردین ١٣٣٩، آقایان مصطفى ملکی، دکتر محمد ملکی، محمدباقر پویانفر، محمدباقر محققی گرد هم جمع شده، و مجدداً فعالیت مجمع شروع ]شده[ و سخنران جلسات آن آقای آیتالله طالقانی بوده ... لیکن از مرداد ٤٦ دوباره همان هیئت رئیسۀ قبلی که در حال حاضر گردانندگان مؤثر مجمع مورد بحث میباشند، فعالیت خود را از نو آغاز کردهاند ... ». البته این بار فعالیت مجمع به ظاهر جنبۀ سیاسی نداشت و فقط مذهبی بود. در این دوره، فخرالدین حجازی به دعوت مجمع، در مسجد همت که محل اصلی اجرای برنامههای تبلیغی آن بود، سخنرانی میکرد (همو، ٤٢-٤٤؛ حسینیه ... ، ١٢٣).
در آبان ١٣٥١ / رمضان ١٣٩٢، امام جماعت مسجد همت (حجتالاسلام مصطفى ملکی)، از حجتالاسلام معادیخواه درخواست کرد تا پس از اقامۀ نماز ظهر و عصر در این مسجد به منبر برود. اتفاقاً آیتالله طالقانی نیز از او خواست که در همین زمان در مسجد هدایت سخنرانی کند. از آنجاکه معادیخواه به آقای ملکی قول داده بود، از آقای طالقانی عذر خواست، اما آقای طالقانی برای اینکه او هم به سخنرانی در مسجد همت برسد و هم به مسجد هدایت، در رفتاری کمسابقه، نماز جماعت ظهر و عصر را با حدود یک ساعت تأخیر در مسجد هدایت اقامه کرد (طاهراحمدی، ٢٩-٣٠).
کتابخانۀ مسجد همت
مسجد همت در پایان دهۀ ١٣٤٠ ش دارای کتابخانه شد. بنیانگذار کتابخانۀ مسجد، داوود روزبهانی بود که قبل از آن، در مسجد گیاهی و مسجد استاد عزیز فعالیت میکرد. برای این منظور یک هشتی که در گوشهای از حیاط مسجد قرار داشت، آماده و قفسهبندی شد (همو، ٦٦- ٦٩).
برگزاری مراسم ترحیم برای آقا مصطفى
پس از شهادت حاج آقا مصطفى خمینی در پاییز ١٣٥٦ ش، متصدیان مسجد همت تصمیم گرفتند که مجلس یادبودی در آنجا برگزار کنند. این مراسم مصادف شد با سفر زیارتی مصطفى ملکی به حج، اما او قبل از سفر، اعلامیۀ برگزاری مراسم را نوشت که در آن به نحوی هم از امام خمینی نام برده شده بود. با وجود برخی مشکلات و امتناع انتشاراتیها از چاپ اعلامیه، در نهایت، بیش از ٠٠٠‘٥ اعلامیه چاپ، و در قم، کرج و بازار تهران پخش شد.
کلانتری شمیران پس از آگاهی از تصمیم اولیای مسجد همت مبنی بر برگزاری مراسم بزرگداشت برای فرزند امام، تلاش کرد مانع آن شود. سپس به این مقدار رضایت داد که سخنران مراسم پیش از آغاز مراسم در کلانتری، پای تعهدنامهای را امضا کند؛ اما در نهایت، پلیس از بیم تظاهرات شمار قابل توجهی از مردم که برای شرکت در مراسم پشت درهای بستۀ مسجد تجمع کرده، و به داخل مسجد راه نیافته بودند، اجازۀ برگزاری مراسم را صادر کرد؛ ولی پس از پایان مراسم، شیخ محمود رستگاری، سخنران مراسم را به محض خارجشدن از مسجد بازداشت کرد. در مقابل، جمعیت شرکتکننده با اطلاع یافتن از این دستگیری، اعلام کردند تا زمانی که شیخ آزاد نشود، مسجد را ترک نخواهند کرد. به این ترتیب پلیس پس از ساعاتی ناچار شد که او را آزاد کند (همو، ٨٩-٩٣).
زلزلۀ طبس
وقوع زلزلۀ شدید طبس در ٢٥ شهریور ١٣٥٧ و روشنشدن کُندی کار دستگاههای کمکرسانی دولتی، نظیر شیر و خورشید و امثال آن به آسیبدیدگان، سبب شد تا با شدت گرفتن تدریجی حرکت انقلابی در کشور، ادارهکنندگان مسجد و اهالی محل، با توجه به ضرورت کمکرسانی به هممیهنان آسیبدیده، کاروانی حاوی کمکهای جنسی، به همراه چند پزشک از طرف مسجد همت به طبس بفرستند. این کمکها با محوریت مصطفى ملکی و توسط بازاریان تجریش جمعآوری، و ساماندهی شد (همو، ١٠٥- ١٠٦).
در دوران شدتگرفتن تظاهرات خیابانی برضد حکومت پهلوی، دو کلاس آموزشی در مسجد همت گشایش یافت که مدرس آنها دکتر علی قادری بود. در یکی از این کلاسها مسائل اعتقادی، و در دیگری کمکهای اولیۀ پزشکی آموزش داده میشد. سبب برگزاری کلاس دوم این بود که اگر در تظاهرات خیابانی، کار به درگیری با نیروهای نظامی و پلیس کشید، افراد آموزشدیده بتوانند به مجروحان کمک کنند. به موازات این دورههای آموزشی، با حمایت مصطفى ملکی، دو یا ٣ خانه به صورت درمانگاههای کوچکی درآمدند و در آنها چند پزشک ازجمله دکتر علیاکبر ولایتی و دکتر علی قادری به مجروحان در درگیری با نیروهای حکومت کمکهای پزشکی میرساندند (همو، ١٠٧- ١٠٨).
مسجد همت در دو سال پایانی حکومت پهلوی فعالیتهای انقلابی اهالی شمیران را سروسامان میداد و عملاً محور فعالیتهای سیاسی منطقه بود. با پیروزی انقلاب اسلامی نیز این مسجد مانند بیشتر مساجد سراسر کشور یکسره به خدمت انقلاب درآمد و به محل کمیتۀ انقلاب اسلامی تجریش بدل شد؛ اما خیلی زود، کمیته به بخش جنوبی کاخ سعدآباد منتقل گردید و مسجد فعالیتهای عادی خود را از سر گرفت (طاهراحمدی، ١٠٩-١١٠).
٦ ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، باتوجه به شرایط، حجتالاسلام مصطفى ملکی، مجالس شبهای پایانی ماه رمضان مسجد همت را در زمین چمن کاخ سعدآباد برگزار کرد. سخنرانِ شب ٢١ رمضان (٢٣ مرداد) و شب ٢٣ رمضان (٢٥ مرداد) آیتالله طالقانی بود که بهرغم بیماری و ناتوانی، برای جمعیت فراوان، سخنـرانی کـرد («کیهان ... »، شم ٧٨٢‘١٠، ص ١٨١، شم ٧٨٣‘١٠، ص ١٩١).
مآخذ
بازرگان، مهدی، یادداشتهای روزانه، تهران، ١٣٧٦ ش؛ ستوده، منوچهر، جغرافیای تاریخی شمیران، تهران، ١٣٧١ ش؛ طاهراحمدی، محمود، تاریخ شفاهی مسجد همت تجریش، تهران، ١٣٨٦ ش؛ حسینیۀ ارشاد به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تهران، ١٣٨٣ ش؛ فلسفی، محمدتقی، خاطرات و مبارزات، تهران، ١٣٧٦ ش؛ کیهان، تهران، ١٣٥٨ ش، ٢٣ مرداد، شم ٧٨٢‘١٠، نیز ٢٥ مرداد، شم ٧٨٣‘١٠؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، آیتالله سید محمود طالقانی، ابوذر زمان، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات.
محسن مصحفی