دانشنامه تهران بزرگ - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٩٨ - شکرآبی
شکرآبی
نویسنده (ها) : حسن موسوی زاده
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه ٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقالهشکرآبی \ šekar-ābī \ ، سید امیر غیاثالدین محمد ابن امیر یوسف (٨٧١-٩٢٧ ق / ١٤٦٧-١٥٢١ م)، عالم دینی و از بزرگان و اشراف هرات.
از جزئیات زندگی او آگاهی چندانی در دست نیست؛ اما از نسبت او به شکرآب، پیدا ست که خانوادۀ او از اهالی قصران بودهاند. بنا بر نوشتۀ خواندمیر، غیاثالدین از سادات بوده و نسبش به امام زینالعابدین (ع) میرسیده است (٤ / ٥٨١). آنچه مسلم است، او به همراه پدرش امیر معزالدین یوسف، به روزگار سلطان حسین بایقرا (سل ٨٧٣-٩١١ ق / ١٤٦٨- ١٥٠٥ م)، به هرات سفر کرد و در آنجا پرورش یافت. امیر غیاثالدین در دورۀ نوجوانی علوم مقدماتی را نزد عموی خود امیرفخرالدین، فرا گرفت و پس از درگذشت او در خدمت کمالالدین مسعود شروانی و سیفالدین تفتازانی درآمد و از محضر آنها بهره جست و کمکم از سرآمدان روزگار خویش گشت. شکرآبی در آن دوره بسیار مورد احترام سلطان حسین بایقرا و سپس محمدخان شیبانی معروف به شیبک خان ازبک (سل ٩٠٦-٩١٦ ق)، بود. او در دورۀ شیبک خان چندین بار منصب و امارت گرفت. شکرآبی همچنین پس از قتل شیبک خان در مرو در زمان شاه اسماعیل اول صفوی (سل ٩٠٥-٩٣٠ ق) نیز مورد توجه شاه قرار گرفت، نظارت بر امور شرعی خراسان بزرگ به او محول شد و چندینبار نیز به صدارت وی درآمد. بعدها تقرب امیر غیاثالدین به شاه اسماعیل و فرستادن گزارشهایی از او برای شاه، موقعیت امیرخان ــ حاکم وقت خراسان ــ را مورد تهدید قرار داد. از این رو، امیرخان کینۀ امیر غیاثالدین را به دل گرفت و درصدد انتقامجویی از او برآمد. سرانجام، امیرخان در ٧ رجب ٩٢٧ ق با دسیسههایی، شکرآبی را دستگیر کرد و به روایت رازی (٣ / ٨٧) در سن ٥٦ سالگی او را به قتل رسانید.
امیر غیاثالدین شعر نیز میسرود و در شعر «خُلقی» تخلص میکرد (سام میرزا، ٢٣؛ رازی، ٣ / ٨٧؛ آذربیگدلی، ٣ / ١٠٧٨؛ خواندمیر، ٤ / ٥٨١-٥٨٤؛ کریمان، ١ / ٥٦٣-٥٦٥).
مآخذ
آذربیگدلی، لطفعلی، آتشکده، تهران، ١٣٤٠ ش؛ خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، تهران، ١٣٣٣ ش؛ رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به کـوشش جـواد فاضل، تهران، علیاکبر علمی؛ سام میرزا صفوی، تحفۀ سامی، به کوشش وحید دستگردی، تهران، ١٣١٤ ش؛ کریمان، حسین، قصران (کوهسران)، تهران، ١٣٥٦ ش.
حسن موسویزاده