درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٣٦ - سرچشمه عرفان اسلامى
پرسيدم: در اين كيسه چيست؟ فرمود: آردجو. گفتم: براى چه آن را مهر كردى؟ ترسيدى آن را ببرند يا از آن بخورند؟ فرمود: نه! امّا ترسيدم حسن يا حسين، روغن در آن بياميزند. گفتم: مگر اينكار حرام است يا اميرالمؤمنين؟ فرمود: نه، و لكن بر امامان حقّ واجب است كه خود را در سطح ضعيفترين مردم قرار دهند تا فقر و تنگدستى، مستمند را به بيراهه نبرد ....
كاشف الغطاء در ادامه مىگويد:
انظر في تلك العصور إلى بني عليّ عَلَيْهِالسَّلَام، وفي أيّ شأن كانوا؟ انظرهم وعلى رأسهم الإمام زين العابدين عَلَيْهِالسَّلَام، فإنّه بعد شهادة أبيه، انقطع عن الدنيا وأهلها، وتخلّص للعبادة، وتربية الأخلاق، وتهذيب النفس، والزهد في حطام الدنيا، وهو الذي فتح هذا الطريق لجماعة من التابعين؛ كالحسن البصريّ، وطاووس اليمانيّ، وابن سيرين، وعمرو بن عبيد، ونظائرهم من الزهّاد والعرفاء، بعد أن أوشك الناس أن تزول معرفة الحقّ من قلوبهم، ولا يبقى لذكر الله أثر إلّا بأفواهم. ثمّ انتهى الأمر إلى ولده محمّد الباقر عَلَيْهِالسَّلَام، وحفيده جعفر الصادق عَلَيْهِالسَّلَام، فشادوا ذلك البناء[١].
در آن زمانها به فرزندان على عَلَيهِالسَّلَام بنگر كه چگونه بودند؟ و پيش از همه آنان، به على بن الحسين، زين العابدين عَلَيهِالسَّلَام نظر كن كه چگونه پس از شهادت پدر، دامن از دنيا و دنيا پرستان برچيد و به عبادت و تربيت اخلاق و تهذيب نفس و پرهيز از دنيا پرداخت و هم او بود كه راه را براى جمعى از زهاد و عبادِ تابعين همچون: حسن بصرى و طاووس
[١] . أصل الشيعة وأصولها: ٢٠٥.