درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٣٤ - سرچشمه عرفان اسلامى
نيز در زمينه عرفان عملى، معارف رسيده از رسول خدا و امامان هدى سَلَامُ اللَّهِ تَعَالَى عَلَيهِم أَجْمَعِين به ويژه آنچه در زمينه سيره و سنت عملى آنان آمده، سرچشمه حقيقى و راستين تبيين عرفان عملى اسلامى است.
امام كاشف الغطاء مىگويد:
لمّا قتل عليّ عَلَيْهِالسَّلَام، واستتبّ الأمر لمعاوية، وانقضى دور الخلفاء الراشدين، سار معاوية بسيرة الجبابرة في المسلمين، واستبدّ واستأثر عليهم، وفعل في شريعة الإسلام ما لا مجال لتعداده في هذا المقام. ولكن باتفاق المسلمين سار بضدّ سيرة من تقدّمه من الخلفاء، وتغلّب على الأمّة قهراً عليها. وكانت أحوال أمير المؤمنين عَلَيْهِالسَّلَام وأطواره في جميع شؤونه جارية على نواميس الزهد، والورع، وخشونة العيش، وعدم المخادعة والمداهنة في شيء من أقواله وأفعاله، وأطوار معاوية كلّها على الضدّ من ذلك تماماً[١].
پس از آنكه على عَلَيهِالسَّلَام كشته شد و معاويه به قدرت رسيد و دوران خلفاى راشدين سپرى شد، معاويه در جامعه مسلمين، راه و روش جبّاران را پيش گرفت؛ او استبداد و خود خواهى را شيوه خود ساخت و در شريعت اسلام، انجام داد آنچه را كه در اين جا مجال شمردن آن نيست. وى به اتفاق مسلمين، بر ضد سيره خلفاى پيش از خود عمل كرد و با زور و قهر و بر خلاف اراده امّت بر قدرت چيره شد. امّا احوال اميرالمومنين عَلَيهِالسَّلَام و رفتار و زندگىاش بر شيوه زهد و ورع و رياضت و پرهيز از خدعه و فريب، در همه اقوال و افعالش استوار بود؛ در حالى كه رفتار و حالات معاويه كاملًا بر ضد آن بود.
[١] . أصل الشيعة وأصولها: ٢٠٣.