درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٢٠٢ - شمس از نگاه مولوى
|
بهر باران چو كشت منتظر است |
سينه را سبز و لاله زار كند |
|
|
بهر خورشيد كان چو منتظر است |
سنگ را لعل آبدار كند |
|
|
انتظار أديم بهر سهيل |
اندر او صد هزار كار كند |
|
|
آهنى كانتظار صيقل كرد |
روى را صاف و بى غبار كند |
|
|
ز انتظار رسول تيغ على |
در غزا خويش ذوالفقار كند |
|
|
انتظار جنين، درون رحم |
نطفه را شاه خوشعذار كند |
|
|
انتظار حبوب زير زمين |
هر يكى دانه را هزار كند |
|
|
آسيا آب را چو منتظر است |
سنگ را چست و بى قرار كند |
|
|
انتظار قبول وحى خدا |
چشم را چشم اعتبار كند |
|
|
انتظار نثار بحر كرم |
سينه را درج در چو نار كند |
|
|
شيره را انتظار در دل خم |
بهر مغز شهان عقار كند |
|
|
بى كنارست فضل منتظرش |
رانده را لايق كنار كند |
|
|
تا قيامت تمام هم نشود |
شرح آن كانتظار يار كند |
|
|
ز انتظارات شمس تبريزى |
شمس و ناهيد و مه دوار كند[١] |
|
مضامينى كه در اين قطعه آمده، كاملًا با آنچه در مورد انتظار ولىّعصر عَجَّلَاللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُالشَّرِيف در كتاب و سنّت معصومين عَلَيهِمُالسَّلَام ذكر شده است مطابقت دارد. بهويژه اين مصرع كه: «بى كنارست فضل منتظرش»، كه تقريباً همان مضمون فرموده رسول خدا است كه فرمود:
[١] . همان: ٣٤٨.