درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٨ - ٦ قوس نزول و قوس صعود عشق
عبادت و ذكر و طاعت، عشقبازى عاشقانه مشتاقانى است كه در عشق ديدار روى دوست مىسوزند. رحمت و سلام الهى، كشش و جذبه مهربانانه معشوق است كه كام عاشقِ بىتاب را شيرين مىكند و بر شعله عشق او مىافزايد. در اين سير صعود و نزول كه سراسر هستى را فرا گرفته، هر موجودى جايگاه ويژهاى دارد؛ به اين معنا هر موجودى به تناسب بهرهاى كه از كمال دارد، در مرتبهاى از اين سلسله به هم پيوسته قرار دارد. و آنكه از كمال بيشترى برخوردار است، از جذبه عشق بيشترى بهرهمند است و مرتبه برترى در اين زنجيره عشق دارد. هرچه كمال موجود بيشتر باشد، عشق و شور او نسبت به كمال برتر از خود بيشتر خواهد شد، تا آنجا كه نقطه اوج عالم خلق است. در آن نقطه- كه كاملترين مخلوقات خداى متعال جاى دارند- جز فناى در معشوق، چيزى نيست. مظهر اين مخلوق كامل، ذات پاك محمد مصطفى صَلَّىاللَّهُ عَلَيهِوَآلِه است كه فانى در عشق خداوندى است. نتيجه فناى مطلق ذات صَلَّىاللَّهُ عَلَيهِوَآلِه در ذات معشوق مطلق- كه مبدأ آفرينش و آفريننده جهان هستى است- تجلى كليه صفات جلال و جمال خداوندى در صورت انسانى و جسمانىاش، در ذات محمدى صَلَّىاللَّهُ عَلَيهِوَآلِه است.
آيات شريفه قرآنى، فناى مطلق ذات محمدى صَلَّىاللَّهُ عَلَيهِوَآلِه در وجود اقدس حق تعالى را به شيوههاى گوناگونى منعكس كردهاند. از جمله، در وصف خداى متعال در قرآن كريم چنين آمده است:
إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ[١].
خداى من بر صراط مستقيم است.
[١] . سوره هود: ٥٦.