جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٧ - زن فاسد اموى
او درو ميشود، از قضا پاى حمزه به لب نهرى گذاشته شد كه او افتاد، وحشى حربه آهنين خود را بسوى حمزه مىاندازه كه به پهلويش اصابت ميكند و از پائين شكمش بيرون ميشود. او شهيد ميشود[١]
وحشى حربه خود را برميدارد و خبر را به هند ميرساند بعضيها نوشتهاند وحشى شكم حمزه را ميدرد و جگرش را ميكشد و براى هند ميبرد، بعضىها گفتهاند هند خود باينكار امر داد و جگر را در دهان برد و جويد، ولى جگر را بسيار سخت يافت و آنرا دور انداخت و نخورد!
هند بسر جنازه آمد دستها و پاها و دو گوش و بعضى از اعضاى ديگر حضرت حمزه (رض) را بريد و حتى دو گوش بريده او را در گردنش آويزان كرد (اين يكى از مظاهر موضعگيرى ثابت بنى اميه در مقابل بنى هاشم بوده است. بدر، احد احزاب .. صفين كربلا و ...) وحشى بجزاى اين عمل خود از بردگى آزاد ميشود ولى بالاخره در اثر غلبه مسلمانها مجبور ميشود شهادتين را بر زبان جارى سازد لكن پيامبر به او گفته بود از نظرم دور باش كه ترا نبينم، ميگويند همو بود كه مسليمه كذاب را بكشت.
هند مادر اوبه با جمعيت از زنان قريش بمنظور تشويق مشركين عليه اسلام در احد وظيفه دف زنى را بعهده داشتند ابن هشام در سيرهاش (صفحه ١٨٨ تهذيب سيره) ميگويد:
" و وقعت هند بنت عتبه و النسوة اللاتى بها كشلن بالقتلى من اصحاب رسول الله (ص) يجد عن آلاذان و الانف حتى اتخذت من اذان الرجال و انفسهم خدما" (جمع خدمة و هى الخلخال) و قلائد و اعطت خدمها و قلائدها و قرطتها
[١] كيفيت شهادت حمزه بطور ديگرى نيز نقل شده است.