جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٢ - خلاصه اى از جنگ حنين
مالك نصرى دستور داد مردها اهل و مال خود را پشت سر قرار دهند، و غلاف شمشيرهاى خود را بشكنند و در درههاى وادى و بالاى درختان كمين كنند و در آخر شب (غلس الفجر) بر مسلمانان حمله ببرند مانند حمله يكتن، و دشمنان خود را پراكنده نمايند، او گفت محمد (ص) با كسى كه در جنگ مهارت داشته باشد تاكنون برنخورده است.
حضرت پيغمبر اكرم (ص) وقتيكه نماز صبح را خواندند به سوى وادى حنين سرازير شدند و در پيشاپيش لشكر اسلام طائفه بنى سليم بود، درين اثنا لشكريان هوازن بدستور نصرى مذكور از كمينهاى خود بيرون آمدند و حمله را غفلته آغاز كردند و بنو سليم را تارومار كردند و بقيه هم كه عقب بنى سليم بودند فرارى شدند، و باستناد بعضى از روايات جز حضرت على و چند نفر معدود با پيامبر (ص) باقى نماندند و عزيمتكنندگان، بىپروا از كنار ايشانت ميرفتند، ايشان بانصار ندا دادند يا معاضر الانصار الى اين المفر انا رسول الله فلم يلو احد عليه، هيچ كس بحضرت التفاتى ننمود!
يكى از زنان مبارز بنام نسيبه دختر كعب مازنى بر روى هزيمتكنندگان خاك ميپاشيد و ميگفت از خدا و رسول او بكجا فرار ميكنيد. وقتى وضع باينجا كشيد، آنحضرت بر مركب خود سوار شد و شمشيرش را برهنه نمود به عباس- كه صداى رسائى داشت دستور دادا آواز دهد كه اى صاحبان بقره و اى اصحاب شجره كجا فرار ميكنيد اين رسول خدا (ص) است و سپس بابى سفيان پسر حارث فرمود يك مشت سنگريزه بده و آنرا بر روى مشركين انداخت و فرمود: شاهت الوجوه (زشت باد روها) بعد سرش را بسوى آسمان بلند كرده عرض