جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٩ - نمونه ديگر از اخلاص و صفا
نفر با بدنهاى خونين و زخمى و با حال ضعف و ناتوانى با پيامبر از مدينه بدنبال دشمن بيرون رفتند و به حمراء الاسد هشت ميلى مدينه رسيدند[١] و بهمه مسلمانان دنيا درس غيرت و شجاعت و مقاومت و ايثار و فداكارى را دادند و مجاهدين ما بايد ازين عمل درس و عبرت بگيرند كفار هم درين هنگام به روحا بودند و گويا از ترك ميدان جنگ و يكسره نكردن كار مسلمانان جمعى از آنان پشيمان بودند، عكرمه پسر ابو جهل و عمرو عاص و خالد بن وليد و حارث گفتند برميگرديم و مدينه را غارت ميكنيم، اشراف مسلمانان را كشتيم بزرگشان حمزه را كشتيم ولى نه زنان آنان را با خود آورديم و نه محمد را كشتيم، جنگيديم تا آنكه از آنان تعداد كمى باقى ماند صحنه را ترك كرديم برگرديم و هلاكشان كنيم.
ولى يكتن از كفار بنام معبد خزاعى كه طرفدار پيامبر بود از حمراء الاسد به روحا رفت و آنان را از تصميم دوباره مسلمانان بر جنگ و از خشم و غضب بىحد آنان ترسانيد و ابو سفيان دستور داد از درگيرى با مسلمانان و رفتن بسوى آنان خوددارى كنند و بطرف مكه حركت كنند.
قريش نيز به نعيم بن مسعود در مقابل وعده كمك سفارش كردند كه مسلمانان را از كفار بترساند او نيز در روحا آمد و از آمدن قريب لشكر قريش لاف زد ولى مسلمانان در جوابش گفتند" حسبنا الله و نعم الوكيل. آه كه چه جمله قوتبخش! خدا كفايتكننده و وكيل مجاهدين است.
[١] ابن هشام ميگويد پيامبر و اصحابش روز دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه را در حمراء الاسد ماندند سپس بسوى مدينه برگشتند.