جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٢ - صبر عمه پيامبر(ص)
شهادت رسيدند و مشركين انتقام بدر را كه هفتاد كشته و هفتاد اسير داده بودند پس گرفتند. بعضيها نوشتهاند كه پيامبر پس از جنگ بدر فرمود اسيران كفار بكشيد و فديه نگيريد و الا بهمين تعداد از شما كشته ميشوند صحابه قبول نكردند و گفتند ما اكنون فديه آنان را ميگيريم بعد اگر ما كشته شويم شهيد هستيم.
و الله العالم
روايت شده است كه مردى از اصحاب بنام قزمان را بحضرت پيامبر معرفى نمودند كه او با برادران مؤمن خود همراهى و كمك ميكند و تذكيهاش كردند، حضرت فرمود او از اهل آتش است خبر آوردند كه يا رسول الله قزهان شهيد شد فرمود:
يفعل الله ما يشاء (خدا هرچه بخواهد ميكند) دوباره خبر آوردند كه او خودش را كشته است فرمود شهادت ميدهم كه من رسول خدايم (كه گفتم او دوزخى ميباشد)
نوشتهاند كه او جنگ سختى نمود و شش يا هفت تن از مشركين را بكشت و جراحات سنگينى برداشت بعد او را به خانههاى بنى ظفر بردند، مسلمانان باو اين جهاد را تبريك گفتند. قزمان گفت بچه بشارتم ميدهيد؟ بخدا من نجنگيدم مگر بخاطر قوم خودم، اگر كرامت قومم در نظر نبود نمىجنگيدم! وقتى جراحات او بر فشار دردش افزود تاب نياورد و دست بخودكشى زد و خود را بكشت.
باز هم نمونهاى از زنان فداكار متعهد:
زنى از طائفه بنى نجار كه پدر و برادر و شوهرش در ركاب پيامبر شهيد شده بود نزد حضرت آمد ديد كه مسلمانان بالاى سر آنحضرت ايستادهاند، اين زن بمردى از صحابه گفت آيا رسول الله زنده است؟ گفت بلى، گفت ميتوانم كه باو نگاهى بكنم گفت بلى، مردها راه باز كردند او