جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٠ - جنگ خيبر
جنگ خيبر
شايد در جاى ديگرى از قرآن بجز اينجا اشارهاى بجنگ خيبر نشده باشد لذا مناسب است درين جا بكمال اختصار ببيان آن پرداخت: در ماه ذيحجه سال ششم يا اول سال هفتم[١] هجرى پيامبر با لشكريان خود كه از حديبيه برگشته بودند بطرف خيبر كه محل يهوديها بود بيرون رفتند وقتى بانجا رسيدند قلاعهاى يهوديان را بمحاصره در آوردند كه به تدريج آنها را فتح نمودند، وقتى فتح قلعهى اخر مشكل شد حضرت پيامبر رايت لشكر را بدست ابو بكر داد او كارى از پيش برده نتوانست و با همراهان خود برگشت، روز ديگر آنرا بعمر داد كه او نيز رو بهزيمت نهاد، وقتى چنين شد پيامبر فرمود فردا رايت را بدست مردى ميدهم كه كرار غير فرار است و خدا (جنگ) را بر دستهاى او فتح ميكند (او) خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند، شب همه در گفتگو بودند كه فردا اين افتخار نصيب كى خواهد شد؟ چون صبح شد مردم خدمت رسيدند، حضرت رسول فرمود على بن ابيطالب كجا است؟ عرض كردند چشمانش درد ميكند او را خواست آب دهان مبارك را بچشمانش ماليد، دردش بكلى شفا يافت سپس
[١] بعضيها نوشتهاند صلح حديبيه در ذيحجه سال ششم واقع شد و غزوه خيبر در جمادى الاول سال هفتم واقع شده كه شايد بعيد باشد، بعضيها تصريح كردهاند كه فتح خيبر در ماه محرم بود، هرچند كه آغاز آن در ذيحجه بوده باشد.