جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٠ - جنگ خندق
خدا كسانيرا كه (مردم را از جهاد) برميگردانند مىشناسد و گويندگانى را كه به برادرانشان ميگويند بسوى ما بيائيد و در جنگ جز كمى حاضر نمىشوند، (ازحان خود) بر شما بخل مىورزند، وقتى خوف (جنگ) بانان روى آورد مىبينى آنان را كه بسوى تو از نظر ميكنند چشمهاين آنان مانند كسيكه بيهوشى مرگ بر او عارض شده باشد مىچرخد، وقتى خوف (جنگ) برطرف گرديد با زبانهاى تيززبان درازى ميكنند (بعنوان مجاهد طالب امتيازند) از خير (رسانيدن) بخل ميورزند اينان ايمان نياوردهاند پس خداوند عملهاى آنان را نابود كرده است و اين كار براى خدا آسان است.
(منافقان از شدت ترس و بزدلى) مىپندارند احزاب (قريش، غطفان، يهوديها و سائر طوائف عرب) هنوز (از ميدان جنگ) نرفتهاند (كه مسلمان رفته بودند) و اگر احزاب (دوباره) برگردند (منافقان) دوست دارند كه در بيابان باشند و خبرهاى شما را (از رهگذران) سئوال كنند (و از شما بخاطر سلامتى جانشان بدور باشند) و اگر در ميان شما ميبودند (و جنگ در ميگرفت) جز كمى نمى- جنگيدند.
اين بود خطاب و عتاب قرآن با منافقان.
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً (آيه ٢١)
و محققا از براى شما در (روش و اخلاق) رسول خدا اقتداى نيكوئى بود براى كسى كه خدا و روز قيامت را اميد دارد و خدا را زياد ياد ميكند (پيامبر شما هميشه در جهاد حاضر و راغب بود شما هم بايد چنين باشيد)
" وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا