جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٠ - نظراندازى دوم
خطر شديد. و ربنا المستعان.
٢- كسانيكه اعتقاد درستى ندارند تا حدى زحمت جهاد را بخاطر نام و شهرت خود متحمل ميشوند ولى وقتى زحمت فراوان پيش آيد قهرا از آن صرف نظر ميكنند.
در ابتداى انقلاب، عناصرى وجود داشتند كه فكر ميكردند در ظرف يكسال نيروهاى اسلامى در افغانستان به پيروزى ميرسد و چه بهتر كه كلاهى هم ازين نمد نصيب ايشان بشود، در آن روزها دوآتشه انقلابى شده بودند ولى آهسته آهسته كه راه طولانى پرمشقت را ديدند عقب كار خود رفتند.
منافقين در موقع رفتن به تبوك و شام از كوره در رفتند و براى فريب مسلمانان بدروغگوئى و حتى بقسم دروغ متوسل شدند، امروز كسانى وجود دارند كه اگر در ايران و پاكستان و يا در يكى از كشورهاى عربى و اروپائى وظيفهاى باو موكول شود جهاد را واجب ميدانند ولى وقتى او را بداخل بخواهى بفرستى ترس از مرگ و دورى از زن و بچه (مفارقت شهوت و احساسات) جهاد را از وجوبش ساقط ميگرداند! عمل جمعى هرچند بر زبان نياورند اينست كه اول زن و فرزند و راحتى، سپس جهاد و انقلاب آيا اين دسته نبايد در درجه اعتقاد خود تجديدنظرى بعمل آورند؟
٣- عذرتراشى در ترك جهاد از عدم ايمان است و اثر شك (و يا از ضعف الايمان) معتقدين بخدا و روز قيامت هيچگاهى از فرمانده خود اذن در نرفتن بسوى جبهه را نمىخواهند.
٤- كسانيكه حقيقهخواهان اشتراك در جهاد هستند حتما مقدمات آنرا آماده ميكنند. مثلا هيچگاه