شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧١ - ٨/ ١٣ و اين چند كار
بگذارد و جلوى آن را بگيرد و آن را تكرار نكند و طول ندهد.
٧٣٣. امام صادق عليه السلام: هنگامى كه به نماز ايستادى، بدان كه در پيشگاه خداوند هستى و اگر او را نمىبينى، بدان كه او تو را مىبيند. پس به نمازت توجّه كن. آب بينى و آب دهان مينداز، انگشتانت را نشكن، هنگام ايستادن، دستانت را به پشتت مبر و بر سُرينت (باسَنَت) مگذار،[١] كه گروهى به جهت انگشت شكستن و دست بر باسن نهادن، كيفر شدند.
٧٣٤. امام رضا عليه السلام: مبادا در نمازت تنبلى و يا در آن سستى كنى و يا حقّش را خوار بشمارى و يا حد و مرزش را تباه نمايى و يا مانند نوك زدن خروس، تند و كوتاه سجده كنى و يا نمازت را سبك بگيرى و يا به جاى آن به كالاى دنيا سرگرم شوى و يا در غير وقتش بخوانى ....
هر گاه خواستى به نماز برخيزى، سست و خوابآلود و شتابان و بازىكنان بر نمىخيزى؛ بلكه آن را با آرامش و وقار و درنگ به جا مىآورى. و فروتن و افتاده باش؛ فروتن و افتاده براى خداى عز و جل با هالهاى از بيم و هراس، اميدوار و بيمناك، همراه با آرامش و ترس و احتياط. پس در پيشگاه او همچون بنده گناهكار فرارى در پيش اربابش بايست. پاهايت را در يك رديف قرار ده و خود را راست نگه دار و به
[١]. در متن حديث،« لا تورّك» آمده است. تورّك، دو گونه است: مستحب و مكروه. گونه مستحب، چنيناست كه بر سرين چپ مىنشيند و هر دو پايش را از زير خود، خارج مىسازد، پاى چپ را بر زمين و روى پاى راست را بر كف پاى چپ مىنهد و نشيمنگاهش را به زمين مىرساند. تورّك مكروه، آن است كه در حالت ايستادن در نماز، دستانش را بر سرين خود بگذارد كه از آن در حديث، نهى شده است. ورك به بالاى ران گفته مىشود و همان« سرين» است.