شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥٠ - دگرگون كردن«سنت جهر به بسمله»
واضح است كه فرياد برآوردن صحابيان و تابعيان، نشانه آن است كه جزئيّت بسمله براى سوره حمد و ديگر سورهها و نيز بلند خواندن آن در نماز، نزدشان از مسلّمات به شمار مىآمده؛ زيرا در غير اين صورت، مسلّماً مستندى از سوى معاويه يا وابستگان فكرى وى در توجيه اقدام انجام شده، ارائه مىشد.
دگرگون كردن «سنّت جهر به بسمله»
مطابق نقل محدّثان شيعه و اهل سنّت، التزام به جهر به بسمله، تا اوايل حكومت بنى اميّه ادامه داشت. هر چند معاويه به دليل اعتراض مردمى نسبت به تغيير سيره جارى در بسمله، ناگزير به عقبنشينى گرديد، ليكن مقصود تثبيت نشده وى، در فرصت مناسب ديگرى توسط وابستگان حكومت او دنبال گرديد. در اين عرصه، نخستين كسى كه سنّت جَهْر به بِسمله را به اخفاتْ تغيير داد، عمرو بن سعيد بن العاص، والى اموى مدينه بود. سيوطى به نقل از بيهقى از زهرى، چنين آورده است:
از سنّت نماز، اين بود كه «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» قرائت شود و نخستين كسى كه «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» را آهسته خواند، عمرو بن سعيد بن عاص، حاكم مدينه، بود.[١]
علّامه امينى، پس از نقل اين گزارش، مىنويسد:
اين روايات، گوياى آن اند كه بسمله، از زمان نزول قرآن، همواره بخشى از سوره بوده است و همين بوده كه امّت بِدان خو كرده و در نهانخانه جانها جا گرفته و در باورها استقرار يافته است. از اين رو، هنگامى كه معاويه آن را ترك كرد، مهاجران و انصار گفتند: «او [از نماز] دزديده است» و معاويه نيز نتوانست جزء نبودن آن را براى آنان عذر بياورد، چندان كه ناگزير شد نماز را با سورهاى كه در بر دارنده بسمله باشد، تكرار كند و در نمازهاى بعد، بِدان پايبند شود. اگر در آن جا، نظريهاى مبنى بر جدا بودن سوره از بسمله وجود داشت، بى ترديد، معاويه آن را دليل مىآورد؛ ليكن آن، سخن نوى است كه آنان براى توجيه كار معاويه و
[١]. الدرّ المنثور: ج ١ ص ٢٩.