شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٢٥ - ١٥/ ١٨ نماز حاجت
خداوند را يگانه مىشمرد و با صداى بلند و صد بار" لا إله إلّااللَّه" مىگويد و سپس رو به مردم مىكند و خدا را مىستايد و صد بار" الحمد للَّه" مىگويد و سپس دستانش را بالا مىبرد و دعا مىكند و سپس مردم دعا مىكنند، و من اميد دارم كه ناكام نشوند».
محمّد بن خالد چنين كرد و هنگامى كه باز مىگشتيم، باران آمد. آنها گفتند: اين از آن آموزش جعفر [صادق عليه السلام] بود.
در روايت يونس [راوى ديگر اين حديث] آمده است: و باز نگشتيم تا آن كه انديشناك [خيس شدن] خود شديم.
١١٤١. الكافى- به نقل از هشام بن حكم-: از ايشان (امام صادق عليه السلام) در باره نماز باران پرسيدم. فرمود: «مانند نماز دو عيد [فطر و قربان] است. در آن، قرائت [قرآن] مىكند و تكبير مىگويد، همان گونه كه [در نماز عيد] قرائت مىكند و تكبير مىگويد. امام جماعت بيرون مىآيد و به جايگاهى تميز و همراه با آرامش و وقار و فروتنى و افتادگى مىرود و مردم نيز همراه او بيرون مىآيند، و او خدا را مىستايد و بزرگ مىشمارد و ثنايش مىگويد و در دعا مىكوشد و تسبيح و تهليل و تكبير فراوان مىگويد و دو ركعت نماز، مانند نماز عيد فطر و قربان، با دعا و درخواست و كوشش مىخواند و چون امام سلام داد، لباسش را بر مىگرداند و آن سويش را كه بر دوش راستش است، روى دوش چپ و آن را كه روى دوش چپ است، روى دوش راست مىاندازد، كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين گونه كرد».
١٥/ ١٨ نماز حاجت
١١٤٢. امام باقر عليه السلام: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من عيالوار و بدهكارم و وضعيتم سخت شده است. دعايى به من بياموز كه خداوند عز و جل را با آن بخوانم تا به من روزى دهد و با آن، بدهىام را بپردازم و به خانوادهام يارى برسانم.