شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٤٩ - سنت«جهر به بسمله»، در عمل صحابه
بگردان، هر سو كه او رو كند.».[١]
بر اين اساس، شمارى از نقلهاى منسوب به پيامبر صلى الله عليه و آله و برخى صحابه كه اينان نماز را با صداى آهسته (به اخفات) مىخواندند،[٢] تلاشى براى توجيه بدعت بنى اميّه ارزيابى مىشود.
در اين ميان، علاوه بر تعدّد و قوّت چشمگير روايات دسته نخست، اعتراض عمومى اهل مدينه به معاويه در عدم پايبندى به سنّت رايج در بسمله، شاهد گويايى بر استمرار سيرهنبوى در خصوص قرائت بسمله، آن هم با صداى بلند تا آن روزگار بود.
سيوطى در كتاب تفسيرىاش، شافعى در كتاب الامّ و دارقطنى و بيهقى در كتابهاى السنن خود، اقدام بدعتآميز معاويه و اعتراض عمومى به وى را چنان كه در ادامه آوردهايم، حكايت كردهاند. پيشاپيش، اين نكته شايان توجّه است كه دو موضوع: يكى، ترك بسمله در نماز، با اين بهانه واهى كه «بسم اللَّه» جزئى از سورهها نيست، و ديگرى، موضوع به جَهر نخواندن «بسم اللَّه»، موضوعاتِ به هم تنيدهاى هستند كه از دو زاويه، نتيجه واحد (يعنى از رونق انداختن اين قطعه وحيانى در نماز) را دنبال مىكنند. سيوطى آورده است:
او (معاويه) به مدينه آمد و با آنان به نماز ايستاد و «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» را نخواند و در هنگام فرود آمدن و برخاستن، تكبير نگفت. چون سلام داد، مهاجران و انصار ندايش دادند كه: اى معاويه! آيا از نمازت دزديدى؟ «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» كجاست؟ و تكبير كجاست؟ او پس از آن، هر گاه نماز مىگزارد، «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» را براى امّ القرآن (سوره حمد) و براى سوره بعد از آن مىخواند و چون به سجده مىرفت، تكبير مىگفت.[٣]
[١]. تفسير الفخر الرازى: ج ١ ص ٢١٠.
[٢]. ر. ك: الدرّ المنثور: ج ١ ص ٢٩.
[٣]. الدرّ المنثور: ج ١ ص ٢١.