الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٤ - اصل چهارم تلاش براى شادكامى ديگران
او مردى با اراده بود. برعكس آنهايى كه بنا به نظر شاو، به مجرّد مواجه شدن با بيمارىاى جزئى، از اين كه چرا دنيا به دلخواه آنان نيست و از او پرستارى نمىكند، ناله و شكايت دارند.
جملهاى به ياد دارم كه هنوز از قلم هيچكدام از نويسندگان روانشناس، تراوش نكرده است. اين جمله را آلفرد آدلر گفته است. او به بيماران خود مىگفت: «هرگاه اين دستور را به كار ببريد، مدّت چهارده روز از فكر و خيال واهى بيرون مىآييد. بكوشيد فكر كنيد چگونه مىتوانيد شخصى را شادمان نماييد».
وى در كتاب معروف خود به نام براى شما زندگى چگونه بايد باشد؟- و اين كتابى است كه حتماً بايد آن را بخوانيد-، ما را تشويق مىكند كه هر روز كار نيكى انجام دهيم. كار نيك كدام است؟
محمّد پيغمبر مىگويد: «كار خوب آن است كه زنگ غم از چهرهاى بزدايد و تبسّمى از شادمانى در آن ظاهر سازد».
چرا انجام دادن كارى خوب در هر روز اين چنين نتيجه شگفتى براى انجام دهنده آن به وجود مىآورد؟ زيرا هنگام فراهم كردن وسائل خوشى و شادمانى ديگران، از خود غافل مىمانيم و وقتى براى نگران شدن نداريم[٣١١] و همين فكر كردن در باره خودمان است كه موجب ايجاد نگرانى و ترس و ماليخوليا مىگردد ....[٣١٢]
گفتنى است كه رهنمودهاى اهل بيت عليهم السلام در باره شاد كردن ديگران را در شش عنوان مىتوان دستهبندى كرد:
[٣١١]. البته اين، تبيين وى در باره اثر شاد كردن ديگران است. از متون اسلامى، تبيين ديگرى قابل استفادهاست كه در ادامه، به آن اشاره مىكنيم.
[٣١٢]. آيين زندگى: ص ١٧٠- ١٧٣.