الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٤ - ٣- ١- ١ ايمانِ راستين
آرى. شادمانى و لذّتى كه مؤمنان راستين از تجلّى جمال و جلال خداى سبحان و سرور عارفان[٢٣٦] در آينه دل دارند، سختىها و تلخىهاى زندگى را در كام آنها شيرين مىكند تا آن جا كه در بلا نيز احساس لذّت مىنمايند.
عالمِ وارسته، مجاهد نستوه، حضرت آية اللَّه شيخ محمّدتقى بافقى يزدى- رضوان اللَّه عليه- نمونه بارزى از اين گونه انسانهاست.
در ماجراى نوروز سال ١٣٠٦ ش، هنگامى كه همسر و دختران رضاشاه، آرايش كرده و بدون حجاب، با حضور در ايوان آيينه حرم حضرت معصومه عليها السلام حرمت اين مكان مقدّس را شكستند، مورد اعتراضِ آن عالم بزرگوار قرار گرفتند. رضاخان وقتى از اين جريان باخبر شد، فوراً به قم آمد و آن عالم ربّانى را شخصاً مورد ضرب و شتم قرار داد و دستور بازداشت وى را صادر كرد. و پس از مدتى نيز كه در حبس بود، ايشان را به شهر رى تبعيد كرد و تا آخر عمر در رى بود.
مردم رى، خاطراتِ بسيار آموزندهاى از اين مرد بزرگ دارند. وى در اواخر عمر، به شدّت بيمار شد و بدنش فلج گرديد. تنها دستهايش را مىتوانست حركت دهد كه به تدريج، آنها هم از كار افتادند.
به خاطر دارم كه در اوايل جوانى، يكى از اهالى رى كه محضر آن بزرگوار را درك كرده بود، نقل مىكرد:
«در ايّام شدّت بيمارى، هنگامى كه دستهاى او هم از كار افتاده بود، امّا من از اين موضوع خبر نداشتم، براى ديدار ايشان به منزلش رفتم. هنوز وارد اتاقى كه وى در آن بسترى بود، نشده بودم كه صداى خنده او شنيده مىشد. احساس كردم امروز بسيار شاد و خوشحال است.
وارد اتاق شدم، و ضمن سلام و احوالپرسى، علّت شادمانى او را پرسيدم؟ [از
[٢٣٦]. ر. ك: ص ٣٣٣ ح ٤٥٩.