الگوى شادى از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٦ - اصل چهارم تلاش براى شادكامى ديگران
دسته دوم: رواياتى هستند كه به شاد كردن پدر و مادر توصيه كردهاند و اين اقدام را موجب افزايش طول عمر مىدانند[٣١٦] و غمگين كردن آنها را زيانبار توصيف نمودهاند.[٣١٧]
دسته سوم: رواياتى هستند كه بر شاد كردن خانواده تأكيد دارند و اين عمل را موجب آمرزش گناهان، و شادىِ روز قيامت دانستهاند.[٣١٨]
دسته چهارم: رواياتى هستند كه در باره شاد كردن كودكان، بويژه كودكان يتيم وارد شده و به سيره پيامبر صلى الله عليه و آله و امام على عليه السلام در برخورد با آنان اشاره دارد.[٣١٩]
دسته پنجم: رواياتى هستند كه اهميت و آثار شاد كردن اهل ايمان را بيان كردهاند، و نسبت به خطر غمگين كردن آنان هشدار دادهاند.[٣٢٠]
شايان ذكر است كه در روايات اسلامى، شاد كردنِ اهل ايمان، بيش از موارد ديگر، مورد تأكيد قرار گرفته است. اين تأكيد مىتواند اشاره به دو نكته باشد:
١. انسان، براى شاد كردن نزديكان خود، به قدر كافى انگيزه دارد. از اين رو، غمزدايى و شاد كردن ديگران، بويژه اهل ايمان، بيشتر مورد تأكيد قرار گرفته است.
٢. در زندگىِ اجتماعى، زندگىِ فرد نمىتواند از جامعه جدا باشد. از اين رو، شادى و غم جامعه به طور طبيعى به آحاد شهروندان آن منتقل مىشود، بويژه اهل ايمان كه بر اساس روايات اهل بيت عليهم السلام از طريق رشتهاى مرموز، در باطن با يكديگر پيوند روحى دارند[٣٢١] و از اين راه، شادى و غم آنها به يكديگر منتقل
[٣١٦]. ر. ك: ص ٣٥٩( شاد كردن پدر و مادر).
[٣١٧]. ر. ك: ص ٣٥٩( اندوهگين كردن پدر و مادر).
[٣١٨]. ر. ك: ص ٣٦١( شاد كردن خانواده).
[٣١٩]. ر. ك: ص ٣٦٣( شاد كردن كودكان بويژه يتيمان).
[٣٢٠]. ر. ك: ص ٣٦٩( شاد كردن مؤمن).
[٣٢١]. اين تبيين در باره رابطه شاد كردن ديگران با شاد شدن فرد، با آنچه ديل كارنگى بيان كرده بود، متفاوت است. در اين جا صحبت از ارتباط روحى ميان انسانها و همچنين عنايت خداوند متعال است؛ امّا ديل كارنگى، علّت را در رويگردانى حواس از مشكلات خود مىداند.