صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٤٤ - پرهيز از اختلافات
من اينها را نگاه مىكنم ببينم اينها چه هست و بايد چه كرد.
[يكى از حضار ما مىگوييم اگر حقوق متقابل شاگرد و معلم- كه تقريباً ده ميليون نفر در سطح سرتاسر مملكت مىشوند- از لحاظ اسلام براى ما روشن بشود، هر كس- چه دانشآموز و چه معلم- خواست از اين مسير منحرف بشود، ما شديداً در مقابلش مىايستيم. يعنى اگر حقوق متقابل دانشآموز و معلم از ديدگاه اسلام براى ما روشن بشود كه لطف بكنيد پيامى در اين زمينه بفرستيد، هر كس خواست از اين مسير منحرف بشود ....].
من هم مىخواهم شما را مستعد اين بكنم كه اگر ما يكوقتى يك چيزى نوشتيم و منتشر كرديم؛ شما مستعد باشيد كه مهم خود شما هستيد. ما نصيحت مىكنيم آنها را، و اگر چنانچه خداى نخواسته يكوقتى ديديم كه توطئه مىكنند، يك جور ديگر با آنها رفتار مىكنيم، لكن مهم اين است كه در دانشگاهها خود آقايان، خود دانشجوها، خود معلمين، خود دكترها، اينهايى كه هستند، در آنجا خودشان با هم ديگر اختلاف نداشته باشند. در هر جايى اگر چنانچه خود جمعيتى كه همه اسلامىاند و اكثريت هم اين طور هستند و منحرفين در اقليت واقع شدهاند، بين خودشان اگر چنانچه اختلافى نباشد، آنها را زود از بين مىبرند. عمده اين است كه گاهى بين خودشان اختلاف است. اختلاف بين خودشان اسباب اين مىشود كه آنها نفوذ كنند و نگذارند كارى انجام بگيرد. شما سعى كنيد در اينكه بين خود، در هر مدرسهاى يا در هر دانشگاهى، بين خود جمعيتهاى متعهد و مسْلم، ديگر اختلاف نباشد؛ گروه گروه نشوند كه هر كدام يك چيزى بشوند. گروه هستند، اما در اصل مطلب كه بايد تحصيل بشود، بايد موازين، موازين اسلامى باشد. بايد اخلاق و عرض كنم اينها تهذيب بشود. اينها در يك مسائل مشتركى با هم باشند، حالا به هر حال يك اختلاف سليقهاى هم دارند؛ خارج از اين باشد كه همه با هم بايد جلوى يك مفسدهاى را بگيرند.
اين مَثَل را برايتان عرض كنم؛ اين بختياريها، كه آن وقت خيلى هم قدرتمند بودند، اينها دو طايفه بودند، من مىدانستم اين را، يك طايفه ايلخانى بودند و يك جمعيتى داشتند، يك طايفه هم حاجى ايلخانيها بودند و آنها هم يك جمعيتى داشتند. اينها هم