صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٤ - تجليل از شخصيت آقاى طالقانى
مىدادند؟ «اى نايب پيغمبر ما جاى تو خالى». اين نَفَس مردم بود، به عنوان نايب پيغمبر اين را مىشناختند، لكن نايب پيغمبر هم در جهات معنوى و هم در مقاومت، در مخالفت با دستگاه ظلم. نيابت هم در مقابله با ظلم، مخالفت با جباران، مقاومت در مقابل ستمكاران و هم در روحيات، معنويات، اما انگيزه «اى نايب پيغمبر ما» بود. شما ديديد كه آن بيل و كلنگى كه قبر ايشان را كنده بودند و با او خاك را بيرون آورده بودند و مردم با آن بيل و كلنگ چه مىكردند، عشق بازى مىكردند، مىبوسيدند، حمله مىكردند، بعضى به بعض و اين بيل و كلنگ را مىبوسيدند؛ چرا مىبوسيدند؟ بيل و كلنگ كه بوسيدنى نيست! براى اينكه آقاى طالقانى يك مرد دمكراتى بود بيل و كلنگش را مىبوسيدند؟! به همان انگيزهاى كه ضريح ائمه اطهار و بزرگان ما را مىبوسند، همان انگيزه مردم را وادار كرد كه بيل و كلنگش را ببوسند، براى روشنفكرىاش نبود؛ براى اين بود كه اين را نايب پيغمبر خودشان مىدانستند. اين حضرت معصومه را دختر امام خودشان مىدانند كه آستانش را مىبوسند. آستانه هم يك خرده طلاست؛ يك خرده آهن است، اين آهن و طلا را چرا مىبوسند؟ خيلى آهن و طلا توى دنيا هست. خوب ليره هم دستشان مىآيد، هيچ وقت مىبوسند؟! اين انگيزه علاقه مردم به مبادى است. چرا «حجر الأسود» را مىبوسيد و لمس مىكنيد و به او تبرك مىجوييد؟ چرا دور يك خانه سنگى و گِلى، ميليونها مردم هر سال مىروند و طواف مىكنند؟ [چون] انگيزه، انگيزه الهى است. هر چه مربوط به دستگاه خدا باشد احترام دارد. شما اين پوستى كه با او جلد «كلام اللَّه» را درست كردهاند مىبوسيد و به چشم مىگذاريد؛ خوب پوست است، چرا؟ براى اينكه در جوف اين كلام خداست. همه چيز براى خداست. ما احترام هم به هر كس بگذاريم براى خدا بايد باشد. ملت ما اين بيل و كلنگى را كه چند روز پيش از اين مىبوسيدند به انگيزه اين بود كه طالقانى؛ نايب پيغمبر ماست. خودشان هم فرياد مىزدند كه «اى نايب پيغمبر ما جاى تو خالى». چرا اين قدرت را مىخواهيد از دست بدهيد؟ چرا اين قدر، كم سليقه و بد سليقه هستيد؟! چرا اين جوانهايى كه مىخواهند يك خدمت به مملكتشان و خودشان بكنند از يك همچو