صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٩ - جدايى دولتها از ملتها، منشأ گرفتاريها
از آن بترسند، همه پشتيبانش هستند؛ و نه حكومتْ فرمانفرمايى مىخواهد بكند؛ حكومت هم خدمت مىخواهد بكند. مسأله، مسئله خدمتگزارى دولت به ملت است؛ نه فرمانفرمايى دولت به ملت. همين فرمانفرمايى جدا مىكند شما را از ملت، و ملت را از شما و منشأ مفاسد زياد مىشود. اگر جورى باشد كه وقتى رئيس دولتى نخست وزيرش، رئيس جمهورش بيايد توى مردم، با مردم باشد؛ فواصل نباشد، آن طور فواصلى كه در طاغوت هست. فرماندارها با مردم فواصل نداشته باشند كه مردم پشت اتاقش بيايند بايستند و راهشان ندهند و چه. البته با عدالت راه بايد بدهند، نه اينكه؛ هرج و مرج نباشد كه هر كس آمد، بخواهد جلو بيفتد. يك موازينى كه خود شما مىدانيد. اما مردم از كارهاى شما احساس كنند كه شما از خودشان هستيد و مىخواهيد خدمت كنيد بهشان، نمىخواهيد فرمانفرمايى كنيد و نمىخواهيد مردم را تحت فشار قرار بدهيد، و نمىخواهيد ظلم بكنيد، اين حرفها نباشد، مثل سابق نباشد كه اجاره مىدادند يك استانى را، اجاره رسمى بود. چقدر بدهد تا اينكه اين در اين استان برود، و آن وقت [كه] رفت بايد چقدر بدهد و چقدر درآورد تا آن را ادا كند، و براى خودشان چقدر باشد؛ قضيه «تيول» بود! يك جايى را به يك نفرى مىدادند به اجاره، تيول مىدادند، اين بايد برود مردم را آن قدر بدوشد كه اين مقدارى را كه بايد به مثلًا آن نخست وزير آن وقت، يا آن فرض كنيد كه- فرمانفرما و آن كسى كه در رأس بود بايد ادا كند، ادا كند. خوب، قهراً خودش هم كه رفته براى اين كار براى خودش هم ببندد بار خودش را! وقتى وضع اين طور شد كه از اول آن كسى كه صدر اعظم بوده است- آن وقت، صدر اعظم آن وقت منشأ امور بود- صدر اعظم اين حكومت، استانهايى را كه مىخواست بفرستد اجاره مىداد به تيول او، اين استان، استان كرمان است، كمدرآمدتر است، كمتر! استان خراسان زيادتر درآمد دارد؛ استان آذربايجان زيادتر، روى درآمد آنجا و اينكه ثروتمندهاى آنجا چقدر هستند؛ چقدر مىشود از آنها اين استفاده بكند! وقتى بنا شد سند اجارهبندى يك استانى دست يك حاكمى باشد و يك چيزى داده باشد براى اين كار، خوب، بالاخره بايد برود مردم را داغ كند و مىكردند، مردم را داغ مىكردند و از آنها چيزى