صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٥ - غربزدگى، مصيبت بزرگ ممالك شرق
جوانهاى ما را فاسد كردند.
ضرورت استقلال فرهنگى
از اين جهت، فرهنگ در كنار آموزش بايد پرورش داشته باشد. همان اسم نباشد كه «آموزش و پرورش». واقعيت باشد، هم تحصيل باشد به مدارج عاليه؛ و هم همراه تحصيل، تربيت باشد. جوانهاى ما تربيت بشوند به يك تربيتهاى انسانى؛ يك تربيتهاى اسلامى كه همان تربيتهاى انسانى است. اگر چنانچه تربيت انسانى بشوند جوانهاى ما، اينها ديگر خيانتكار به كشور خودشان نمىشوند؛ اينها ديگر طراح نيستند براى اينكه منافع كشور ما را به ديگران بدهند.
عمده اين است كه فرهنگ يك فرهنگ متحول بشود؛ يك فرهنگى كه از آن غربزدگى بيرون بيايد. همه چيزمان بايد اين طور بشود. استقلال فكرى، استقلال باطنى، داشته باشد. علاوه بر اينكه استقلال بايد داشته باشد و كسى در فرهنگ دخالت نبايد بكند، بايد استقلال فكرى داشته باشد؛ خودش مستقل و آزاد و روى پاى خودش باشد. اين طور نباشد كه توجهش به اين باشد كه غرب چه مىكند، ما هم دنبال او؛ آنها چه مىگويند، ما هم دنبال او.
غربزدگى، مصيبت بزرگ ممالك شرق
اين مصيبت بزرگى كه بر ايران و ممالك شرقى، مطلقاً، وارد شده است كه گوششان به اين است كه غربيها چه مىكنند و چه مىگويند و چه عمل مىكنند، و خودشان را از دست بكلى دادهاند. استقلال فكرى خودشان را، محتواى خودشان را، از دست دادهاند. اين ضررى است كه بالاتر از ضرر نفت- و نمىدانم امثال اين- است. اين را بايد فرهنگ جبران بكند كه فرهنگ ما طورى باشد كه بعد از ان شاء اللَّه چند سال ديگر افرادى كه از فرهنگ بيرون مىآيند يك افرادى متكى به نفس كه خودشان را ببينند؛ نه تبع ببينند؛ نه دنباله ببينند؛ و گمان كنند كه هر چه آنها كردند، ما بايد دنبال آنها باشيم. بايد مملكت خودشان را و خودشان را مستقل ببينند، و خودشان اداره بكنند مملكتشان را. خودشان