صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧ - رهايى از سلطه فرهنگى غرب
واقع شدهايد، سر دو راهى الآن واقع شدهايد. گمان نكنيد كه حالا كه رژيم سابق را عقب زديد ديگر مسائل تمام است. الآن شما ملاحظه مىكنيد كه در اين مملكت ريشههايى از همان رژيم سابق هست كه مشغول فعاليتاند. يك اشخاصى از خارج آمدهاند، با اسمهاى مختلف، آنها هم مشغول فعاليتاند. مىخواهند نگذارند كه اين مملكت رژيمش مستقر بشود. سابق با رفراندم مخالفت مىكردند، بعد با طرح قانون اساسى مخالفت مىكنند، بعد هم هر قضيهاى را كه پيش بياوريد. يك قشرى هستند كه از عمّال خارجىها هستند و مخالفت مىكنند، در يك روزى كه راجع به اساس مذهب، راجع به اساس كشور، ما مواجه با مخالفين هستيم، همه ما بايد توجه به همين معنا بكنيم. چه طور آن روز كه مىخواستيد اين رژيم را خارج كنيد هيچ طرح نمىكرديد مسائل خودتان را، گرفتاريهاى خودتان را با اينكه آن وقت هم گرفتارى داشتيد، لكن مىديديد كه الآن وقت طرح اين نيست، الآن هم همان طور است. الآن وقت طرح اينكه دانشگاه وضعش چه طور است، طب سنتى يا طب جديد وضعش چه جور است؟ يا ساير چيزهايى كه ما احتياج داريم و همه خرابيهايى كه الآن گذاشتند و رفتند، الآن وقت طرح اينها نيست، اينها يك وقتى دارد. الآن ما يك دولت متزلزل انتقالى داريم، استقرار پيدا نكرده است الآن رژيم ما، استقرار پيدا نكرده حكومت ما. ما قانون اساسى مىخواهيم كه اساس يك مملكتى بر قانونش هست، بعد از آن، رئيس جمهور مىخواهيم كه الآن نيست، بعد از آن، مجلس شوراى ملى مىخواهيم كه با رأى مردم تحقق پيدا كند. بعد كه مجلس تحقق پيدا كرد و رئيس جمهورى تحقق پيدا كرد و دولتى تحقق پيدا كرد، يك دولت مستقرى، و دست اينها و طمع اينها از اين مملكت بريد، آن وقت، وقت اين است كه من مشكلاتى كه دارم بگويم، شما مشكلاتى كه داريد، آقايان هم مشكلاتى كه دارند. نه اينكه ما نمىدانيم كه مشكلات زياد است.
رهايى از سلطه فرهنگى غرب
و نه اينكه ما نمىدانيم كه علومى كه در شرق بود، دسيسهها اسباب اين شد كه عقب بزنند آنها را، و به جاى او علوم غرب را بياورند- دانشهايى كه در شرق بود و اروپا از