صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦ - انتقاد از بىتوجهى به مسائل اساسى و اصلى كشور
فرعى، ممكن است كه نقشه باشد كه ذهن ما را به آن طرف منصرف كنند و خودمان هم متوجه نباشيم ذهن ما را برگردانند به يك طرف ديگرى، و آنهايى كه مىخواهند نتيجه بگيرند؛ ما كه حالا مىخواهيم نتيجه بگيريم، نتيجهاش را آنها بگيرند؛ يعنى آنها در قانون اساسى طرح بدهند. من اشخاص مختلفى كه از علماى بلاد و از اشخاصى آمدهاند اينجا و صحبت شده است گفتم آقا ننشينيد تا دشمنهاى شما طرح بدهند، شما خودتان طرح بدهيد، خودتان صحبت بكنيد، نياييد پيش من بگوييد، طرح را بنويسيد بدهيد به آنجايى كه بايد بررسى بشود، و بعد هم خودتان بايد، ملت خودش بايد انتخاب كند اشخاص را. البته يك معرفى هم از طرف اشخاصى كه مطّلع بر اوضاع هستند و مطّلع بر افراد هستند، يك معرفى هم از آنها خواهد شد؛ لكن ملت خودش بايد نظر بدهد.
انتقاد از بىتوجهى به مسائل اساسى و اصلى كشور
ما الآن مىترسيم كه در اين وقتى كه وقت نتيجه گرفتن از اين نهضت است و بايد ما جديّت كنيم كه اساس را درست بكنيم، بخواهند ذهن ما را از اين مطلب منصرف كنند به يك مشكلاتى كه همه اينها مشكلات صحيح است، مشكل است همه اينها، ذهن ما را منصرف كنند و خود آنها آن مسائل اصلى را خود آنها تصرف در آن بكنند. از اين جهت، به نظر من مىآيد كه بايد ما همان طورى كه اقلًا شماها تا آن وقتى كه چشمتان باز شده و توجه پيدا كرديد، زير مشكل بوديد و زير بار، عرض كنم كه انحرافات بود، يكى دو ماه ديگر، دو سه ماه ديگر، بايد تحمل كنيد و اذهانتان متوجه باشد به اين مسائل اصلى كه قدم [به] قدم پيش برود. بايد انسان هر وقت به آن مسئلهاى كه راجع به آن وقت است توجهاش را بكند. اين مسائل، مسائل دست دوماند و اين مسائل دست دوم ان شاء اللَّه حل مىشود و ان شاء اللَّه كم كم هم روزنامهها ترتيبش حل مىشود؛ و هم ساير چيزهايى كه هست ان شاء اللَّه درست مىشود، لكن اين نكته را من هر وقت و هر آن مىگويم- از باب اينكه خوب، دردى است كه بايد گفت و نبايد ترسيد كه چرا هى مىگوييد اين را، هى بايد اين را بگوييم. يك نفر آدم كه سرش درد مىكند، براى اينكه