صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٢ - وحشت دشمن از اسلامى شدن نظام
يك سوء نيت نيست؛ لكن سوء تشخيص است- واقع مىشود. و شورا مثلًا كه ما افرادش را مىشناسيم و مىدانيم چه اشخاصى هستند و آنهايى كه نمىشناسند همين طور به طور اجمال و كلى انتقاد مىكنند، شورايى كه هيچ معلوم نيست چه كاره است، معلوم نيست چه جورى است و فلان.
مجلس خبرگان، منتخب ملت
مجلس خبرگانى كه با رأى مردم حاصل شده، همه مىدانند كه اين مجلس يك مجلس تحميلى نبوده است، هيچ كس تحميل نكرده، خود مردم اشخاصى را انتخاب كردهاند، منتها فرض كنيد كه حزب جمهورى كانديدا داشته، دنيا هم اين طورى است كه كانديدا دارند اشخاص، افراد ديگر هم كانديدا داشتند، حالا شكست خوردند، آنهايى كه شكست خوردند مىگويند خوب، چرا ما نيستيم! خوب، شما در ملت وجهه نداشتيد كه نيستيد! كسى كه نيامده جلو رأى مردم را بگيرد. شماها جلو رأى مردم را مىگرفتيد و الّا حزب جمهورى اسلامى كه جلوى مردم را نمىگرفت كه رأى به او ندهيد، به من بدهيد. [مىگويند] نه، اينها خودشان را چه كردند كه ما در جبهه كذا هستيم. خوب، بسيار خوب، حالا ما فرض مىكنيم راست باشد- دروغ است اين- اما راست باشد؛ اگر فرض كنيد كه يك طايفهاى گفتند كه ما با آقاى بهشتى [١] رفيق هستيم، آقاى بهشتى هم در بين مردم وجاهت داشت و به واسطه وجاهتش مردم به او رأى دادند، اين خلاف واقعيتى است؟ يك زورى است در كار؟ يا مردم خودشان اين جور تشخيص دادهاند و عمل مىكنند. الآن هم كه مىبينيد راجع به مجلس خبرگان هر كس از هر طرف مىرسد يك چيزى مىگويد.
وحشت دشمن از اسلامى شدن نظام
و آن چيزى كه روى هم رفته هست راجع به مجلس خبرگان و راجع به جمهورى اسلامى و راجع به همه اينها، آن خوفى است كه عده زيادى از اسلام دارند. اينها
[١] آقاى سيد محمد حسينى بهشتى.