صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠ - تلاش براى استقرار حكومت اسلامى
اداره بكند ندارد، و محتاج به اين است كه يك كسى، يك قيّمى، بيايد او را اداره بكند! و مىخواهند همان مسائل را برگردانند.
تلاش براى استقرار حكومت اسلامى
امروز روزى است كه ما، همه برادرها، برادرهاى مرزنشين و مركزنشين، با هم همان طورى كه در ابتداى نهضت همه با هم بوديد و همه با هم اين نهضت را پيش برديد، از حالا به بعد هم اين نهضت را پيش ببريد، به طورى كه يك حكومت اسلامى مستقر [شود.] الآن يك حكومت انتقالى است، بايد قدرت را انتقال بدهد، يك حكومت اسلامى مستقر ما پيدا بكنيم با قوانين اسلام. آن وقت خواهيد و خواهند دنيا فهميد كه آن رژيمى كه عدالتپرور است، آن رژيمى كه براى دهقان بيشتر مقام قائل است تا براى بالاتريها، آن رژيم اسلام است. آن رژيمى كه اصلًا در آن گروهها و زبانها، هيچ در آن مطرح نيست اسلام است. ما بايد كوشش كنيم كه اين مطلب را به دنيا ثابت كنيم كه مملكت ما يك مملكتى است كه متحول شد از رژيم طاغوتى به رژيم اسلامى- انسانى و محتوايش، واقعش تغيير كرده، تحول واقعى فقط اسم نبود كه ما بگوييم جمهورى اسلامى. نه، ما مىخواهيم تمام قواعد اسلامى همان طور كه در صدر اسلام بوده است در ايران تحقق پيدا بكند و ما ارائه بدهيم به دنيا كه اسلام اين است؛ اسلامِ مترقى اين است؛ احكامِ مترقى اسلام اين است. آنكه به حال مستمندان و ضعفا بيشتر عنايت دارد تا به حالِ ديگران، آنكه طرفدار مستضعفين است، آن رژيمى كه مىخواهد مستضعفين را از قيد و بند آن گرفتاريها بيرون بياورد، آن اسلام است. آنكه پيشش اصلًا مطرح نيست مرزنشينى و مركزنشينى، بالانشينى و پاييننشينى پيشش مطرح نيست، اسلام است. آنكه وقتى حكومتش، رأسش مثل رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلّم- وقتى كه با اينكه رأس بود، با اينكه اداره يك كشور مىكرد، وقتى كه مىآمدند در يك مجلسى كه نشسته بودند اصحاب حضرت و حضرت نشسته بودند، بالا و پايين معلوم نبود. مىآمد و مىگفت كدام يكيتان پيغمبر هستيد؟ از باب اينكه دور مىنشستند اصحابشان با خودشان، همه با هم دور هم مىنشستند، يكى بالا و يكى پايين، يكى اين زيرش باشد