صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٠ - دروغين بودن ادعاى تمدن بزرگ شاه
اروپا طبيب خواست است تا لُوزَتَيْن عمل بكند! حتى در اين كثافت كاريشان، آن وقتى كه مىخواستند جشن شاهنشاهى بگيرند، آن شاهنشاهى كثيف را جشن بگيرند، براى طراحى پيراهن فلان، از اروپا [خياط] آوردند. سه دفعه طيّاره برد، دوباره احتياج پيدا كردند آورد كه طرح اين پيراهن را [درست كنند] من در ذهنم بود كه صد و پنجاه هزار تومان. ديروز كه صحبت كردند، يك خانمى اينجا گفت نخير، هشت صد ... براى طرح اين! چشم و گوش مردم را، از باب غفلتى كه از امور دارند، باز كردند كه ببينند كه اين مردى كه مىخواهد مردم را «به تمدن بزرگ» به قول خودش برساند مثلًا فرض كن رئيس يك مملكتى است، چه مىكند.
كسى كه رئيس مملكت- به قول خودش- هست يك همچو كارى بكند كه براى لُوزَتَيْن اولادش يا خواهرش از اروپا طبيب بياورد، اين چه لطمهاى وارد مىآورد به حيثيت يك مملكت! روحيه مردم را، روحيه اطبا را چه طور تضعيف مىكند. چه لطمهاى وارد مىشود به روحيه جراحهايى كه مىتوانند اين كار را انجام بدهند، چه لطمهاى در افكار مردم ايجاد مىشود، چه صدمهاى به افكار مردم مىرسد. مردم مىگويند كه ما چيزى نداريم. ما كه چيزى نداريم، فوج فوج الآن جوانهاى ما به خارج مىروند. نه از باب اينكه اينجا نيست؛ اينجا هست؛ از باب اينكه تا خارج نرفته بودند به آنها شغلى نمىدادند. و نه اينكه بروند و بسياريشان هم كه تحصيل نمىكنند آنجا، مىروند گردش مىكنند. لكن برنامه اين است كه همين آدمى كه گردش كرده به او تصديق بدهند! به من گفتند كه- حالا امريكا يا انگلستان يا جايى ديگر- اينها از خودشان كه تحصيل مىكنند وقتى كه بخواهند به آنها ديپلم بدهند بسيار سخت مىگيرند، مشكل است؛ [اما] ماها آسان است! چرا؟ براى اينكه نمىخواهند ما يك آدمى بشويم. فوراً يك كاغذى مىدهند، اينجا كاغذشان را به چشم مىكشند! تا آمد و نشان داد، ديگر فكر اين نيستند كه خوب آقا تو عملت چيست؟ ببينيم چه [مىتوانى] بكنى؟ اين براى اين است كه نمىخواهند بگذارند ما رشد بكنيم. و كوشش كردند در اينكه ما را عقب نگه دارند. يك طرحى است از خارج.