صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٨ - پاكسازى افكار از غربزدگى
تبليغات كه توانستند، انسانهايى كه در شرق هست از شرقيتشان بيرون كنند، مغزهاى آنها را شستشو بدهند و از شرقيت غافلشان كنند و از خودشان بيگانهشان كند؛ و به جاى او يك مغز غربى [بنشانند].
شما ملاحظه بكنيد در هر مؤسسهاى كه در ايران ايجاد شده، دواخانهها مثلًا، بسياريش اسماى غربى رويش است خيابانهاى ما خيابان «روزولت»، «چرچيل» كذا بيمارستانها هم. كتابها كه نوشته مىشود، يا به اسم يكى از آنها [است] يا اينكه غالباً استشهاد به كلمات آنها مىكنند. يك كسى هر چه بخواهد كتابش مشتريش زياد بشود، استشهاد به كلام غربيها [مىكند] چون مردم بيشتر به آن اقبال مىكنند. هم نويسنده غربى شده است كه استشهادش به آنهاست؛ هم خريدار غربى شده است كه تا آن نباشد مشترى كم مىشود! اينها براى اين است كه ما را از آن واقعيتى كه خودمان داشتيم، از مآثر خودمان، تهى كردند و به جاى او غرب را نشاندند. الآن هم هر كه بخواهد تحصيل كند، و لو اينجا اسبابش فراهم باشد، مىگذارد مىرود خارج. هر كه بخواهد معالجه كند، و لو اينجا هم طبيب خوب باشد، مىرود خارج.
در زمانهاى جوانى كه من مبتلا به درد چشم و ضعف چشم شدم، رفتم تهران، آن وقت طبيب معروفش امين الملك بود. من به وسيله يك نفرى كه با ما آشنا بود و دوست بود با او به ايشان مراجعه كردم. آن آقا گفت كه فلان- اسم برد يك نفر را كه من يادم نيست- براى چشمش به اروپا رفته بود. آنجا از او پرسيده بودند كه اهل كجايى؟ ايران. امين الملك مگر آنجا نيست؟ چرا. پس چرا آمدى اينجا؟ و بعض ديگرى هم بودند و حالا هم هستند اطبايى كه اين معالجاتى كه مثلًا مردم به آن ابتلا پيدا مىكنند، مىتوانند معالجه كنند؛ مع ذلك، اگر پيش خود آنها هم بروند، خودشان هم غربى شدند، خودشان هم مىگويند بايد بروى خارج! خودشان را باختهاند. همهمان باختيم. و اين توطئههاى بسيار جنايتكارانه خارجيها با عوامل داخلى بود. عوامل داخلى اين كار را كردند. يكى از وكلاى سابق زمان رضا خان، وكلاى مجلس شورا و بعد هم سنا- حالا