صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٣ - در راه حق نهراسيد
اميدوار باشيد. پشتوانه شما، خدا و اسلام است. كسى كه پشتوانهاش اسلام است از چه بترسد؟ با يك اشاره همه تمام مىشود. اتكال كنيد به خداى تبارك و تعالى، اتكال كنيد به قرآن و اسلام، و پيش برويد. اينكه يك كسى، مثلًا فرض كنيد، سردى با شما مىكند، همراهى با شما نمىكند، اينها چيز مهمى نيست؛ خدا همراه شماست؛ و لو حالا با شما يك قدرى هم فرض كنيد سردى مىكنند، يا يك قدرى همراهى نمىكنند، يا دلجويى نمىكنند.
در راه حق نهراسيد
كار وقتى براى خدا باشد، ديگر انسان خوف از چيزى ندارد. حضرت على بن الحسين- سلام اللَّه عليه- در آن بحبوحه كه بود و چه مىشد، راجع به اينكه همه حاصل مُقدَّر است كه بايد كشته بشويد، اين طور نقل مىكنند اهل منبر كه عرض كرد به امام- عليه السلام- كه أَ وَ لَسْنَا عَلَى الحَقِّ؟ [١] ما بحق نيستيم؟ فرمود: چرا. گفت: پس چرا بترسيم از مُردن: فَإِذاً لا نُبَالى بِالمَوتِ. [٢] وقتى ما بحقّيم، ما بحقّيم. هيچ اشكال در اين نيست كه ما بحقّيم، ما در مقابل باطل ايستادهايم.
باطل عبارت است از رژيم سلطنتى جابر. و شما مسلمان متعهد در مقابل يك همچو رژيمى و در مقابل دستجاتى كه تأييد او را مىكردند كه ابرقدرتها بودند و ساير قدرتها، شماها بحقّيد- وقتى شماها بحقّيد، از اينكه با ما [فلان] همراهى نمىكند چه باكى. خوب، من كه بحقّم، من تكليفم را دارم عمل مىكنم، حالا شما با من موافقت كنيد، نخير مخالفت كنيد، ده تا هم فرض كنيد كه چوب لاىِ چرخ بگذاريد، من كارم را دارم انجام مىدهم. رسيدم به آن كارى كه انجام دادم، دو تا چيز بردم: يكى ثواب خدا، يكى رسيدن به مطلب. نرسيدم، ثواب خدا سر جاى آن هست، شكست توى كار نيست. شما ملت شكست نمىخوريد ان شاء اللَّه، و به پيش مىرويد، و ان شاء اللَّه همه اين مشكلات
[١] «آيا ما بحق نيستيم؟!»
[٢] «پس در اين هنگام از مرگ نمىهراسيم». المناقب، ابن شهر آشوب، ج ٤، ص ٩٥. تاريخ الطبرى، ج ٥، ص ٤٠٨.