صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٤ - توطئه غرب در تضعيف روحانيت
پياده كنند. در زمان رضا شاه پياده شد، و به طور سختى هم پياده شد و بعد از آنكه ديدند آن سختيها مشكل است و نمىشود، به ترتيب شيطانى، يكى اينكه اسلام را در بين تودهها، در بين مردم، كوچكش كردند. قلمهاى اجير آنها و تبليغات دامنهدارشان راجع به اينكه اين اسلام مال زمان سابق بوده است! چيزى كه مال هزار و چهار صد سال پيش از اين است، ديگر حالا- حتى حالا هم اگر شما ديده باشيد، گاهى وقتها جرأت نمىكنند بگويند، اما مىگويند و لو يك كلمهاى را. اين يك راه بود كه اسلام را اصلًا از نظر مردم بيندازند؛ اسلام كهنه شده است- ديگر حالا وقت عصر نوين است، حالا عصر تجدد است، حالا عصر موشك است، در عصر موشك ديگر اسلام نبايد مطرح بشود!
توطئه غرب در تضعيف روحانيت
يك راه ديگرش هم، كه در عَرْض همين دنبال مىشد، اينكه روحانيت را از دست مردم بگيرند؛ اينها در بارىاند. اينها انگليسىاند! خود انگليسها تزريق مىكردند، خود انگليسها به مردم اين طور مىگفتند، كه اينها انگليسىاند؛ اينها منحرفاند؛ انگليسىاند! خودشان به مردم اين طور مىگفتند. آنهايى كه اجير بودند از طرف آنها به مردم اين طور تزريق مىكردند. خوب، سابق در ده- بيست سال پيش از اين، بيست سال پيش از اين؛ يا يك قدرى بيشتر، انگليس معروف بود و مطرح بود، بعد امريكا جلو افتاد ... اينها دربارىاند، اينها انگليسىاند، اينها را گذاشتهاند براى اينكه مردم را خواب بكنند! دين اصلش تخدير است، دين مِثْل مخدّرات مىماند؛ مردم را خواب مىكند كه آنها ببرند، بچاپند. روحانيت هم عامل انگليسها هستند! اينها آمدهاند اينجا مردم را خواب كنند كه آنها بچاپند و اينها حرف نزنند. مردم را اينها خواب مىكنند. آنها اموالشان را مىبرند و خودشان خواباند و مُلتفت نيستند.
اين دو نقشه بود كه اسلام را از نظر مردم پايين بيندازند و مردم به آن بىاعتنا بشوند، و آنها هم كه اسلام را ترويج مىكنند- از آنها هم مىترسيدند- آنها را هم منحط كند؛ تا اينكه اين دو تا قدرت وقتى كه از ملت گرفته شد، ديگر ملت نمىتواند كارى انجام بدهد.