صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٢ - تلاش غرب در بىهويت ساختن ملل شرق
متخصص هم هست، همان طبيب متخصص هم كه اين معنا را مىتواند عمل بكند، لكن از باب اينكه مغزش غربى شده است، مىگويد ببريد او را انگلستان.
چند روز، چند وقت پيش از اين، چند تا از اطبا اينجا بودند و من راجع به همين مسائل كه خوب، چه شده است كه- من اين طور مىگفتم- نگذاشتند طبيب پيدا بشود در ايران و از اين جهت است كه مىبرند به خارج. او مىگفت كه نه، ما طبيب هستيم. اينها را هم كه به خارج مىبرند، در خارج هم اطباى ايرانى زياد هستند و بسيارى از اينها را هم، همان اطباى ايرانى معالجه مىكنند! گفتم خوب، بدتر! براى اينكه شما حالا طورى شدهايد كه ديگر خودتان هم نمىتوانيد خودتان را بفهميد؛ خودتان را گم كرديد؛ به جاى خودتان يك موجود غربى نشسته است. فلاسفه غرب الآن هم محتاج به اين هستند كه از فلاسفه شرق ياد بگيرند. كتابهاى ابو على الآن هم، من گمان مىكنم تا چند وقت پيش از اين و الآن هم همين طور، مورد استفاده اطباى غرب است. قانون [١] بو على رسماً تدريس مىشده آنجا؛ استفاده از آن مىشده. لكن اين تحفه شرقى رفته غرب، غرب از آن استفاده كرد و ما خودمان گم كردهايم خودمان را، بو على را نمىشناسيم. اين براى اين است كه از آن وقتى كه اينها راه پيدا كردند به ممالك شرق كه اين شايد سابقهاش حدود سيصد سال يا همچو چيزى باشد- درست من نمىدانم، لكن طولانى است- در همه چيز شرق مطالعه كردند. اشخاص متخصص از خارج آمد، از غرب آمد و همه جاى ايران را و همه جاى شرق را گردش كردند و بررسى كردند. در تاريخ هست، در همين تاريخهاى آخرى، كه با شتر مىرفتند اين بيابانهاى ما را، همان بيابانهاى بىآب و علف هم مىرفتند، با شتر مىرفتند و آنجا بررسى مىكردند. يك قسم از بررسيها مال اين بود كه بفهمند چه دارد شرق. نفت را، كبريت را، هر چه كه دارد، مس، آهن، اين ذخاير زيرزمينى را بفهمند چه دارد، و بايد به چه راه اينها را به دست آورد، آنها كشف مىكردند.
[١] كتاب قانون، تأليف ابو على سينا در علم طب و پزشكى