صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩ - آفت گفتار بدون عمل
اجتماع مىكنيم و صحبت مىكنيم، بحثهاى عددى است؛ يك بحثهايى نيست كه سازنده باشد. در اين ممالك اسلامى، كه ممالك بسيار وسيعى هستند و قدرتهايى هم دارند، وقتى كه انسان ملاحظه مىكند مىبيند كه مسئله شعر و خطابه و فلسفه؛ و آنهايى كه ديگر خيلى چيز هستند، عرفان و امثال اينها مطرح است؛ آن چيزى كه در صدر اسلام رمز پيروزى بود اصلًا مطرح نمىشود. اگر آنكه در صدر اسلام در اصحاب رسول خدا- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- و لشكر اسلام بود، عشر او در اين ممالك اسلامى بود، قدرتى بودند كه بر تمام ابرقدرتها مقدّم بودند، لكن بكلى آن روحيه ايمان را از دست دادند و آن كه خيلى مؤمن بود آن بود كه مسجد برود، و از مسجد برگردد منزل و دعا بخواند. ديگر آن جهاتى كه در صدر اسلام مطرح بود اصلًا در بين ممالك اسلامى مطرح نيست، الآن هم مطرح نيست.
آفت گفتار بدون عمل
الآن هم وقتى كه مجالسى كه تهيه مىشود براى اينكه ببينند بايد چه بكنيم، از حدود نطق- و هر كه بهتر نطق بكند- معلوم نيست بيشتر باشد، همچو نيست كه واقعاً رسيدگى بكنند به اينكه چرا ما عقب افتاده هستيم، و چرا و چه چيز ممكن است كه ما را از اين عقب افتادگى نجات بدهد، طرح بكنيم و دنبالش برويم؛ عمل بكنيم. نه در هر سالى، هر چند سال، يك جلسهاى درست بكنيم، و هر كس هم از هر جا بيايد يك مقدارى خطابه و شعر و يك مقدار هم از مسائل اسلامى و احتياجات مسلمين. و بعد هم كه از آن مجلس خارج شدند، ديگر اصلًا همه چيزها مغفولٌ عنه بمانند. بايد بگوييم كه دشمنهاى اسلام، ممالكى كه به اسلام سلطه پيدا كردند و به مسلمين، آنها مرد عمل بودند، نه حرف، و مسلمين در اين، بعد از صدر اول، مرد حرف بودند نه عمل. خيلى خوب شعر مىگفتند، خيلى خوب خطابه مىخواندند، وقتى هم طرح مشكلات مىشد، خيلى هم خوب طرح مىكردند، اما از حدود گفتار خارج نمىشد؛ به عمل نمىرسيد. اگر از حدود گفتار خارج مىشد، نمىتواند انسان باورش بيايد كه بيشتر از صد ميليون عرب در مقابل اسرائيل آن طور زبون باشند. و انسان نمىتواند باور كند كه با داشتن همه چيز، و احتياج