صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٠ - انقلاب ايران، انقلاب رحمت
بود ولى وقتى كه ريشههايى را مىديد كه اينها مشغول فساد هستند و ممكن است كه فساد آنها به فساد امّت منتهى بشود و اينها غدههاى سرطانى بودند كه ممكن بود جامعه را فاسد كنند، در عين حالى كه نبى رحمت بود، باب غضب را باز مىكرد. يهود بَني قُرَيْظه، همان كاسبهايى كه الآن هم دنباله آنها صهيونيستها هستند و فاسد، بعد از آنكه ملاحظه فرمود اينها فاسد هستند و موجب فساد مىشوند، امر فرمود تمام آنها را گردن زدند؛ اين ماده سرطانى را از بين برداشتند. امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- با آن همه عطوفت، با آن همه رحمت، وقتى كه ملاحظه فرمود خوارج مردمى هستند كه فاسد و مُفْسِد هستند، شمشير كشيد و تمام آنها را، الّا بعضى كه فرار كردند، از دم شمشير گذراند. در وقت رحمت، رحمت؛ و اگر كسانى لايق رحمت نباشند، انتقام و غضب.
انقلاب ايران، انقلاب رحمت
ما بعد از آنكه پيروزى براى ملتمان حاصل شد و خيانتكاران [و] جنايتكاران را از صحنه بيرون كرديم و ملت بيرون كرد، باب رحمت را به روى ملت و به روى همه قشرها به دو مِصراع [١] باز كرديم. با رحمت عمل شد، آزاد شدند؛ مرزها آزاد؛ قلمها آزاد؛ فعاليتهاى سياسى آزاد؛ تمام آزاد و با رحمت با همه عمل شد. در هيچ انقلابى مثل انقلاب ما رحمت نداشت. و هيچ انقلابى مثل انقلاب ما با مردم و با خيانتكاران رفتار نكرد، همه را آزاد گذاشتيم. دولت ما با همه به طور رحمت رفتار كرد. قلمها را آزاد گذاشتند؛ مطبوعات را آزاد گذاشتند؛ احزاب را آزاد گذاشتند؛ گروهها را آزاد گذاشتند. باب رحمت به مِصراعَيْه [٢] به روى ملت باز، همان رحمتى كه دنباله رحمت اسلام است؛ دنباله رحمت رسول خداست. لكن خيانتكاران، جرثومههاى فساد و غدّههاى سرطانى، به اخلالگرى برخاستند؛ به فتنهگرى برخاستند. ملتى كه با خون خودش عدل و اسلام را مىخواست در مملكت پياده كند و به طور رحمت با همه رفتار كند، قدر اين رحمت را
[١] لنگه در.
[٢] دو مصراع، دو لنگه در.