صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦ - نياز به فرصت براى بازسازى كشور
اينها كردند و رفتند؛ قرضهاى زيادى گذاشتند، نيروى انسانى ما را عقب زده بودند، اقتصاد ما راور شكسته كرده بودند، ارتش به يك صورت ديگر در آمده بود، همه قوا و همه جهات در هم و بر هم، همه وزارتخانهها يك جاهاى بسيار ناراحتكننده.
نياز به فرصت براى بازسازى كشور
و حالا كه انقلاب حاصل شد و مىخواهيد همه چيز منقلب بشود ديگر، همه چيز بخواهد منقلب بشود،- نمىشود- كه يكدفعه شما فرض مىكنيد كه ما مىخواهيم همه وزارتخانههايى كه هستند- اينها- اشخاصى كه در آنجا مثلًا طاغوتى بودند، اينها عوض بشوند، و يك اشخاص ديگر بيايند. اينها پنجاه سال زحمت كشيدند كه ما آدم نداشته باشيم! حالا دولت به زحمت افتاده است كه چه بكند، گردش مىكنند اين طرف، آن طرف، يكى را برمىدارند، يكى را مىگذارند، بخواهند يكدفعه در را باز كنند و بگويند همه برويد، خوب، به هم مىخورد اوضاع، به تدريج اينها دارند عمل مىكنند. دولت، شب و روز زحمت مىكشند، اينها حسن نيت دارند؛ زحمت مىكشند؛ لكن امورى است كه با تدريج بايد درست بشود. به اين زودى نبايد ما توقع داشته باشيم كه يك رژيمى رفته و همه چيز را هم خراب كرده و اين همه هم قرض گذاشته براى اين مملكت، حالا تا اين پايش را بيرون گذاشت تمام كارها درست بشود! و البته آنهايى كه طمع به اين مملكت دارند به اين زودى دست بردار نيستند، آنها توطئه مىكنند، اسباب فساد ايجاد مىكنند، اسباب شلوغى و ناراحتى ايجاد مىكنند، نمىگذارند كِشت بشود، وقتى كشت شد، نمىگذارند بردارند، وقتى برداشتند مىسوزانند. اينها همه امورى است كه بعد از انقلاب هست در كار. شما نبايد قدرت ايمانتان را هيچ در آن تزلزل ايجاد كنيد، شما قوى باشيد، شما پيروز هستيد، اينها هم رفتنى هستند. منتها تحمل زحمت مىخواهد. شما پنجاه سال ظلم كشيديد و حرف نزديد، نتوانستيد هم حرف بزنيد، پنجاه سال از شهربانى و از ارتش و از ژاندارمرى و از سازمان [١] بالخصوص همه ما رنج برديم، همه
[١] ساواك.