صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٤ - هراس رژيمهاى طاغوتى از انسانهاى واقعى
مادر مىشنود غير از آن چيزى است كه از معلم مىشنود. بچه از مادر بهتر مىشنود تا از معلم. در دامن مادر بهتر تربيت مىشود تا در جوار پدر؛ تا در جوار معلم. [اين] يك وظيفه انسانى است، يك وظيفه الهى است، يك امر شريف است؛ انسان درست كردن است.
هراس رژيمهاى طاغوتى از انسانهاى واقعى
اينها، اينهايى كه مىخواهند انسان درست نشود، از انسان مىترسند، اين رژيمها از انسان مىترسند. در هر رژيمى يك انسان اگر پيدا بشود، متحول مىكند كارها را. رضا شاه از مدرس مىترسيد، آن قدرى كه از مدرس مىترسيد، از دزدهاى سر گردنه نمىترسيد! از تفنگدارها نمىترسيد. از مدرس مىترسيد، كه مدرس مانع بود از اينكه يك كارهاى زشتى را انجام بدهد، و آخر مدرس را گرفت و كشت. اينها از روحانى مىترسند، براى اينكه روحانى تربيت مىكند انسان را، و آنها نمىخواهند انسان پيدا بشود. اينها نمىخواهند انسان پيدا بشود، از اين جهت، اين قدر تربيت اولاد را پيش مادر مبتذل كردند؛ و اين قدر تبليغات كردند كه حتى خود مادرها هم شايد باور كردند. مادرها، اين بچههاى عزيز را، آنهايى كه تحت تأثير اينها واقع شدند، اين بچههاى عزيز را به پرورشگاهها فرستادند و از دامنهاى خودشان جدا كردند، و در آنجا تربيتهاى شيطانى شدند.
موظفيم ما كه انسان درست كنيم. انسان است كه مىتواند جلوى مفاسد را بگيرد، انسان است كه به حال مستضعفين نظر دارد، انسان است كه از حال مستضعفين متأثر مىشود، پيغمبر اكرم است كه از حال مستضعفين متأثر است؛ امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- است كه از حال مستضعفين در رنج و عذاب است. اين رژيمها همه مستضعفين را زير بار مىخواهند بكِشند و از آنها استثمار كنند. آنها دنبال اين نيستند كه براى مستضعفين كارى بكنند و نكردند. ديديد كه پنجاه سال، پنجاه و چند سال، كه ما شاهد قضايا بوديم، براى مستضعفين كارى نكردند، باز زاغهنشينان در اطراف تهرانند. و اين