صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٠ - ادعاى پوچ تمدن در رژيم سابق
براى خودش بكشد و اظهار وجود مىكند. آقا، ما نمىتوانيم در مقابل اسلام اظهار وجود بكنيم. اشتباه است اين! جز اين معنى كه يك تشتّتى پيدا بشود و يك اختلافاتى پيدا بشود و يك- عرض مىكنم كه- تأخيرى نهضت را عقب بيندازد. شما خيال نكنيد اين پيش نمىرود، پيش مىرود ان شاء اللَّه. لكن عقب مىرود با اختلافاتى كه پيدا بشود و اشخاص روشنفكر، اشخاص صاحب قلم، اشخاص صاحب اطلاع و فكر، اينها آدم بعضيشان را مىبيند كه قلمها را برمىدارند هر چه دلشان مىخواهد مىنويسند، و موجب تشتت مىشوند. همين هم كه مىگويند وحدت، وحدت، وحدت، همينها وقتى كه قلم دستشان مىگيرند و مطلب مىنويسند، يك وقت ديديم كه حمله كردند به يك مسئلهاى از مسائل كه مردم به آن مسأله علاقهمند هستند و ايجاد اختلاف مىكنند. چرا بايد اين طور باشد؟! اگر اينها واقعاً راست مىگويند كه ما مملكت را مىخواهيم، ملت را مىخواهيم، استقلال را مىخواهيم، چرا بايد اين طور باشد كه قلمهايشان بر خلاف مسائلى است كه ادعا مىكنند؟! اولِ كلام مىگويند بايد اين مملكت با هم متحد باشد، آخر كلامشان مىبينيد كه يك كلمهاى گفته است كه اسباب تشتت مىشود! اين اطراف دريا و آن فضاحت. اطراف دريا را يك مرد- نمىدانم، حالا من كه نمىشناسم- در مجله گفته: جدا بودن زنها از مردها «ارتجاع» است! «تمدن» اين است كه پسرها و دخترها تو دريا به هم ور بروند! اين تمدن است؟!
ادعاى پوچ تمدن در رژيم سابق
اين تمدنى است كه پنجاه سال حالى ما كردند كه اين معناى «تمدن» است! پنجاه سال به مغزهاى ما تزريق كردند كه تمدن عبارت از اينهايى است كه كردند. سينمايش برويد، تمدنش عبارت از اين است كه آن، دستگاهِ وقاحت بود. مجلاتش اين طور و روزنامههايش اين طور، راديو و تلويزيونش اين طور، همه اين طور بودند. و ما از اين ضرر ديديم، همهمان از اين ضرر ديديم، ديديم كه زندگى ما را به هم زدند، نيروى انسانى ما را عقب زدند. نيروى انسانى ما الآن كم داريم. براى چه؟ براى اينكه پنجاه سال