صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٨ - كليد پيروزى؛ حفظ وحدت
راه ندادند! گفتند از همان جا كه آمديد به همان جا برگرديد. وقتى هم عراق آمديم ديديم كه ... من فكر كردم كه ما هر جا برويم همين صحبتها هست؛ براى اينكه اينها همه مربوطند به هم، يك سياست است، اينها همه پشت او ايستادهاند. ما ديديم كه خوب، حالا برويم در خارج. خارج آمديم و آنها هم پشيمان شدند. ما آمديم آنجا. جو آنها آنجا ... من متشكرم از اين جوانهاى عزيز ما كه از همه جاها آمدند احوال از ما پرسيدند؛ مجتمع شدند، حرفهاى ما را شنيدند؛ منتشر كردند مصاحبات ما [را] در آنجا. گاهى همه جا منتشر مىشد. و اين يك راهى براى پيروزى ما بحمد اللَّه بود.
كليد پيروزى؛ حفظ وحدت
در هر صورت به شما عرض بكنم كه تحت وسوسه ابليس و عُمّال ابليس- كه همينهايى است كه مىنويسند و همينهايى كه مىگويند- هيچ وقت نرويد. شما پيروزيد و پيروزى تا آخر مال شماست. آنى كه من به شما عرض مىكنم اين است كه كليد پيروزى را حفظ كنيد، كليدش را اگر حفظ كرديد عنايت خدا با شماست. اجتماعتان را حفظ كنيد. الآن دنبال اين نباشيد كه ما حوايجى داريم برآورده نشده. اين را به اين آقا دارم مىگويم. من هم مىدانم كه حوايج [برآورده نشده.] من هم حوايجى دارم كه برآورده نشده، آقا هم حوايجى دارد، و آقا هم. همه يك چيزهايى مىخواهند كه آنها نشده. من كه از اول مسائل يادم هست، [حدود] پنجاه و هشت سال، شماها هم كه در بين راه ملحق شديد، زمان اين شاه را ادراك كردهايد، از آن وقت كه چشمتان را باز كرديد، اختناق بوده، زحمت بوده، گرفتارى بوده، توى حبس بوده؛ تبعيد بوده؛ از اين مسائل بوده؛ گرفتاريهاى ديگر كه چپاول بوده- همه چيز شما را بردهاند اينها. جواهرات كه پشتوانه اين مملكت بوده، يك مقداريش را رضا شاه برد و انگليسها بين راه از او گرفتند و بردند؛ يك مقداريش را هم ايشان حمل كرد و برد. الآن هم بانكهاى ما گرفتار قرض است؛ يعنى دولت گرفتار قرضهايى است كه اينها از بانكها گرفتهاند و گذاشتند رفتند. در هر صورت، الآن وقت اين نيست كه ما گرفتاريهاى شخصى كه داريم طرح كنيم، و هى به