صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٤ - حزب توده و چپگرايان، اجير امريكا
اوست، آن هم مواظب اين است؛ اين يك قدم اگر جلو برود، آن هم مىگويد من هم مىخواهم جلو بيايم. از اين جهت، خداوند اين طور ملتها را به همين معنا حفظ مىكند كه قدرتهاى بزرگ در مقابل هم بايستند و نتوانند هيچ كدام تعدّى بكنند. و آنها مىدانند كه- اگر فرض كنيم- كه يك قدرت هم بشود و بخواهد حمله بكند و يك جا را بگيرد، نمىتواند ادامه به حيات خودش بدهد. اين كشورگيرهايى كه يك وقتى مىريختند و يك جايى را مىگرفتند بعد از چندى همهشان از بين مىرفتند و مستهلك مىشدند؛ بلكه جزء همين ملت مىشدند.
حزب توده و چپگرايان، اجير امريكا
بنا بر اين، ملت وقتى يك مطلبى را مىخواهد، اين عملى خواهد شد. و شما اسلام را خواستيد و جمهورى اسلامى را خواستيد و احكام اسلام را هم همهمان مىخواهيم و اين عملى مىشود. بيخود دست و پا مىزنند! خودشان را زحمت مىدهند، البته ما را هم زحمت مىدهند. اما زحمت دادن يك مطلب است؛ پيروز شدن مطلب ديگر. البته هر كسى كه يك صحبتى بكند، قلم فرسايى بكند، انتقاد بكند، خوب، يك زحمتى است؛ يا فرض كنيد اينهايى كه مىروند و در ميان كشاورزها و پيش كشاورزها، و پيش كارگرها و اينها ايجاد فتنه و فساد مىكنند، خوب، يك زحمتى ايجاد مىكنند؛ اما اين طور نيست كه حالا كه چهار تا جوان گول خورده يا چهار تا جوان اجير، كه خيلى محتمل است در بعضى اينها كه اينها اجير امريكا هستند به يك صورت ديگرى.
چنانچه من توده را، در «حزب توده»، آن اولش را- حالا كه ديگر من بىاطلاعم، خيلى درست نمىدانم- اولى كه حزب توده پيدا شد، آن شخصى [١] كه اين حزب را درست كرد، و همه مىگفتند كه اين از مثلًا شوروى است و از اينهاست، از روسيه است، سرچشمه گرفته اينها، آن شخص همسفر من بود در مكه و در بيروت، كه ما براى انتظار كشتى سيزده روز بوديم، اين هم آنجا بود و مىآمد پيش ما. يك آدم نمازخوان، حج
[١] همسفر امام در سفر مكه و بيروت- سليمان ميرزا يكى از پايه گذاران حزب كمونيست و توده در ايران بود!