صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٣ - ترس دستگاه طاغوت از دانشگاهها
و بعدش هم كه تبعيد برداشته شد، مرحوم آقا ميرزا صادق آقا [١] در قم آمدند و ماندند اينجا، و اينجا هم فوت شدند. يك قيام از خراسان بود، منتها همه علما. قضيه قيام مسجد گوهرشاد، [٢] تمام علماى خراسان را كه در اين قيام دخالت داشتند و سرشناس بودند گرفتند و آوردند تهران و حبس كردند و محاكمه كردند اينها. يك قيام از اصفهان شد و علماى اصفهان آمدند به قم و دعوت كردند از علماى اطراف و علماى اطراف هم خيليهايشان هم آمدند اينجا. منتها اين هم قدرت دست آنها بود و نتوانستند و شكستند و ملت هم آن طور هوشيار نشده بود كه درست دنبال علما را بگيرد. عكس آنى كه اينها مىگويند كه اينها دربارى هستند. به عكس، اينها ضد دربارى هستند. ضد دربارى را اينها مىگويند دربارى! و هميشه، در همين عصر خودمان آنى كه مورد هجوم واقع مىشد همين مدرسههاى علمى بود. همين مدرسه فيضيه قم چند دفعه مورد هجوم واقع شد و در شكستند و پنجره شكستند و كتابها را آتش زدند و عمّامهها را آتش زدند و بعض از افراد را از پشت بام پرت كردند پايين، و از اين وحشيگريها كه كردند؛ اين هم براى اين بود كه مىخواستند اين دو تا قدرت را از مردم بگيرند.
ترس دستگاه طاغوت از دانشگاهها
يك [مطلب] ديگر هم راجع به دانشگاهها بود و طبقه دانشجو و دانشگاهى. اينها از دانشگاهْ هم مىترسيدند. مىديدند كه خوب اينها يك قوه متفكرهاى هستند كه جوان هم هستند، ممكن است از اينجا باز يك قدرتى پيدا بشود در مقابلشان، دانشگاه [را] هم به طريقهاى مختلف كوبيدند. طريقهاى مختلفى داشتند تا توانستند اينها را به واسطه همين تبليغات منحرف كردند؛ اذهانشان را منحرف كردند. يك كارهاى مهمى اينها كردند براى اينكه طبقه جوان را هر چه هست مشغول كنند به خودشان و نگذارند كه
[١] ميرزا صادق آقا تبريزى، مرجع تقليد مردم آذربايجان كه به اتفاق آيت اللَّه حاج ميرزا ابو الحسن انگجى، رهبرى مبارزات علماى تبريز عليه ستمگريهاى رضا خان را بر عهده داشت.
[٢] حادثه خونين مسجد گوهرشاد در سال ١٣١٤ هجرى شمسى روى داد و به دستور رضا خان، افرادى را كه به عنوان اعتراض به صدور فرمان كشف حجاب در اين مسجد اجتماع كرده بودند به گلوله بستند.