صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥ - كوشش همگانى در اسلامى شدن نظام
همچو چيزى هستم، بايد مثلًا چه بشود، هيچ ابداً در روح او هيچ فرقى نمىكرد. براى اينكه روح، روح الهى بود. روح الهى در آن فرقى نمىكند يك جمعيت كمى تحت نظر او باشد، يا يك دنيا باشد، در حال روحى او فرقى نمىكند. او موظّف است عدالت كند. مىتواند با اين چهار تا كه هست عدالت بكند؛ اگر توانست، به همه جا عدالت را گسترش مىدهد.
همه ما الآن كه اسم جمهورى اسلامى روى خودمان گذاشتيم و رژيم سابق را فرستاديم- بحمد اللَّه- به خارج و دفنش كرديم، و ديگر هم زنده نخواهد شد ان شاء اللَّه، همه ما الآن مكلفيم كه اين رژيمى كه ادعا داريم كه تحقق پيدا كرده، واقعيتش تحقق پيدا كند؛ از حدّ لفظ به حدّ معنا بيايد؛ از حدّ رأى به حدّ خارج بيايد. شما كه مأمورين يك وزارتخانه هستيد يك طور بايد عمل بكنيد، آنها هم كه در وزارتخانه ديگرند يك طور؛ همه بايد مأمورين اسلامى باشيد. هر فرد بايد خودش را موظف بداند به اينكه اين كارى كه الآن اين كار جزئى كه پشت ميز نشسته به او محوّل است، اين كارى كه به او محوّل است، روى عدالت عمل بكند؛ منتظر نشود كه وزير، عادل بشود. وزير، عادل بشود يا عادل نباشد، شما بايد عادل باشيد. نخست وزير عادل باشد يا نه، براى خودش ضرر دارد و نفع دارد. آن حسابش على حدّه هست. شما هم حسابتان على حدّه است، پيش خدا حسابش على حدّه است، پيش ملت هم حسابش على حدّه است. شما كه اين كار جزئى، اين پيشخدمتى كه اين كار جزئى دستش هست، عدالت در آن كارش بايد بكند. آن رئيس اداره هم كه در آنجا نشسته آن هم عدالت در همان كار بايد بكند؛ منتظر نشود ديگران عادل بشوند تا او عادل بشود، مثل اين است كه من منتظر بشوم ديگران نماز بخوانند تا من نماز بخوانم، يا منتظر بشوم ديگران ناهار بخورند تا من ناهار بخورم! چه طور وظايف طبيعى را آدم اين طورى عمل مىكند. وظايف طبيعى را هر كسى شخصى عمل مىكند؛ شما هيچ وقت انتظار كشيديد ديگران نفس بكشند تا شما بكشيد؟ ديگران نگاه كنند تا شما نگاه [كنيد]؟ هيچ همچو نيست. شما به حسب طبيعتتان وظايف طبيعى را شخصاً عمل مىكنيد. وظايف الهى هم همين طور است. همان طورى كه