صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٢ - رعب الهى در دل دشمنان ملت
«حبل اللَّه» است. اين همه با هم يك راه را بروند و آن هم راه خدا، اين پيروزى را به ما هديه كرد، پس آنكه ما را در مقابل قدرتهاى بزرگى كه در داخل و خارج بود، يعنى قدرت بزرگى كه شاه سابق داشت و دنبالش هم همه قدرتهاى ممالك ديگر بىاستثنا تقريباً- تقريباً تمام ممالك عربى با او موافق بودند، ابرقدرتها هم همهشان، خودش ذو قدرت؛ داراى قدرت شيطانى بود، همه قدرتهايى هم كه در عالَم بود، يعنى اينهايى كه مىتوانست مربوط باشد به طرفهاى ما- همه اينها هم با او موافق بودند؛ و مىخواستند نگهش دارند، در عين حال نتوانستند نگهش دارند. شما هيچ نداشتيد، اصلًا اسلحهاى دست شما نبود، الآن چهار تا تفنگ يا چند تا تفنگ كه مىبينيد، اينها غنيمتى است كه بعد از شكست دادن آنها به دست شما آمده است. قبل از آن، دست شما چيزى نبود ... بوديد شما، و آنها مجهز بودند به همه جهازات شيطانى، همه چيز داشتند، در عين حالى كه آنها همه چيز داشتند و شما هيچ نداشتيد، مغلوب كرديد آنها را. همه مىخواستند بماند او. و بعد از رفتن او هم مىخواستند كه باز رژيم باقى باشد و شوراى سلطنتى باشد، و نشد، نتوانستند. اين يك قدرت الهى بود؛ نه قدرت من و شما. اين براى همان بود كه همه اجتماع، اعتصام به حق كرده بودند؛ يعنى به اين اسلام كه بين مردم و خداى تبارك و تعالى مثل يك ريسمانى تصور شده. همه معتصم شده بودند به او؛ همه توجه پيدا كرده بودند به اسلام. اين اسباب اين شد كه ما پيروز شديم. حالا بايد همين را نگهش داريم. اگر بخواهيد اين مملكت، اين كشور، به سعادت برسد، پيروزى شما به آخر برسد، بين راه نمانيم و يا خداى نخواسته ما را در بين راه از مقصد برگردانند، اگر بخواهيد- و مىخواهيد البته- كه اين كشور ما تا آخر ديگر مستقل باشد، شما تا آخر آزاد باشيد و منافع كشور ما دست ديگران نباشد و راه ما راه سعادت باشد، همين معنايى كه اعتصام به اسلام، كه حبل اللَّه است؛ و متفرق نشدن از هم؛ همه با هم در اسلام مجتمع؛ در اين راه مجتمع؛ و تفرقه بينمان نباشد.
رعب الهى در دل دشمنان ملت
الآن اين اشخاصى كه در بين ملت افتادند و تخم تفرقه دارند مىپاشند، با قلمهايشان،