صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٥ - روحيه اسلامى و وحدت كلمه
عدل به تمام معنا آزاد، آزادى صحيح، نه آزادى غربى، و عرض مىكنم كه اقتصادش صحيح باشد، همه چيزش صحيح باشد، آن كه بتواند يك همچو كارى بكند اسلام است، اسلامى است كه خدا قوانينش را وحى فرموده، و بهتر مىداند كه براى اينها تا ابد چى لازم است. خيال نشود كه اسلام سابقاً مىشده است پياده بشود، حالا نه، ديگر نمىشود يا بعضىاش نمىشود. اينها انحراف است يا بىتوجهى است، نفهمى است. بايد شما اشخاصى كه صد در صد معتقد باشند كه اسلام كهنه نيست، الآن تا ابد زنده است. اين نهضت شما ثابت كرد به اينكه اسلام الآن هم متحرك است و كوبنده. الآن هم ظلم را، دستگاه ظلم را انسان مىكَند. اگر شما پيوند به اسلام نداشته بوديد و اشخاصى بوديد كه هر كس براى مقصد خودش يك حرفى مىزد، حالا هم باز زير همان بارها بوديم، و محمد رضا هم اينجا باز سلطنت مىكرد و فرياد مىكرد «تمدن بزرگ» و ما را به آتش مىكشيد!
روحيه اسلامى و وحدت كلمه
اين وحدت كلمه شما و همه توجهتان به اسلام، جوانها توجهشان به اسلام كه الآن هم مىآيند مىگويند شما دعا كنيد ما شهيد بشويم، و من مىگويم دعا مىكنم شما ثواب شهيد داشته باشيد، ديگر ما حالا ان شاء اللَّه ميدانى پيدا نمىكنيم تا شهادت باشد. ما حالا ديگر دزدها را و كلاهبردارها را داريم [مجازات] مىكنيم. در هر صورت يك همچو روحيهاى كه متحول شده بود از آن ترس به اين شجاعت، از آن فرار به اين هجوم، يك همچو روحيهاى شما را پيروز كرد. و اين روحيه، روحيهاى بود كه اسلام به ما داده؛ يعنى مردم حالا متحول شدهاند به همان اشخاصى كه در صدر اسلام، سى هزارتاشان يك روم و يك ايران را به هم كوبيد و- عرض مىكنم كه- فتح كرد. آنها هم براى همين بود كه اسلام را سعادت مىدانستند؛ چه زنده باشند چه نباشند. شهادت را براى خودشان زندگى ابدى مىدانستند. اين روحيه در جوانهاى ما، من مىبينم كه پيدا شده است، و جداً مىآيند از من تقاضا مىكنند كه من دعا كنم شهيد بشوند، اين اسباب اين شد كه ما