یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٦ - زن - طلاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٣٣٦
فرد متعلق بداند به اجتماع حاضر و آینده متعلق میداند، اجتماع را بیش از فرد در این امر ذی حق و ذی دخل میشمارد.
راه ابقای این پیمان مقدس که انحلالش مبغوض است چیست؟:
نکته دوم این است که پس از اینکه محرز شد که این پیمان مقدس و محترم است، راه حفظ و ابقا و ادامه آن را چه چیز باید بشماریم و نظر اسلام چیست؟
آیا قابل اجبار قانونی هست؟ البته نه، چون کار دل است و کسی را به زور نمیتوان وادار کرد که حتماً باید دیگری را دوست بداری.
برای بقای دوستی باید کاری کرد که موجبات قطع دوستی فراهم نشود.
باید به چند اصلی که در سخنرانیهای فاطمیه و رمضان ٨٤ گفتهایم توجه کنیم که اولًا پایه ازدواج بر محبت است نه صرف همکاری در شرایط قانونی. به عبارت دیگر، اجتماع خانوادگی یک اجتماع طبیعی است نه قراردادی و جهات طبیعی آن باید رعایت شود و این اجتماع طبیعی مکانیسم مخصوص دارد؛ وحدت روحها و دلهاست.
علاقه زن و مرد به هم متشابه نیست (مکانیسم محبت زناشویی):
ثانیاً درست است که به حکم فطرت، زن و مرد هر دو به یکدیگر علاقه مندند (و جعل بینکم مودة و رحمة) اما این علاقه متشابه نیست، نظیر اضافات متشابه الاطراف نیست، نظیر اضافات متخالف الاطراف است. به عبارت دیگر، این اجتماع طبیعی مکانیسم خاصی دارد.
بعضی علایق متشابهند، مثل علاقه دو برادر و یا دو خواهر و یا دو پسرعمو و یا دو دوست به یکدیگر؛ همان نوع علاقهای که از وجود آن به طرف این برمیخیزد، از وجود این به طرف آن برمیخیزد. اما بعضی علایق اینطور نیست [١]. خداوند علاقه مرد و
[١] این نظیر علاقه و پیمان مرید با مراد و امام جماعت با مأموم و نماینده انتخابی با مردم است که به زور نمیتوان آن را حفظ کرد. امام جماعت اگر علاقه مند است باید عدالت خود و ارادت مردم را حفظ کند، نه اینکه وقتی که ارادت مردم فسخ شد به محکمه عرض حال بدهد. در امامت جماعت و مأمومیت نیز پیمان، پیمان دلهاست.
حساب دل حساب جدایی است.